با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
تهوع

دانلود کتاب تهوع

۴٫۲ از ۵ نظر
۴٫۲ از ۵ نظر
دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب تهوع

«تهوع» نوشته ژان پل سارتر، فیلسوف و نویسنده فرانسوی است. «تهوع» اصلی‌ترین نوشته ادبی سارتر به شمار می‌رود که در سال ۱۹۳۸، زمانی که او استاد دانشگاه بود منتشر شد.

«تهوع» رمانی فسلفی و اگزیستانسیالیستی است. ماجرا در شهر خیالی بوویل در ایتالیا رخ می‌دهد و داستان آنتوان روکانتین نویسنده فرانسوی را روایت می‌کند که از وجود خود وحشت دارد، او قرار است در این شهر سرگذشت یک شخصیت سیاسی به اسم «مارکی دو رولبورن» را بنویسد.

روکانتین در مدت اقامتش در شهر خاطرات خود را هم ثبت می‌کند. همه احساسات و حالات درونی‌اش در مورد جهان و افراد اطرافش را می‌نویسد اما همواره یک احساس تهوع گنگ با اوست که دلیلش را نمی‌داند...

«حالم خوش نیست! اصلا حالم خوش نیست: این حالت تهوع سگ‌مصّب ولم نمی‌کند دچارش شده‌ام، این بار بازهم: در یک کافه به سراغم آمده است. و این بار چیز جدیدی است. تا این لحظه، کافه‌ها تنها پناهگاه من بوده‌اند، چون همیشه پر از آدم و بسیار روشن‌اند، امّا این پناهگاه هم از دست می‌رود؛ از این پس وقتی در اتاقم به دام می‌افتم، دیگر نمی‌دانم به کجا باید بروم.»

«تهوع» حدیث انسان تنهایی است که در گردونه زمان، از تنهایی خود پناهگاهی می‌سازد تا بتواند در مقابل هجوم افکار تیره وحشت‌افزا تاب بیاورد.

تهوع خاطرات کسی است که به بن‌بست رسیده و پناهی می‌جوید تا بتواند خود را از شر افکار پلید رها سازد و راهی به سوی روشنایی بیابد.

سارتر در سال ۱۹۶۴ به خاطر این رمان برندهٔ جایزهٔ نوبل ادبیات شد اما از پذیرش جایزه سر باز زد.

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۲)
behrooz
۱۳۹۸/۰۲/۲۷

تصویر جلد کتاب یکی از نقاشی های مشهور سالوادور دالی از بزرگترین نقاشان جنبش سورئاله. البته اینجا نقاشی کامل نیست پیشنهاد میکنم تصویر اصلی رو در اینترنت ببینید خیلی جالبه

همایون
۱۳۹۸/۰۲/۱۰

رمانی فلسفی از فیلسوفی که دیگر خیلی جدی گرفته نمی شود. تهوع یکی از گیراترین رمان هایی است که خوانده ام. کتابی که انسان را با عمیق ترین سوال های وجودی اش رو برو می کند. داستان با وجود فلسفی

- بیشتر
بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۲۰)
کنار بخاری به زحمت در حال هضم غذایم هستم. پیشاپیش می‌دانم که روزم به هدر رفته است؛ هیچ کار به دردبخوری نخواهم کرد، شاید مگر پس از تاریک شدن هوا.
parissa
گذشته، زینت کسانی است که گذشته‌ای دارند.
parissa
دیگر مسئول دفاع از عقاید مقدس اجدادشان که به میراث برده‌اند، نیستند
k.t
اما این جا چیزی جز تاریکی نیست. گاه‌گاهی باد به تناوب، صدای زنگدار زمزمه‌هایی را از آن دورها به گوشم می‌رساند.
k.t
«اگر مدت زیادی به آئینه نگاه کنی، یک میمون را در آن خواهی دید.»
k.t
خانم‌های واقعی قیمت اجناس را نمی‌دانند، از خل بازی‌های مؤدبانه خوششان می‌آید. چشمانشان گل‌های زیبا و معصومی را می‌مانند، گل‌های گلخانه‌ای.
parissa
چقدر دلم می‌خواهد بخوابم. خیلی از ساعت خوابم گذشته است. نیاز به یک شب آرام دارم، فقط یک شب. بعد تمام این قضایا جاروب خواهند شد.
Numb
رولبون ساعت سه بامداد کار را آغاز کرد و بیمار در ساعت پنج به مسیحیت گروید، به گناهانش اعتراف کرد و در ساعت هفت، از دنیا رفت. کشیش پرسید: آیا شما در فن بیان تا این اندازه قوی هستید؟ شما دست ما را از پشت بسته‌اید! و آقای دو رولبون پاسخ داد. من با او بحث نکردم، فقط او را از دوزخ ترساندم.
k.t
خاطراتم مانند سکه‌هایی در کیسه شیطان است: وقتی کیسه باز شود، چیزی جز برگ‌هایی خشکیده در آن نمی‌یابند.
parissa
این پیرزن لجم را درآورده است. سرسختانه، با آن چشمان گمشده‌اش یورتمه می‌رود. گاه وحشتزده می‌ایستد، گویی خطری پنهان او را لمس کرده است. اکنون، زیر پنجره من است. باد دامنش را به زانوهایش چسبانده است. می‌ایستد، روسری‌اش را مرتب می‌کند، دستانش می‌لرزند. دوباره راه می‌افتد: اکنون پشتش را می‌بینم. خر خاکی پیر! به نظرم می‌خواهد به سمت راست، یعنی به سمت بلوار نوار بپیچد. باید صد متری برود. این طور که او راه می‌رود، ده دقیقه‌ای طول می‌کشد، ده دقیقه‌ای که، من با پیشانی چسبیده به شیشه، باید همین طور بمانم و نگاهش کنم. بیست بار می‌ایستد و باز راه می‌افتد و باز می‌ایستد...
parissa

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۲۶۸ صفحه
نوع فایلePUB
تاریخ انتشار۱۳۹۸/۰۱/۰۵
تعداد صفحات۲۶۸صفحه
نوع فایلePUB
تاریخ انتشار۱۳۹۸/۰۱/۰۵