با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
بیگانه

دانلود و خرید کتاب بیگانه

۴٫۳ از ۳۸ نظر
۴٫۳ از ۳۸ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب بیگانه  نوشته  آلبر کامو  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

معرفی کتاب بیگانه

مرسو که مرتکب قتل شده، در سلول خود منتظر زمان اعدام است. ماجرا در دهه ۳۰ و در الجزایر می‌گذرد و دو قسمت دارد. در بخش اول، مرسو با گرفتن مرخصی در مراسم تدفین مادرش شرکت می‌کند در حالی که هیچ تأثر و احساسی ندارد. این بخش با ترسیم روزهای پس از مرگ مادر و بیان ماجرای قتل می‌گذرد. در بخش دوم ما به فضای زندان بازمی‌گردیم تا ادامه کار مرسو را در آنجا دنبال کنیم. در این بخش او بیشتر از خودش و احساساتش حرف می‌زند و همزمان روند پرونده او را دنبال می‌کنیم: «فقط می‌توانم بگویم تابستان خیلی زود جانشین تابستان گذشته شد. می‌دانستم که با بالا آمدن اولین گرما اتفاق تازه‌ای برایم رخ خواهد داد. پرونده در آخرین دورهٔ دادرسی دادگاه ثبت شد و این دوره با ماه ژوئن پایان پذیرفت. محاکمه دادگاه در حالی که همه چیز در بیرون غرق در آفتاب بود، آغاز شد. وکیلم به من اطمینان داد که این جلسات دو یا سه روز بیشتر طول نخواهد کشید. وی افزود: «وانگهی، دادگاه سریع خواهد بود، زیرا پروندهٔ شما مهمترین پروندهٔ این دورهٔ دادرسی نیست، پس از آن بلافاصله یک پروندهٔ پدرکشی مطرح خواهد شد.» مرسوی رمان آلبرکامو، انسانی بدون اراده به پیشرفت در زندگی است. او برای برقراری رابطه احساسی با دیگران تلاش نمی‌کند و در بی‌تفاوتی خود و پیامدهای آن زندگی‌اش را سپری می‌کند و از این که روزهایش را بدون تغییری در عادتهایش می‌گذراند خوشنود است. آلبر کامود در مقدمه‌ای بر رمان «بیگانه»‌اش نوشته است: «بیگانه» را در یک جمله که گمان نمی‌کنم زیاد خلاف عرف باشد خلاصه کرده‌ام: «در جامعه ما هرکس که در تدفین مادر نگرید، خطر اعدام تهدیدش می‌کند.»

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۱۷)
حمید
۱۳۹۸/۰۴/۲۳

در مورد بیگانه باید بگم که با یک سوگ مهیب آغاز میشه. هرچند مورسو از احساسات خودش چیزی رو به صورت مستقیم بروز نمیده اما توصیفات به قدری تاریک و طاقت فرساست که شدت ضایعه ی وارد اومده قابل لمسه.

- بیشتر
پرویز
۱۳۹۸/۰۲/۲۹

بیتفاوتی نسبت به زندگی، مرگ، روابط... شرح و بسط این نکته که " زندگی به رنج زیستن نمی ارزد" و تمام!

مهدی
۱۳۹۸/۰۳/۳۰

بعضی ها ممکنه این کتاب رو فقط درباره عقاید آدمی بدونن که در دنیا به پوچی رسیده. اما میشه اینطور به کتاب نگاه کرد که در واقع نگاهی انتقادی به جامعه ای داره که سعی میکنه ظاهرگرا باشه و برای

- بیشتر
عین خ
۱۳۹۹/۰۸/۲۸

نه کامو و نه مرسو (شخصیت رمان بیگانه) هیچ یک نهیلیسم نبوده اند و لطفا برداشت های خودتان را یا عدم تعریف صحیح از پوچ‌گرایی را بر شخص یا چیزی برچسب نزنید، کامو بیش از آن که یک رمان‌نویس باشد

- بیشتر
Aminkk96
۱۳۹۸/۰۹/۰۵

بهترین ترجمه با اختلاف!

ندا مرتضوی
۱۳۹۸/۰۶/۳۰

با ترجمه آل احمد خوندم لذت بردم

kh
۱۳۹۸/۰۳/۰۷

به شخصه هفت بار کتاب رود خوندم بعد هفت بار هنوز احساس قریبی با مرسو شخصیت داستان دارم ونمی توانم خوب اون رو درک کنم درتمام عمرم که بیش از صد تا کتا ب خواندم هیچ کدام در عین نثر

- بیشتر
Mr_Nazarian
۱۳۹۸/۰۳/۱۰

کتاب خوب و جالبی بود و واقعا شخصیت اول داستان ینی مورسو با دنیایه اطرافش بیگانه بود،فقط براش لذت در لحظه مهم بود و فکری برای آینده نداشت،راست گفتن رو ترجیح میداد به دروغ گفتن،چون دلیلی برای دروغ گفتن نمیدید

- بیشتر
Mathilda
۱۳۹۸/۰۳/۲۲

بیان بی تفاوتی های مورسو(شخصیت اصلی داستان) نسبت به زندگی و رخدادهای اون. یا همون "هرچه پیش آید خوش آید..." گاهی مورسو رو مثل پری رها روی سطح آب اقیانوس میدیدم و گاهی به فسردگی ِ یک کوه یخ

Ramtin
۱۳۹۹/۰۵/۰۴

کتاب عالیه بهترین ترجمه رو داره حتما بخونید...👇

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۱۹)
می‌گويند من باهوش هستم. اما درست نمی‌فهميدم چه‌طور صفاتی كه برای يك آدم عادی صفت خوب است می‌تواند برای يك مجرم تبديل به اتهامی وحشتناك بشود. دست‌كم مرا به حيرت انداخت
عین خ
بايد اقرار كنم كه لذت واداشتن آدم‌ها كه به حرفت گوش كنند خيلی دوام ندارد
عین خ
همه‌ی آدم‌های معمولی گاهی آرزو می‌كنند كه كاش كسی كه دوستش دارند می‌مُرد.
....
چند روز اول در خانه‌ی سالمندان فقط گريه می‌كرد. اما علتش اين بود كه هنوز عادت نكرده بود. چند ماه بعد، اگر از خانه‌ی سالمندان می‌آوردمش بيرون گريه می‌كرد. چون حالا به خانه‌ی سالمندان عادت كرده بود.
عین خ
آدم هميشه تصورهای اغراق‌آميزی راجع به چيزهايی دارد كه چيزی درباره‌شان نمی‌داند.
sara vahedi
هرچيزی راست است هيچ چيزی هم راست نيست
عین خ
پس پر بيراه نيست اگر بگوييم بيگانه داستان مردی است كه، بی‌هيچ تظاهر قهرمانانه، حاضر است برای حقيقت جان دهد. درضمن، يك بار هم گفته بودم، باز خيلی پارادوكسی، كه سعی كرده‌ام مورسو را طوری خلق كنم كه نمونه‌ی تنها مسيحی باشد كه ما شايستگی‌اش را داريم. پس از اين توضيحات بايد روشن شده باشد كه قصدم اصلا كفرگويی نبوده. بلكه صرفآ ابراز محبتی طعنه‌آميز بود كه هر هنرمندی حق دارد نسبت به شخصيت‌هايی كه خلق كرده است داشته باشد.
مهدی
جايی خوانده بودم كه آدم در زندان بالاخره زمان را گم می‌كند. اما وقتی اين را خوانده بودم خيلی معنايش را نفهميده بودم. نفهميده بودم چه‌طور روزها می‌توانند در آنِ واحد هم كوتاه باشند هم طولانی. بی‌ترديد طولانی برای گذراندن، اما آن‌قدر كشدار كه دست‌آخر با هم قاطی می‌شوند. ديگر اسم ندارند
sara vahedi
درواقع، هيچ چيز روشن‌تر از اين نبود. چه حالا بود چه بيست سال بعد، باز اين من بودم كه می‌مردم. به اين‌جا كه می‌رسيدم، چيزی كه رشته‌ی افكارم را پاره می‌كرد تپش تند وحشتناك قلبم از اين فكر بود كه بيست سال ديگر فرصت دارم زندگی كنم. اما من بايد اين فكر را در خودم خفه می‌كردم، فقط با اين تصور كه بيست سال بعد هم، باز وقتی به اين موقعيت برسم، باز همين فكر را خواهم كرد.
عین خ
دروغ گفتن فقط اين نيست كه حرفی بزنيم كه راست نيست. دروغ گفتن درضمن، و علی‌الخصوص، گفتن چيزی بيش از آن است كه راست است و حقيقت دارد، و در مورد قلب آدمی، به‌زبان‌آوردن چيزی بيش از آنی است كه واقعآ احساس می‌كند.
GrayChar

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۶۵ صفحه
قیمت نسخه چاپی۱۵,۰۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۸۶/۰۲/۰۱
تعداد صفحات۶۵صفحه
قیمت نسخه چاپی۱۵,۰۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۸۶/۰۲/۰۱