معرفی و دانلود کتاب پسرکی با پیژامه‌ی راه‌راه + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب پسرکی با پیژامه‌ی راه‌راهsubscriptionAvailable

کتاب پسرکی با پیژامه‌ی راه‌راه

نوع کتاب
۴.۲(از ۱۸ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
جان بوین، هرمز عبداللهی
انتشارات: 
نشر چشمه

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب پسرکی با پیژامه‌ی راه‌راه

کتاب پسرکی با پیژامه‌ی راه‌راه نوشته جان بوین است که با ترجممه هرمز عبداللهی منتشر شده است. این کتاب روزگار سیاه تاریخ می‌پردازد و درباره انسان‌هایی حرف می‌زند که باید بین قربانی بودن و ظالم بودن انتخاب کنند، حد وسطی برای نجات وجود ندارد.

درباره کتاب پسرکی با پیژامه‌ی راه‌راه

در یک طرف حصار برونو نه سالاست که به خاطر شغل پدرش مجبور می‌شوند که خانه خود در برلین را رها کنند و به خانه‌ای دور افتاده بروند و در طرف دیگه پسری با پیژامه‌ی راه راه که در اردوگاه نازی در لهستان زندانی شده است، از خانواده اش جدا شده، غذایی برای خوردن ندارد. دو کودک در دو جای مختلف که فکر می‌کنند بدبخت‌ترین انسان‌های زمین هستند اما زندگی آن‌ها را در جایگاه انتخاب قرار می‌دهد.

خواندن کتاب پسرکی با پیژامه‌ی راه‌راه را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به تمام علاقه‌مندان به ادبیات داستانی مربوط به دوره جنگ جهانی پیشنهاد می‌کنیم

بخشی از کتاب پسرکی با پیژامه‌ی راه‌راه

آرام راهش را گرفت و از پله‌ها بالا رفت، یک دستش به نرده بود، و از خود می‌پرسید آیا خانهٔ جدید در جا و مکان جدید، آن‌جا که کار جدید باید آغاز می‌شد، چنین نردهٔ خوبی خواهد داشت که مثل همین یکی بشود ازش سُر خورد. چون نرده‌های این خانه از همان طبقهٔ بالا ــ درست بیرون آن اتاق کوچک ــ تا کف زیرزمین ــ درست تا جلوِ آن دو در چوب‌بلوطی بزرگ ــ کشیده می‌شد. همان اتاق بالایی که اگر روی نوک پاهایش بلند می‌شد و قاب پنجره را سفت می‌چسبید می‌توانست سراسر برلین را ببیند و برونو هیچ‌چیز را بیشتر از این دوست نداشت که در طبقهٔ بالا سوار آن نرده شود و تا آن سر خانه سُر بخورد و توی راه صدای ویژویژ از خود دربیاورد.

از طبقهٔ بالا سُر می‌خورد تا طبقهٔ بعدی، همان جا که اتاق پدر و مادرش و حمام بزرگ قرار داشت تا جایی که به هر صورت قرار نبود او در آن‌جا باشد.

سُر می‌خورد تا طبقهٔ دیگری که اتاق خود و همچنین گرتل قرار داشت با آن حمام کوچک‌تر، حمامی که قرار بود بیشتر از آن‌که باید از آن استفاده کند.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب پسرکی با پیژامه‌ی راه‌راه و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:پسرکی با پیژامه‌ی راه‌راه
موضوع:داستان کوتاه، داستان خارجی
نویسنده:جان بوین
مترجم:هرمز عبداللهی
انتشارات:نشر چشمه
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۳۹۳/۰۲/۰۸
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۲.۵۲ مگابایت
شابک:۹۷۸۶۰۰۲۲۹۲۰۲۵
تعداد صفحه‌ها:۱۹۵ صفحه
قیمت کتاب:۱۲۳۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

Call_Me_Mahi
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۹/۲۳

دقیقا بعد خوندن این کتاب یاد نمایشنامه تاجر ونیزی شکسپیر افتادم ک شایلاک میگفت "مگر یهودی چشم ندارد؟ مگر یک یهودی دست و اعضا و بدن و حواس و فکر ندارد؟ آیا همان غذایی را که یک مسیحی می‌خورد نمی‌خورد؟ با...بیشتر

۰
Judy
مطمئن نیستم.
۱۴۰۰/۰۱/۰۵

کتاب خوبی بود واقعاً، هر چند که من فیلمش رو بیشتر پسندیدم ترجمه بد نبود ولی ویرایش افتضاح بود و بد نیست یه ویراستار استخدام کنن

۰
میس سین
۱۳۹۹/۱۰/۱۰

داستانی در مورد دوستی دو پسربچه از دو دنیای متفاوت در دوران سیاه هیتلر. غم انگیز بود ولی در این زمینه و این موضوع کتابهای قویتری داریم.

۲
پروانه
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۱/۲۵

نگاهی متفاوت به جنگ دوم

۰
°•Ala•°
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۲/۱۵

این کتاب در مورد یه پسر بچست که در اردوگاهی در لهستان(آشویتس)که پدرش اونو اداره میکنه زندگی میکنه و چون تنهاست مخفیانه با یه پسر یهودی داخل اردوگاه دوست میشه. حتما قسمت آخر کتاب رو که سوال مطرح کردن بخونید....بیشتر

۰
Mohadese
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۱/۲۱

خیلی آخرش غافلگیر شدم جذاب بود در عین ناراحت کنندگیش

۰
Jila
۱۴۰۱/۰۹/۱۷

بخش آخرش مغزم رو منفجر کرد 😶

۰
Z.Gh
مطمئن نیستم.
۱۳۹۹/۰۲/۳۱

فیلمش خیلی ناراحت کننده است

۰

بریده‌هایی از کتاب

Book
۲
حصارهای سیم‌خاردار مثل این‌جا، در همه‌جای دنیا وجود دارند. ما آرزو می‌کنیم که شما هرگز با چنین حصار سیم‌خارداری روبه‌رو نشوید.
مامان زیبا
۲
خانه فقط ساختمان یا خیابان یا شهر یا چیزی خیلی مصنوعی از آجر و سیمان نیست که. خانه جایی است که خانواده آن‌جا سکونت دارند، درست نمی‌گویم؟»
Parinaz
۱
«ما این‌جا اختیار فکر کردن نداریم، برخی اشخاص هستند که همهٔ تصمیم‌ها را برای ما می‌گیرند.»
mhdjz
۱
مادر گفت: «خواهش می‌کنم برادرت را ابله صدا نکن.» «می‌تونم احمق صداش کنم؟» «ترجیح می‌دهم که نگویید.»
.
۱
آخرسر گفت: «پس از قرار معلوم از این‌جا خوشت نمی‌آد؟» ‫برونو با خنده‌ای کوتاه پاسخ داد: «خوشم نمی‌آد؟» و این‌بار آن را بلندتر تکرار کرد: «البته که خوشم نمی‌آد! وحشتناکه، هیچ کاری نمی‌شه کرد، هیشکی نیست که باهاش حرف بزنم، هیشکی نیست که باهاش بازی کنم. نمی‌تونی به من بگی از این‌که این‌جا اومدیم خوشحال هستی، درسته؟»
Book
۰
سعی کن بدترین موقعیت‌ها را به موقعیتی بهتر تبدیل کنی.