با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
نهنگی که یونس را خورد، هنوز زنده است

دانلود و خرید کتاب نهنگی که یونس را خورد، هنوز زنده است

۲٫۶ از ۱۲ نظر
۲٫۶ از ۱۲ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب نهنگی که یونس را خورد، هنوز زنده است  نوشته  سعید محسنی  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب نهنگی که یونس را خورد، هنوز زنده است

کتاب نهنگی که یونس را خورد، هنوز زنده است نوشته سعید محسنی است. این کتاب روایتی آرام و خوش‌ساخت و به دور از هیاهو است از زندگی کسی که در تنهایی اموراتش را می‌گذراند. این کتاب را نشر چشمه منتشر کرده است.

درباره کتاب نهنگی که یونس را خورد، هنوز زنده است

داستان این رمان درباره مردی است که از کار جهان و ناملایمت‌های زندگی خسته شده است و حالا در یک کتابخانه عمومی کار می‌کند و محل کارش کتابخانه‌ای فقیر، کم مُراجع، خاک گرفته و در حال پوسیدن است. همکار بدعنق و پرتوقعی هم دارد که اوضاع را برایش سخت‌تر می‌کند و باید حرف‌های او را شنیده و تحمل کند. در شرایط سخت و بی‌کتابی کتابخانه، روزی دختری وارد کتابخانه می‌شود، اما نویسنده این رمان نمی‌خواهد زندگی مرد را با دختر تغییر دهد.

خواندن کتاب نهنگی که یونس را خورد، هنوز زنده است را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم 

این کتاب را به تمام علاقه‌مندان به ادبیات داستانی فارسی پیشنهاد می‌کنیم

بخشی از کتاب نهنگی که یونس را خورد، هنوز زنده است

دوچرخه را سوار می‌شوم و سرش را کج می‌کنم. زبان‌بسته دوباره از کوچه سرازیر می‌شود. پیچ کوچه را به سمت خیابان می‌پیچم. آهسته رکاب می‌زنم.

صدای دورِ سوتِ نگهبانِ شب... خیابان اصلی که تمام می‌شود، توی کوچه‌ای می‌پیچم که راه میان‌بر به کتابخانه است. بعد از مدت‌ها از این کوچه رد می‌شوم. کوچه را تا ته می‌روم و به سمت چپ می‌پیچم. چند گربه توی آشغال‌ها، عروسی گرفته‌اند. صدای سوت... زانوانم دیگر تا نمی‌شوند. به محوطهٔ چمن روبه‌روی کتابخانه می‌رسم. دوچرخه‌ام را به درخت همیشگی تکیه می‌دهم. قفلش را باز می‌کنم و دور تنهٔ درخت می‌پیچم. درِ کتابخانه را باز می‌کنم و تو می‌روم. در را می‌بندم و از پشت قفل می‌کنم. باید فردا لولاهای در را روغن بزنم. کتم را درمی‌آورم. چراغ وسط کتابخانه را روشن می‌کنم. صدای اذان می‌آید. به ساعت نگاه می‌کنم که نزدیک ساعت چهار است. به طرف دست‌شویی می‌روم. وضو می‌گیرم. برمی‌گردم و به سمت مخزن کتاب‌های مرجع می‌روم. پشت مخزن کتاب‌های مرجع، یک نمازخانهٔ کوچک درست کرده‌ام. نمازم را می‌خوانم. سرِ نماز برای مادر و ملیحه و حسن و مرتضا دعا می‌کنم. جانمازم را جمع می‌کنم. از نمازخانهٔ کوچکم بیرون می‌آیم. می‌خواهم پشت میزم برگردم و چند صفحه قرآن بخوانم که یک لحظه چشمم به فرهنگ دهخدا می‌افتد. من تمام این سال‌ها جز برای مرتب کردن این فرهنگ، به آن دست نزده‌ام. اولین جلد آن را بیرون می‌آورم و روی جلد گالینگور مشکی‌اش دست می‌کشم. انگار بخواهم فال بگیرم. انگشتم را لای صفحه‌ای می‌کنم و باز می‌شود. پیش از دیدن کلمات، نگاهم به کاغذی می‌افتد که زن لای کتاب گذاشت. طرفِ سفید کاغذ به من است، اما پیداست که چیزی پشتش نوشته. کاغذ را برمی‌دارم. بوی عطر زن را می‌دهد. کاغذ را برمی‌گردانم. بدون عینک نمی‌توانم بخوانم. به طرف میزم می‌روم و کتاب را روی میز می‌گذارم. ورقهٔ کوچک کاغذ هنوز دستم است. به طرف کتم می‌روم و عینکم را از جیبِ بغل کتم درمی‌آورم. شیشه‌هایش گرد گرفته است. ها می‌کنم و با دستمال‌کاغذی شیشه‌اش را پاک می‌کنم. کاغذ را بالا می‌آورم.

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۳)
ریواس
۱۳۹۹/۰۲/۲۶

حس و حال عجیبی داره کتاب و مقدمه اش: سی و سه سالگی مبهم ترین سال زندگی آدم است ...

نیتا
۱۳۹۹/۰۶/۱۳

داستان کتابداری میانسال در شهری کوچک که با دیدن زنی، زندگیش زیر رو می شود... فضای کتاب سورئال است و از نیمه های کتاب مشخص نیست که داستان در واقعیت اتفاق می افتد و یا در تخیل شخصیت اصلی داستان. اگر

- بیشتر
حی
۱۳۹۹/۰۹/۰۵

اولش خوب شروع میشه و آدم احساس میکنه با یه رمان خوب طرفه بعضی جاها خیلی تلاش کرده ادای جلال آل احمد رو در بیاره ولی یهو وارد یه فضای متوهم دیوانه وار میشه که آدم رو عصبی میکنه. چیزی

- بیشتر
بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۱۰)
سی و سه‌سالگی، مبهم‌ترین سال زندگی آدم است. سنی که برای شروع خیلی از کارها، دیگر دیر شده و برای تمام شدن خیلی چیزها، انگار هنوز وقت بسیار است. مثل ساعتی که کوکش کنده شده است. نمی‌شود عقربه‌هایش را پس‌وپیش کرد.
mary
«می‌دونی؟ شیخ‌اشراق می‌گه، روزی که پایان دنیا رو اعلام کنن... خیلی از ماها تازه می‌فهمیم کج رفتیم، چون کلمات و حرفامون کج بودن... می‌دونی؟ می‌گه ما گمراهانِ کلماتیم...»
صاد
«بعضی چیزها هس که چرا نداره... همینه که هس... دنبالِ جواب بگردی... بدبخت می‌شی... چرا؟ چرا نداره... مث این کشیده که خوردی... و نپرس چرا خوردی...»
نیتا
یه زن می‌تونه کاری کنه که فکر کنی با بودنش می‌تونی دنیا رو عوض کنی. فکر کنی اگه به خاطرش می‌شه قید بهشتو زد، پس می‌شه به همتش یه بهشت همین جا ساخت...»
نیتا
«تازگیا یبوست مسری شده... مسری نه، انگار مُد شده... همه دنبال شیکم‌شُل‌کن می‌گردن... جوری که هر کسی شیکمش عادی کار می‌کنه، خیال می‌کنه مریضی داره...»
کاربر ۱۱۵۱۷۵۶
سی و سه‌سالگی، مبهم‌ترین سال زندگی آدم است. سنی که برای شروع خیلی از کارها، دیگر دیر شده و برای تمام شدن خیلی چیزها، انگار هنوز وقت بسیار است.
نیتا
«همه‌چیز افسانه‌س... همه‌چیز... قصه‌س... ما همه تو یه قصه گیر کردیم... می‌دونی؟ هی می‌خوایم بدونیم آخرش چی می‌شه... من بهت می‌گم... آخرش هیچی نمی‌شه... هیچی...»
نیتا
سی و سه‌سالگی، مبهم‌ترین سال زندگی آدم است. سنی که برای شروع خیلی از کارها، دیگر دیر شده و برای تمام شدن خیلی چیزها، انگار هنوز وقت بسیار است. مثل ساعتی که کوکش کنده شده است. نمی‌شود عقربه‌هایش را پس‌وپیش کرد. نه آن‌قدر عقب‌وجلو می‌رود تا به زمانی که نشان می‌دهد بی‌اعتماد باشی و نه خیلی دقیق است که بشود با آن قول‌وقراری را تنظیم کرد. مثل ساعتی که سال‌هاست به این دیوار چسبیده و حدود زمان را نشان می‌دهد. تنها کاری که به‌نظر درست می‌رسد، حفظ همه‌چیز به همین صورتی است که هست. نه می‌شود تلاشی برای بهتر شدنش کرد و نه چندان می‌توان بدتر شدنش را تاب آورد. مهم این است که همه‌چیز طبق روالی مشخص و معلوم پیش برود.
زینب هاشم‌زاده
اما تو این دنیا هر کی با یه چیز بازی می‌کنه... گرفتی؟ هر کی با یه چیزی. یکی ماشین‌بازه، یکی کفتربازه، یکی مث خودت کتاب‌بازه... یکی هم مث ما و رفقامون، رفیق‌بازیم.
نیتا
اما تو این دنیا هر کی با یه چیز بازی می‌کنه... گرفتی؟ هر کی با یه چیزی. یکی ماشین‌بازه، یکی کفتربازه، یکی مث خودت کتاب‌بازه... یکی هم مث ما و رفقامون، رفیق‌بازیم.
نیتا

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۱۶۹ صفحه
قیمت نسخه چاپی۱۴,۰۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۵/۰۲/۲۳
شابک۹۷۸-۶۰۰-۲۲۹-۱۰۰-۴
تعداد صفحات۱۶۹صفحه
قیمت نسخه چاپی۱۴,۰۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۵/۰۲/۲۳
شابک۹۷۸-۶۰۰-۲۲۹-۱۰۰-۴