با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
سایه‌ی سنگین خانم الف

دانلود و خرید کتاب سایه‌ی سنگین خانم الف

۴٫۵ از ۴ نظر
۴٫۵ از ۴ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب سایه‌ی سنگین خانم الف  نوشته  پائولو جوردانو  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب سایه‌ی سنگین خانم الف

کتاب سایه‌ی سنگین خانم الف، نوشته پائولو جوردانو و با ترجمه محیا بیات در نشر برج منتشر شده است. در کتاب سایه‌ی سنگین خانم الف، جوردانو عشق و مرگ را از منظر کسی که زنده مانده رودرروی هم می‌گذارد. یک‌ طرف خاطرات بازمانده است و طرف دیگر غیبتی طولانی و نابودکننده. غیبت خانم الف، کسی که در بارداری پرخطر نورا همراهش بوده است و شاهد اولین گام‌های کودکش و نگهبان باهوش عشق نوپای او و همسرش. حالا بیماری زندگی او را تغییر داده است و غیبت و ازدست‌دادنش بسیار ترسناک و ویرانگر است.

خواندن کتاب سایه‌ی سنگین خانم الف را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به تمام علاقه‌مندان به ادبیات داستانی جهان پیشنهاد می‌کنیم

بخشی از کتاب سایه‌ی سنگین خانم الف

بابِت صدایش می‌کردیم. این نام مستعار، خوشایند ما بود زیرا تداعیگر حس خویشاوندی بود و خوشایند او بود چون برازنده‌اش بود و با آن آوای فرانسه، پرطمطراق به گوش می‌رسید. گمانم امانوئل هرگز معنی‌اش را نفهمد، مگر اینکه روزی برحسب‌اتفاق به داستان کارن بلیکسِن۲، یا محتمل‌تر به فیلمش، بربخورد و آن موقع به ربطش پی ببرد. به هر روی برایش کاملاً جا افتاده بود که خانم الف از جایی به‌بعد بابِت باشد، بابِت او. و به‌گمانم آوای این نام را با صدای دمپایی‌های او مرتبط می‌دانست؛ دمپایی‌هایی که پرستارش در بدو ورود به خانهٔ ما می‌پوشید و آخر روز کنار جاکفشی جفتش می‌کرد. وقتی نورا متوجه زیرهٔ فرسودهٔ دمپایی‌ها شده بود، یک جفت نو برایش تهیه کرد. آن‌ها را توی کمد گذاشت و هرگز استفاده‌شان نکرد. چنین شخصیتی داشت: نه‌تنها هیچ‌چیز را عوض نمی‌کرد، بلکه با جسم و جانش در برابر تغییرات مقاومت می‌کرد. گرچه سرسختی‌اش جالب و درعین‌حال احمقانه بود، منکر نمی‌شوم که دوستش داشتم. در زندگی ما، زندگی من و نورا و امانوئل، که آن دوران انگار هر روز منقلب می‌شد و مثل گیاهی نوپا در دست ویرانگر باد می‌لرزید، او عنصری پابرجا بود، پناهگاهی بود؛ درختی کهن‌سال با تنه‌ای چنان تنومند که به‌زحمت سه دست به دورش حلقه می‌شد.

شنبه‌ای در ماه آوریل بود که تبدیل شد به بابِت. امانوئل آن موقع حرف می‌زد، اما هنوز روی صندلی کودک می‌نشست که با این حساب باید پنج یا شش سال پیش باشد. خانم الف ماه‌ها بود که اصرار می‌کرد یک بار هم که شده برای ناهار به خانه‌اش برویم

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۴)
الهه
۱۳۹۹/۱۱/۲۵

داستانی بسیار زیبا و دردناک از حضوری زنی به عنوان یک خدمتکار در کنار یک خانواده، که نه تنها حضور فیزیکی‌اش برای آنها ضروری می‌شود، بلکه از نظر روانی هم به او وابسته می‌شوند. «سرطان خانم‌ الف، جدا بودن من

- بیشتر
rana
۱۳۹۹/۱۱/۰۱

بی‌اندازه از خوندنش لذت بردم، و دوستش داشتم. آهسته، لطیف و غمگین بود.

حمیده پارسائیان
۱۳۹۹/۱۱/۱۷

آه از غم لطیفی که می‌ذاره رو دل آدم.

*لپی*
۱۴۰۰/۰۱/۲۱

داستان زنی خدمتکار که چنان وجودش برای خانواده ای که برایشان کارمیکرده تاثیرگذاربوده که حتی بعدازمرگش به مرورخاطره هایش میپردازندونبودش گسیختگی عاطفی که درمیان آن خانواده بوده رابزرگتروعیان تر کرده.داستان کشش خاصی نداره وفقط بعدازخوندنش یه جورائی غمگین میشید.

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۱۱)
من بین دو آتش سوزان رنجش و توقع گیر افتاده‌ام: یک طرف زن میان‌سالی بیمار و طرف دیگر بچه‌دبستانی‌ای سرزنده، هر دو ولع دارند همهٔ نگاه‌ها رو به خودشان باشد، از ترس اینکه ناپدید شوند.
نازنین بنایی
میان بی‌شمار چیزی که در این ده سال زندگی مشترک دربارهٔ همسرم آموخته‌ام یکی‌اش همین عادت ناخوشایند تمایل به تنهاماندن است هنگام رنج. ناگهان از دسترس خارج می‌شود، نمی‌گذارد هیچ‌کس تسلایش دهد، مرا مجبور می‌کند سرجای خودم بمانم و تماشاچی بی‌مصرف رنج‌بردنش باشم؛ امتناعی که گاه به ناجوانمردی تعبیرش می‌کنم.
نازنین بنایی
وقتی از رناتو می‌گفت، انگار می‌خواست چیزی را به ما بفهماند؛ انگار می‌خواست تجربه‌های رابطه‌ای هرچند بدعاقبت و کوتاه، ولی صادقانه و خالص را به ما منتقل کند. هر عشقی، در درازمدت، نیازمند کسی است که ببیندش و تصدیقش کند و بر آن صحه بگذارد، اگر نه ممکن است اصلاً عشق نباشد. بدون نگاه او ما در خطر بودیم.
نازنین بنایی
- کشفیات علمی نه میانه‌ای با زندگی آسوده دارند، نه با همسران ناسازگار.
نسیم رحیمی
هر دویمان داشتیم تسلایی کوچک و شخصی سرهم می‌کردیم. در برابر مرگ دیگران کاری نمی‌شود کرد، مگر خلق چیزی که تسکینمان دهد، انتساب آخرین دلواپسیِ درگذشته به خودمان، گذاشتن اتفاق‌ها کنار هم به ترتیبی منطقی.
نازنین بنایی
- فرق چندانی بین مرگ آدم‌ها با هم وجود ندارد. همه با کم‌آمدن نفس می‌میرند.
نسیم رحیمی
آدم‌ها در جسارت‌دادن به یکدیگر بخیل‌اند. فقط می‌خواهند به خود بقبولانند که تو از آن‌ها کمتری.
نسیم رحیمی
هرچیزی که زیاد عاشقانه باشد رقت‌بار هم هست، نه؟
نسیم رحیمی
هر عشقی، در درازمدت، نیازمند کسی است که ببیندش و تصدیقش کند و بر آن صحه بگذارد، اگر نه ممکن است اصلاً عشق نباشد.
نسیم رحیمی
مرگ، قاعده‌ها را بر اساس اهمیت رسمی می‌چیند، بی‌درنگ قوانین احساسی‌ای را که شخص در زندگی‌اش آن‌ها را شکسته رفو می‌کند.
نسیم رحیمی

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۱۲۸ صفحه
قیمت نسخه چاپی۱۸,۰۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۸/۰۶/۱۵
شابک۹۷۸-۶۲۲-۹۶۴۷۷۲-۱
تعداد صفحات۱۲۸صفحه
قیمت نسخه چاپی۱۸,۰۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۸/۰۶/۱۵
شابک۹۷۸-۶۲۲-۹۶۴۷۷۲-۱