جملات زیبای کتاب ناتمامی | طاقچه
تصویر جلد کتاب ناتمامی
off
٪۵۰
subscriptionAvailable

کتاب ناتمامی

نوع کتاب
۳.۷(از ۱۱۷ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
زهرا عبدی
انتشارات: 
نشر چشمه

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
elnaaz_msv
۴۰
بیشتر آدم‌هایی که می‌شناسم تحمل یک آدم سرزنده را ندارند. کسی که سرزندگی‌اش به تو یادآوری کند که مُرده‌ای، یا در حال مُردنی.
آسمان
۳۳
دهانش حالتی دارد که مطمئنی به اندازهٔ شش سال وراجی خوابگاهی، کلمه‌های ناگفته پشت آن ورم کرده‌اند، بس که کم حرف می‌زد
seza68
۱۵
آدم‌ها تا وقتی خیلی نزدیک‌شان نشده‌ای، همانی هستند که تو از آن‌ها در ذهنت ساخته‌ای، اما وقتی کمی نزدیک می‌شوی بیشتر خودشان می‌شوند و کمتر شبیه ذهنیت تواَند.
zahra ebrahimi
۱۱
شاید فکر بی‌رحمانه‌ای باشد اما گذرش را از ذهنم نمی‌توانم نادیده بگیرم؛ این‌که بیشتر آدم‌هایی که می‌شناسم تحمل یک آدم سرزنده را ندارند. کسی که سرزندگی‌اش به تو یادآوری کند که مُرده‌ای، یا در حال مُردنی. وقتی خیال‌شان راحت بشود از این‌که فلج یک گوشه افتادی دیگر کاری به کارت ندارند، مثل قهرمان بوکسی که یک مشت خورده به گردنش و دیگر نمی‌تواند کسی را گوشهٔ رینگ گیر بیندازد. فلج شده. حالا همه یک آخیِ کشیده می‌گویند و ته دل‌شان خیال‌شان راحت است که دوتا مشت زنده که کوبیده می‌شد به صورت روزگار، فلج شده.
Fatemeh_J
۹
مادر همیشه می‌گفت «بدترین نفرین این است که به کسی بگویی الهی نیمه‌کاره بمانی.»
sama
۷
عینکم را از روی چشمم برمی‌دارد و می‌گوید «ذاتِ درست، کار خودش را می‌کند.» دلم برای این فکرهایش می‌سوزد. این‌جور آدم‌ها مجبورند این‌طور فکر کنند وگرنه توان جنگیدن ندارند. باید کسانی را که برای‌شان می‌جنگی بزرگ کنی، وگرنه زیر بار سنگین کوچکی‌شان له می‌شوی.
zeinab.ghl
۷
عادت می‌کنی؛ اول به خودت، بعد به هر چه پیش آید. هر چه اوضاع بدتر باشد، ضریب عادت، تصاعدی بالاتر می‌رود.
Mary gholami
۷
یا چنان نمای که هستی یا چنان باش که می‌نمایی.
دردونه
۶
آدم‌ها تا وقتی خیلی نزدیک‌شان نشده‌ای، همانی هستند که تو از آن‌ها در ذهنت ساخته‌ای، اما وقتی کمی نزدیک می‌شوی بیشتر خودشان می‌شوند و کمتر شبیه ذهنیت تواَند. شاید برای همین است که بعد از هر نزدیک شدنی، دوری لازم است؛ فرصتی برای بازسازی تصویری که از محبوب ساخته‌ای، تصویری که هر چه تلاش کنی با اصلش برابر نمی‌شود. برای همین شاید نزدیک شدن همیشه کراهت به دنبال دارد.
Aysan
۶
عادت می‌کنی به هر چه پیش آید.
fatemeh hadadi
۶
دنیا با عشق نه آغاز دارد و نه پایان ولی با عقل به روز آخر که می‌رسی، تلخی. تلخ و ناتمام
دردونه
۴
به دورترین تبریزی حیاط سرسبز خوابگاه نگاه می‌کنم. برگ‌های تبریزی وقتی نسیم می‌وزد، با رقص مینیاتوری‌شان تمام نازهای نکرده‌ات را به رُخت می‌کشند؛ نازهای حرام‌شده‌ات را. یاد مادر می‌افتم. همین الان دارد برای پدرش چای دم می‌کند. چای باید پُررنگ باشد و حتماً در فنجان چینی گل‌سرخی. هیچ‌کس اندازهٔ مادرم نازهایش حرام نشده.
دردونه
۴
عشق هم نامأنوس و هم ناموس است و هم مأنوس. حذرت نمی‌دهم از آن. عشق زن باشد یا وطن، فرقی نمی‌کند، که ابتهاج زیباتر از همه گفته: عشق شادی است / عشق آزادی‌ست / عشق آغاز آدمیزادی‌ست. اما آرزو می‌کنم این عشق، وطن نباشد.
حسین احمدی
۴
یاد دهخدا می‌افتم که از سیاست و روزنامه کشید کنار و لغت‌نامه‌اش را نوشت و الان باید برای وارد شدن به سایت لغت‌نامه‌اش از فیلترشکن استفاده کنم. دنیا بعد از تمام اعدام‌ها در تمام لغت‌نامه‌ها ادامه خواهد داشت؛ لغت‌نامه‌هایی که کارشان این است که برای کلمات فرسودهٔ زندگانِ مُرده، معنا بتراشند.
naqme
۴
صدای یک زن جنوبی که شروه می‌خواند مخصوصاً اگر قبل از خواندن از گریه خش‌دار شده باشد، غمگین‌ترین صداست؛ صدایی که خیلی راحت می‌تواند خدا را هم های‌های به گریه بیندازد.
آسمان
۴
برایم اس‌ام‌اس می‌آید. با هر اس‌ام‌اس دلم می‌ریزد که شاید از طرف لیان باشد.
mirtabar
۴
آدم‌ها تا وقتی خیلی نزدیک‌شان نشده‌ای، همانی هستند که تو از آن‌ها در ذهنت ساخته‌ای، اما وقتی کمی نزدیک می‌شوی بیشتر خودشان می‌شوند و کمتر شبیه ذهنیت تواَند. شاید برای همین است که بعد از هر نزدیک شدنی، دوری لازم است؛ فرصتی برای بازسازی تصویری که از محبوب ساخته‌ای، تصویری که هر چه تلاش کنی با اصلش برابر نمی‌شود. برای همین شاید نزدیک شدن همیشه کراهت به دنبال دارد.
شاداب
۴
امشب به این نتیجه رسیدم که گم شدن، بدترین اتفاقی است که ممکن است برای کسی بیفتد. حتا از مرگ هم ناامیدکننده‌تر است. یک پایان کاملاً باز برای یک ماجرای کاملاً بسته.
seza68
۳
هیچ فرماندهٔ دلاوری نباید از جنگ زنده برگردد به امید زندگی با کسانی که برای‌شان از جان گذشته بود. فرمانده‌ای که از جنگ زنده برمی‌گردد محکوم می‌شود به یک ناتمامی بی‌پایان.
nazila
۳
آدم غمگین خطرناک‌تر از آدم خشمگین است.
Homa Sh
۳
همهٔ کسانی که وطن را برای اولین‌بار ترک می‌کنند، برای اطمینان‌خاطر مانده‌ها، این جمله را خیلی با قاطعیت می‌گویند، درحالی‌که همه‌چیز در دل‌شان مثل ذرات معلق روی هواست. می‌گویند برمی‌گردیم اما تقریباً هیچ رفته‌ای برنمی‌گردد. وطن فقط در شعرها وطن است؛ آن هم در سرزمینی که از هر دو نفر، سه نفر شاعرند.
دردونه
۲
چندبار دیگر باید گول بخورد تا یاد بگیرد با گریه شاید بشود کسی را گول بزنی اما نمی‌شود خودت را گول بزنی.
Mina
۲
چشم‌ها مهم‌ترین تکهٔ احوال انسان است.
MoonRiver
۲
در تمام مدتی که می‌دوید به این فکر می‌کرد آدم‌ها تا وقتی خیلی نزدیک‌شان نشده‌ای، همانی هستند که تو از آن‌ها در ذهنت ساخته‌ای، اما وقتی کمی نزدیک می‌شوی بیشتر خودشان می‌شوند و کمتر شبیه ذهنیت تواَند. شاید برای همین است که بعد از هر نزدیک شدنی، دوری لازم است؛ فرصتی برای بازسازی تصویری که از محبوب ساخته‌ای، تصویری که هر چه تلاش کنی با اصلش برابر نمی‌شود. برای همین شاید نزدیک شدن همیشه کراهت به دنبال دارد.
seza68
۲
باید کسانی را که برای‌شان می‌جنگی بزرگ کنی، وگرنه زیر بار سنگین کوچکی‌شان له می‌شوی.
nazila
۲
در دانشگاه یاد می‌گیری وقتی روی زنانگی‌ات خوب تمرکز کنی صاحب قدرتی می‌شوی که می‌توانی روی لامپ تخم‌مرغی بنشینی و ده دقیقه‌نگذشته از آن جوجه دربیاوری.
f.tehrani1990
۲
یاد دهخدا می‌افتم که از سیاست و روزنامه کشید کنار و لغت‌نامه‌اش را نوشت و الان باید برای وارد شدن به سایت لغت‌نامه‌اش از فیلترشکن استفاده کنم. دنیا بعد از تمام اعدام‌ها در تمام لغت‌نامه‌ها ادامه خواهد داشت؛ لغت‌نامه‌هایی که کارشان این است که برای کلمات فرسودهٔ زندگانِ مُرده، معنا بتراشند.
حسین احمدی
۲
اصلاً هر کسی که مجبور شود از جایی به جایی کوچ کند، خودش را از خودش جا می‌گذارد و می‌شود دیگری و دیگری یعنی تویی که تصمیم می‌گیرد چه‌قدر از خودت، ته کاسه‌ات، باقی بماند.
حسین احمدی
۲
گفت «قاچاقچی شدن برادرم هم اشتباه بود اما دست‌آخر مادرم هم قاچاقچی شد. بچهٔ برادرم توی شکم مرجان هم قاچاقچی دنیا می‌آید. قاچاق هم گاهی معنای دیگری دارد. یک معنی‌اش می‌شود نانی که تا زور نزنی به دست نمی‌آوری.»
آسمان
۲
کفش‌هایم همین‌ها بود که الان پایم است؛ مشکی براق بی‌پاشنه.