کتاب هنوز هر چیزی ممکن است ویرژینی گریمالدی + دانلود نمونه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب هنوز هر چیزی ممکن است

کتاب هنوز هر چیزی ممکن است

دسته‌بندی:
امتیاز
۴.۰از ۴ رأیخواندن نظرات

معرفی کتاب هنوز هر چیزی ممکن است

کتاب هنوز هر چیزی ممکن است نوشتهٔ ویرژینی گریمالدی و ترجمهٔ فرزانه مهری است. گروه انتشاراتی ققنوس این رمان فرانسوی را روانهٔ بازار کرده است.

درباره کتاب هنوز هر چیزی ممکن است

کتاب هنوز هر چیزی ممکن است، رمانی است که در ۶ بخش و با نام‌های «انکار»، «خشم»، «چانه‌زنی»، «افسردگی»، «پذیریش» و «هنوز هر چیزی ممکن است» نوشته شده است. راوی رمان، «ژولین» دختر «ژان» است. ٰژان مردی است که پس از ۲۰ سال کار در خط تولید کارخانهٔ شوفاژسازی ورشکست شده، خود را بازنشسته کرده و از همسرش جدا شده است. خانهٔ پدر می‌سوزد و او به خانهٔ دختر می‌آید. ژولین زندگی آرام و بدون دغدغه‌ای دارد، ولی پدر دمدمی‌مزاج است. حقوقش را هزینهٔ کالاهای تبلیغاتی در تلویزیون می‌کند و با صدای بلند موسیقی گوش می‌دهد. پدر در حال دچارشدن به بیماری آلزایمر است. این موضوع باعث می‌شود ژولین شرایط پیش‌آمده از این وضعیت را بپذیرد و با تغییر نگاه با دنیای پدر همراه شود.

ویرژینی گریمالدی این رمان را با محوریت قراردادن تجربیاتی که در زندگی شخصی خود از سر گذرانده است. او با شوخ‌طبعی پرشور و ظرافت بی‌پایان خود، برایمان داستان فوق‌العاده‌ای دربارۀ گذر از این مرحله و انعطاف‌پذیری نقل می‌کند. طبق نظرسنجی فیگارو، ویرژینی گریمالدی پرخواننده‌ترین زن رمان‌نویس فرانسوی در سال‌های ٢٠١٩ و ٢٠٢٠ بوده است. او متولد سال ۱۹۷۷ است. رمان «هنوز هر چیزی ممکن است» سال ۲۰۲۱ در پاریس منتشر شد.

خواندن کتاب هنوز هر چیزی ممکن است را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

خواندن این کتاب را به دوستداران ادبیات داستانی معاصر فرانسه و قالب رمان پیشنهاد می‌کنیم.

بخشی از کتاب هنوز هر چیزی ممکن است

«شب پناهگاه افکار سیاهم شده. حوالی سه صبح، هنگامی که همه‌چیز در سیطره تاریک‌روشن و سکوت است، خواب می‌گریزد و رقص افسوس و پشیمانی آغاز می‌شود. نقش‌های اصلی به عهده حسرت گذشته و احساس گناه است، که حرکات پرپیچ وخمی را مکرراً در گذشته اجرا می‌کنند.

بایست می‌دیدم. نشانه‌هایی وجود داشت. این بی‌اعتنایی از جانب ما غیرمعمول بود. هر سال، برای تولد شارلی، پدرم او را با خود می‌برد تا با هم خوش بگذرانند. روز شارلی بود و فعالیت‌ها را او انتخاب می‌کرد، پدر چاره‌ای جز پذیرفتن نداشت. شارلی حق انجام دادن هر کاری را داشت، و فقط یک وظیفه به عهده‌اش بود: این‌که خوش بگذراند. آن‌ها با هم سوار بر طناب از این کوه به آن کوه سر می‌خوردند، موج‌سواری می‌کردند، دُم میکی‌ماوس را می‌گرفتند، به تماشای نمایشی از چوپی می‌نشستند، کیلوکیلو پشمک می‌خوردند، درون کلبه درختی می‌خوابیدند، اسکیت‌بازی و صخره‌نوردی می‌کردند، و همه را هم قطعاً در لباس دزددریایی، شوالیه یا شاهزاده انجام می‌دادند. سال گذشته، در روز تولد شارلی، پدر حتی به او زنگ هم نزد. من که دلخور شده بودم، پیام تندی برایش فرستادم که واکنشی به آن نشان نداد. حتی وقتی مچ دست شارلی شکست، باز هم سروکله‌اش پیدا نشد تا از او خبر بگیرد. به‌ندرت خبر می‌گرفت، به همان اخباری که برایش می‌فرستادم راضی بود. من هم دیربه‌دیر تماس می‌گرفتم، چرا که فکر می‌کردم علاقه‌ای به شارلی ندارد. اجازه دادم که سکوت بینمان عادی شود، و خودم را با آن رابطه نقطه‌چین‌مانند وفق دادم. ماه‌ها تصور می‌کردم که برایش مهم نیستیم، و غم و غصه‌ام را به ضرب بغض و کینه خاموش ساختم.»

نظرات کاربران

خودِ خودِ سِوِروس اِسنیپ
۱۴۰۵/۰۲/۰۵

خانم ویرژینی گریمالدی،ممنونم که انقدر قشنگ می‌نویسی❤️ لابلای تمام سطر های هر کتابی که از این نویسنده خوندم ، اشک ربختم خندیدم و زندگی کردم این کتاب دردناک و قشنگ بود بیشترمون یک ژان در خانواده داریم کاش بتونیم به ارزوهامون برسیم ... خانم فرزانه

- بیشتر

بریده‌هایی از کتاب

در وحشت از دست دادن عزیزانم زندگی می‌کنم، به طور دقیق‌تر، در وحشت از ادامه دادن به زندگی بدون آن‌ها.
یك رهگذر
از همه تلخ‌تر برای من این است که تازه امروز دارم متوجه خصوصیات خوبش می‌شوم، الآن که دارند محو می‌شوند.
یك رهگذر
نمی‌دونی موسیقی چه حسی به‌م می‌ده. من رو با خودش می‌بره، دلم رو به لرزه درمی‌آره، موهای تنم سیخ می‌شه. وقتی به ترانه‌ای که دوست دارم گوش می‌کنم، احساس می‌کنم که زنده‌تر شده‌م. انگار ترانه‌ها به جای من حرف بزنن.
یك رهگذر
فقط دو نفر در دنیا قادرند با یک تذکر مرا نیست ونابود کنند: مادر و پدرم. کوچک‌ترین انتقاد، حتی اگر از سر خیرخواهی باشد، تمام وجودم را زیر سؤال می‌برد. در برابرشان کاخی ساخته‌شده از کارت‌های کاغذی‌ام، فقط مهربانی را برمی‌تابم. با باد ملایمی فرومی‌ریزم. هر قدر هم غرق تعریف و تمجیدم کنند، اگر نت ناکوکی آن میان به گوش برسد، فقط آن را می‌شنوم. این امتیازی است که مادر و پدرها در اختیار دارند، ارزش سخنانشان سه برابر بیشتر است.
یك رهگذر
شاید اگر خیلی محکم بغلش کنم، از پیشم نرود.
یك رهگذر

حجم

۲۴۹٫۶ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۱

تعداد صفحه‌ها

۲۹۵ صفحه

حجم

۲۴۹٫۶ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۱

تعداد صفحه‌ها

۲۹۵ صفحه

قیمت:
۱۸۰,۰۰۰
تومان