معرفی و دانلود کتاب دیدن دختر صددرصد دل‌خواه در صبح زیبای ماه آوریل + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب دیدن دختر صددرصد دل‌خواه در صبح زیبای ماه آوریل
off
٪۲۰
subscriptionAvailable

کتاب دیدن دختر صددرصد دل‌خواه در صبح زیبای ماه آوریل

نوع کتاب
۳.۳ امتیاز(از ۶۲ رأی)
انتشارات: 
نشر ثالث

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب دیدن دختر صددرصد دل‌خواه در صبح زیبای ماه آوریل

کتاب دیدن دختر صددرصد دل‌خواه در صبح زیبای ماه آوریل نوشته هاروکی موراکامی، نویسنده ژاپنی است که با ترجمه محمد مرادی منتشر شده است. دیدن دختر صد در صد دلخواه در یک صبح زیبای ماه آوریل شامل ۷ داستان از موراکامی است که شش داستان آن از مجموعه بید نابینا و زن خفته و داستان دیگر از مجموعه فیل ناپدید می‌شود انتخاب شده است.

درباره کتاب دیدن دختر صددرصد دل‌خواه در صبح زیبای ماه آوریل

«بید نابینا، زن خفته»، «سال اسپاگتی»، «میمون شیناگاوا»، «قلوه سنگی که هر روز جابه‌جا می‌شود»، «دیدن دختر صددرصد دلخواه در صبح زیبای آوریل»، «اسفرود بی دم» و «مرد یخی» عناوین داستان‌های‌ این کتاب است که اغلب حول محور یک زن و مرور کوتاه زندگی او نوشته شده‌ است. استفاده از کلمات ساده و تاثیرگذار در کنار وجود اسامی شرقی و توصیف زندگی شرقی در برخی داستان‌ها همراه با بازی با کلمات و دیالوگ‌های کوتاه و تاثیرگذار شخصیت‌های داستان، بر جذابیت کتاب افزوده است.

خواندن کتاب دیدن دختر صددرصد دل‌خواه در صبح زیبای ماه آوریل را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به تمام علاقه‌مندان به ادبیات داستانی پیشنهاد می‌کنیم. اگر از خواندن داستان‌هایی مثل طاعون اثر آلبر کامو، مسخ اثر فرانتس کافکا و کوری نوشته‌ی ژوزه ساراماگو لذت بردید، این اثر را نیز دوست خواهید داشت.

بخشی از کتاب دیدن دختر صددرصد دل‌خواه در صبح زیبای ماه آوریل

گوش راستش خوب نمی‌شنید. مدرسه ابتدایی که بود توپ بیسبال به سرش خورد و شنوایی‌اش ضعیف شد. البته این‌طور نیست که زندگی‌اش خیلی به هم خورده باشد. مثل همه به یک مدرسه عادی می‌رود و زندگی‌اش عادی است. توی کلاس همیشه سمت راست نیمکت جلو می‌نشیند تا گوش چپش به طرف معلم باشد. نمره‌هایش هم خیلی بد نیست. مشکل این‌جاست که ناشنوایی‌اش دوره‌ای است. گاهی وقت‌ها خیلی خوب می‌شنود، گاهی وقت‌ها نه. و این دوره‌ها مثل جزر و مد در حال رفت و آمد است. گاهی وقت‌ها، شاید دو بار در سال هم انگار ناشنوایی داخل گوش راستش تا گوش چپش هم پیشروی کرده باشد، هر دو گوشش نمی‌شنود. وقت‌هایی که این‌طوری می‌شود، زندگی‌اش حسابی به هم می‌خورد و مجبور می‌شود چند وقتی قید مدرسه را بزند. تا به حال دکترها به موردی مثل او برنخورده‌اند و در درمانش مانده‌اند. برای همین هم نمی‌توانند کاری برایش بکنند.

پسرعمو مثل آن‌که بخواهد خودش را قانع کند، گفت: «گرون بودن دلیل نمی‌شه که درست کار کنه. من یه گرون‌قیمتش رو داشتم، اما همیشه خراب بود. وقتی مدرسه راهنمایی می‌رفتم خریدمش، اما یه سال بعد گمش کردم. دیگه برام ساعت نخریدن. بعد از اون بدون ساعت می‌رم مدرسه.»

گفتم: «باید عادت کنی بدون ساعت سر کنی.»

پرسید: «چی؟»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب دیدن دختر صددرصد دل‌خواه در صبح زیبای ماه آوریل و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابدیدن دختر صددرصد دل‌خواه در صبح زیبای ماه آوریل
موضوعداستان کوتاه، داستان خارجی
نویسندههاروکی موراکامی
مترجممحمود مرادی
انتشاراتنشر ثالث
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۳/۰۲/۰۲
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۱.۵۹ مگابایت
شابک۹۷۸۶۰۰۶۶۸۷۹۱۹
تعداد صفحه‌ها۱۳۳ صفحه
قیمت کتاب۸۸۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

pejmannavi
مطمئن نیستم.
۱۴۰۰/۰۷/۰۷

کتابهای موراکامی کتابهای عجیبی هستن. باید رئالیسم جادویی و سورئالیسم ژانر محبوبت باشه که بتونی از داستانهاش لذت ببری. من از این سبکها خوشم نمیاد و نمیتونم با نوشته هاش ارتباط برقرار کنم اما همچنان کارهاش رو میخونم. گاهی توی...بیشتر

۰
letthembe
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۱/۰۸

این کتاب خیلی ساده گفت که «راحت باش و بیا از خوندن لذت ببریم.». بسیار دوستش داشتم. این احساس زیبای آرامش رو خیلی وقت بود تجربه نکرده بودم. خیلی زیبا بود. خیلی.

۰
mirfallah
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۱۲/۱۰

من کتاب رو خریدم و خوندم و خیلی لذت برم کتاب جالبیه نیاز نیست خیلی ذهنت درگیر بشه یه سرگرمی خوب برای اوقات فراغت👌

۰
(:Ne´gar:)
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۲/۰۶

ساده بود . متن داستان ها روان بود و ترجمه خوب هم به جلو بردن داستان کمک می کرد .

۰
*Eli*
مطمئن نیستم.
۱۳۹۹/۱۲/۲۶

به نظر من حرف خاصی برای گفتن نداره.

۰
شهرزاد
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۲/۱۰

هر کدام از این داستان ها نظیر یک تکه از یک زندگی هستند. با شروع هر داستان، شما خودتون رو در میانه یک زندگی جدید تصور میکنید و کاملا با قهرمان داستانها همراه میشید. هر تکه از این زندگی ها...بیشتر

۰
soha_rj
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۱۰/۱۶

ساده و جالب بود.مثل یه کیک عصرونه. داستان میمون شیناگاوایی در کتاب اول شخص مفرد بیشتر پرداخته شده و مکمل این بخشه.

۰
bahari.@ra
مطمئن نیستم.
۱۴۰۲/۰۳/۲۲

برای اینکه صرفا یک کتاب داستان بخونید خوبه اما خیلی جالب نیست. من به شخصه خیلی خوشم نیومد . بی سروته بود یک مقدار.

۰
Nasr90
مطمئن نیستم.
۱۴۰۲/۰۱/۱۴

موقع خوندن کتاب یک جاهایی حس کردم دارم داستانهای ادگار الن پو رو میخونم، یک جاهایی هم حس کردم دارم کابوسهای یک آدم تب دار رو می خونم. فیلم خوبی از این کتاب به نظرم در بیاد...

۰
maedeh
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۱/۰۹/۱۱

کتابی بدون جذابیت

۰
ایران آزاد
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۱/۰۹/۰۲

من بعد از هر داستان و کتاب سوالی شبیه اینها از خودم می‌پرسم: «خب که چی؟» یا «حالا از کتاب چی دستگیرت شد؟» جواب من به این سوالات در اواسط داستان دوم چندان مطلوب نبود... کتاب را رها کردم.

۱
فاطمه :)
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۵/۱۳

یک مجموعه داستان تخیلی :) قلوه سنگی که جابجا میشد رو دوست داشتم.

۰
مهوا
مطمئن نیستم.
۱۴۰۵/۰۳/۰۲

زیاد خوشم نیومد، داستان‌هاش برام مبهم، عجیب و رمزآلود بود. توی بعضی از داستان‌هاش، داستان دیگه‌ای رو هم تعریف کرده.

۰
realmahs
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۲/۲۷

من جز دو داستان اول بقیه رو زیاد دوست نداشتم . به هر حال قلم موراکامی مثل همیشه متفاوته و صد البته که طرفدارای خاص خودش روهم داره. اگه طرفدار داستان های کوتاه هستین از خوندنش پشیمون نمیشید ‌.

۰
akikohasti
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۲/۲۱

تازه شروعش کردم و به نظرم داستان جالبی داره امیدوارم تا آخرش نظرم عوض نشه... کتاب صوتیش خیلی خیلی قشنگه:)))

۰

بریده‌هایی از کتاب

da☾
۹۲
چقدر عجیب است که فرد مورد علاقه‌ات را پیدا کنی و فرد مورد علاقه‌ات پیدایت کند. معجزه است. یک معجزه آسمانی.
mahsa
۴۱
در یک صبح زیبای ماه آوریل در یکی از خیابان‌های فرعی محله معروف هارویوکوی توکیو دختر صددرصد دلخواهم را دیدم. راستش را بخواهید آن قدرها هم زیبا نیست. آدم خیلی مهمی هم نیست. لباس پوشیدنش هم چیز خاصی ندارد. پشت موهایش در خواب شکسته و بی‌ریخت شده. جوان نیست. باید سی سالی داشته باشد. درست‌ترش این است که بگویم اصلا شبیه دخترها نیست. اما هنوز هم از پنجاه قدمی می‌توانم بفهمم او دختر صددرصد دلخواه من است. وقتی او را می‌بینم، دل در سینه‌ام شروع به تپیدن می‌کند و دهانم مثل کویر خشک می‌شود.
Book
۳۱
ترس خیلی چیز بدیه. دردی که توی فکرمه خیلی بدتر از درد واقعیه.
Mary gholami
۲۶
خیلی‌ها هستن که از من خوشبخت‌ترن. اما این دلیل نمی‌شه من به اونا حسودی کنم. به نظر من هرکسی زندگی خاص خودشو داره.
pejman
۲۲
آن دو دیگر تنها نبودند. هر کدام فرد صددرصد دلخواهشان را یافته بودند و یافته شده بودند. چقدر عجیب است که فرد مورد علاقه‌ات را پیدا کنی و فرد مورد علاقه‌ات پیدایت کند. معجزه است. یک معجزه آسمانی.
(:Ne´gar:)
۲۱
گفت: «ترس خیلی چیز بدیه. دردی که توی فکرمه خیلی بدتر از درد واقعیه.
رها
۲۰
زندگی کردن با حسادت خیلی سخته. مثل این می‌مونه که جهنم کوچکت رو هی با خودت این‌طرف و اون‌طرف ببری.
iman.gity
۱۳
پسر به دختر گفت: «بیا خودمونو امتحان کنیم. فقط یک‌بار. اگه ما واقعآ عاشق همدیگه باشیم، یه وقتی، یه جایی، حتمآ دوباره همدیگه رو می‌بینیم و وقتی این اتفاق افتاد و فهمیدیم که واقعآ عاشق همدیگه هستیم، بلافاصله ازدواج می‌کنیم. تو چی فکر می‌کنی؟» دختر گفت: «آره. همین کارو باید بکنیم.» بنابراین آن دو جدا شدند. دختر به سمت شرق رفت و پسر به سمت غرب. اما امتحانی که آن‌ها در مورد آن توافق کرده بودند، اصلا لزومی نداشت. آنان عشاق دلخواه صادق و راستین همدیگر بودند و هیچ‌وقت نباید چنین می‌کردند. همین که همدیگر را دیده بودند، خودش یک معجزه بود. اما آن‌ها آن قدر جوان بودند که فهمیدن چنین چیزهایی برایشان ممکن نبود و امواج سرد و بی‌احساس سرنوشت آنان را بی‌رحمانه در خود فرو برد.
(:Ne´gar:)
۱۰
بعضی وقتا چیزایی اتفاق می‌افته که آدم انتظارشو نداره.»
میم ___ لام
۸
به یک نفر می‌گویم: «دیروز در خیابان دختر صددرصد دلخواهم را دیدم.» می‌گوید: «خب؟ خوشگل بود؟» «نه خیلی.» «دختر مورد علاقه‌ات بوده، خب.» «نمی‌دونم. چیزی درباره‌اش خاطرم نیست.» «عجیبه.» «آره. عجیبه.» با حالت کسلی می‌گوید: «خب. ولش کن. چی‌کار کردی؟ باهاش حرف زدی؟ دنبالش رفتی؟» «نه. فقط از کنارش گذشتم. اون از سمت شرق به غرب می‌رفت و من از سمت غرب به شرق.