دریاچه کلاغ رمانی از مری لاسن، نویسنده کانادایی است که اولینبار در سال ۲۰۰۲ منتشر شد. لاسن دانشآموخته روانشناسی دانشگاه مکگیل و مشغول به کار به عنوان روانشناس در انگلستان است.
«دریاچه کلاغ» درباره مصیبتی است که بر خانوادهای در سرزمینهای شمالی کانادا نازل میشود و زندگی آنها را چنان زیرورو میکند که دیگر نمیتوانند یک خانواده معمولی باشند. خانواده موریسون با چهاربچه، دو دختر و دو پسر که پدرو مادرشان را در یک تصادف هولناک از دست میدهند. لوک بزرگترین فرزند خانواده تقریبا ۱۹ سال دارد و بار تمام خانواده بر دوش او است. مت فرزند دوم است. دختر راوی داستان، کیت، فرزند سوم است که کودکی است و کوچکترین فرزند خانواده، بو دختری است که تنها یک سال و نیم دارد. بچهها برای تحمل این مصیبت تلاش زیادی میکنند و متحمل سختیهای زیادی در زندگی میشوند که بیست سال بعد هم در زندگیشان بازتاب دارد.
داستان زمانی از زبان کیت موریسون روایت میشود که در آستانه ازدواج با دنیل است. دانیل از او میخواهد تا سرگذشتش را تعریف کند و همزمان مقدماتی را چیده که کیت را به خانوادهاش معرفی کند. بنابراین ما همزمان دو داستان را دنبال میکنیم. داستان کیت و دانیل و داستان زندگی کیت و خانوادهاش.
«دریاچه کلاغ» لاسن شاهکاری است که سادگی گولزنندهای دارد و زیر همه این سادگیها ما شاهد گذشتهای تراژیک و تکان دهنده از یک زندگی پر از سوءتفاهمها، قولهای فراموش شده، ازخودگذشتگیها و عشقها هستیم. این اثر کتاب برگزیده سال ۲۰۰۲ به انتخاب واشنگتن پست و نیویورکتایمز بوده است.
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب دریاچه کلاغ و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
شاید سلیقه ای باشه من کتاب رو دوست نداشتم خیلی توصیفات اضافی داشت و فراز و فرود آن چنانی نداشت
چندین صفحه رو نخونده رد کردم چون حوصله سربر بود
۰
niloofar
توصیه میکنم.
۱۴۰۰/۱۱/۰۶
خیلی وقتها هنگام خواندن یک رمان، با شخصیتهای قصه همزادپنداری میکنیم و ۱تفاقهای تازهای را همراه با آنها تجربه می کنیم. در این رمان شاید به دلیل موقعیت خاصی که شخصیتاصلی و خواهر و برادرانش دارند، دلیلی برای این همزادپنداری...بیشتر
۰
Atiyeh.gh
توصیه میکنم.
۱۴۰۳/۰۱/۰۹
همه چیز این کتاب برای من کامل بود.
اگه بخوام فقط با یک کلمه توصیفش کنم، به نظرم "گرم" مناسبترین انتخابه.
درست مثل یه تیکه کیک شکلاتیِ داغ که دوست نداری هیچوقت تموم بشه یا آغوش یه دوست که دلت نمیخواد ازش...بیشتر
۰
کاربر ۶۹۰۰۶۴
توصیه میکنم.
۱۴۰۰/۱۱/۲۲
مثل وزش نسیمی خنک، زنجیره وقایع داستان دلنشین بود و واقعی. متاسفانه ترجمه خوبی نداشت.
۰
کاربر ۳۷۸۲۶۳۸
توصیه میکنم.
۱۴۰۴/۰۱/۲۱
داستان ،سختیها ،تلاشها،ناامیدیهاو همدلی های چهار خواهر وبرادر رو بعد از مرگ پدر ومادرشون روایت میکنه. داستان جذابیت خاصی نداره اما سادگی وروانی داستان باعث میشه اون رو تا پایان ادامه دادو از خوندنش لذت ببرید.
این حقیقت که پایان یک زندگی حیات را از بین نمیبرد و پایان زندگی قسمتی از حیات است به او آرامش میداد.
کاربر ۷۲۶۹۰۱
۱
وقتی بخواهی بفهمی که آغاز یک جریان کجا بوده است البته نمیدانی تا چه زمانی باید به عقب برگردی. این جستجو ممکن است تو را تا حضرت آدم هم به عقب ببرد
کاربر ۳۷۸۲۶۳۸
۱
این حقیقت که پایان یک زندگی حیات را از بین نمیبرد و پایان زندگی قسمتی از حیات است به او آرامش میداد.
کاربر ۳۷۸۲۶۳۸
۱
سرنوشت هر کس کموبیش با تقدیر دیگران گره خورده است.
کاربر ۷۲۶۹۰۱
۰
کریسمس از راه میرسید ـ روزی که افراد خانواده کنار هم هستند، بدترین روز برای افرادی که تازه داغدار شدهاند، زمانی بینظیر برای دو برابر کردن فشارهای روحی.
کاربر ۷۲۶۹۰۱
۰
دلم میخواست میتوانستم حقیقت را به او بگویم ـ بگویم چرا دلم نمیخواهد بیاید و خودم را از این باری که بردوش داشتم راحت کنم. ولی اگر آدم چیزی را خودش نفهمد چهطور میتواند آن را توضیح دهد؟
کاربر ۳۷۸۲۶۳۸
۰
اگر بچهها علاقهای به یادگیری ندارند چرا به دانشگاه میآیند؟ معلوم است چون فکر میکنند این آسانترین راه است. آنها برای خوشگذارنی میآیند، اگر در این مسیر حقیقت دیگری را برگزینند منحصرآ در نتیجهٔ اتفاق است.
کاربر ۳۷۸۲۶۳۸
۰
این حقیقت که پایان یک زندگی حیات را از بین نمیبرد و پایان زندگی قسمتی از حیات است به او آرامش میداد.
نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
شاید سلیقه ای باشه من کتاب رو دوست نداشتم خیلی توصیفات اضافی داشت و فراز و فرود آن چنانی نداشت چندین صفحه رو نخونده رد کردم چون حوصله سربر بود
خیلی وقتها هنگام خواندن یک رمان، با شخصیتهای قصه همزادپنداری میکنیم و ۱تفاقهای تازهای را همراه با آنها تجربه می کنیم. در این رمان شاید به دلیل موقعیت خاصی که شخصیتاصلی و خواهر و برادرانش دارند، دلیلی برای این همزادپنداری...بیشتر
همه چیز این کتاب برای من کامل بود. اگه بخوام فقط با یک کلمه توصیفش کنم، به نظرم "گرم" مناسبترین انتخابه. درست مثل یه تیکه کیک شکلاتیِ داغ که دوست نداری هیچوقت تموم بشه یا آغوش یه دوست که دلت نمیخواد ازش...بیشتر
مثل وزش نسیمی خنک، زنجیره وقایع داستان دلنشین بود و واقعی. متاسفانه ترجمه خوبی نداشت.
داستان ،سختیها ،تلاشها،ناامیدیهاو همدلی های چهار خواهر وبرادر رو بعد از مرگ پدر ومادرشون روایت میکنه. داستان جذابیت خاصی نداره اما سادگی وروانی داستان باعث میشه اون رو تا پایان ادامه دادو از خوندنش لذت ببرید.