با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
پروفسور

دانلود و خرید کتاب پروفسور

۴٫۲ از ۶ نظر
۴٫۲ از ۶ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب پروفسور  نوشته  شارلوت برونته  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب پروفسور

شارلوت برونته (۱۸۵۵- ۱۸۱۶)، نویسنده انگلیسی است.

«پروفسور»، نخستین رمان منتشر شده از شارلوت برونته، ماجرای زندگی مردی جوان است و داستان از زبان راوی اول شخص روایت می‌‌شود.

نویسنده بلوغ این مرد جوان و ماجراهای عشقی و شغلی‌اش را در مدرسه‌ای دخترانه بیان می‌کند. قهرمان داستان، کودک یتیمی بوده که پیشنهاد نزدیکانش را برای این‌که در نقش یک روحانی فعالیت کند، نمی‌پذیرد زیرا خود را برای این شغل مناسب نمی‌بیند. او به بلژیک می‌رود و شغل معلمی را برای خود برمی‌گزیند.

گرچه «پروفسور» امروزه یکی از آثار شناخته شده ادبیات جهان محسوب می‌شود اما انتشار آن برای شارلوت برونته خیلی هم ساده نبود.

در ابتدا نسخه اصلی این رمان از سوی ناشری که پیش‌تر رمان خواهر شارلوت را منتشر کرده بود به تایید برای چاپ نرسید؛ تا این‌که بالاخره در ۱۸۵۷ میلادی، فردی کار ویرایش و بازبینی رمان را بر عهده گرفت و چندی بعد کتاب منتشر شد.

داستان پروفسور مانند سایر داستان‌های نویسنده در واقع آیینه زندگی خود او بوده و نمایشگر احوال روحی و حالات درونی و چکیده احساسات اوست که اوضاع رقت بار زمان خود را با چیره دستی خاصی به زیر ذره بین نقد قرار داده و در برابر وضع نابسامان آن زمان از خود واکنش نشان می‌دهد.

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۴)
خاکستری
۱۳۹۹/۰۷/۰۳

کتاب شدیدا کتاب خسته کننده ای هست با یه ریتم کند داستان از زبان شخصیت مرد که یه معلم سابقه و برای کار پیش برادر پولدار و خسیس خودش میاد و به عنوان منشی مشغول میشه اصلا قابل مقایسه با

- بیشتر
زینب دهقانی
۱۳۹۹/۱۰/۱۵

زیبا بود،تعداد محدودی جملات ،شاید درحد یک صفحه روی هم رفته گنگ بود ،درکل لذت بردم

Faeze
۱۳۹۹/۱۲/۲۴

من کلا طرفدار داستان های خواهران برونته هستم. قبل از اینکه این اثر رو بخونم تصورم این بود احتمالا نظرات منفی بقیه بخاطر تفاوت سلیقه در ژانر و ..باشه. الان تموم شده و جدا که داستان خیلی ضعیف بود... برونته نتونسته بود

- بیشتر
رایان
۱۳۹۶/۰۳/۱۱

هیچکی نخونده نظربده دوستان؟؟؟؟؟؟؟؟؟

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۶)
شگفت آن‌‌‌‌که وضع هنری يکباره و به طور ناگهانی تغيير کرد و بهتر شد. اولين باری که او را ديدم چهره‌‌‌‌ای بی‌‌‌‌فروغ و پريده‌‌‌‌رنگ داشت. مثل دختری که در دنيا هيچ گونه دلخوشی و روزنه اميدی برايش وجود ندارد، امّا حالا ابرهای ابهام و نااميدی از سيمايش زدوده گشته و به جای آن پرتو اميد و سعادت در چهره‌‌‌‌اش می‌‌‌‌درخشيد، به نحوی که اين تغيير حالتش چون صبحی اميدبخش به جای افسردگی سابق جايگزين شده بود. من قبل از آن نمی‌‌‌‌توانستم رنگ چشم‌‌‌‌های بی‌‌‌‌فروغ اشک‌‌‌‌آلودش را تشخيص بدهم. آن هاله اندوهی که دور چشم‌‌‌‌های او را گرفته بود اينکه به شعاعی از خوشحالی و مسرت تبديل گشته بود که قلبش را روشن می‌‌‌‌ساخت و من می‌‌‌‌توانستم رنگ ميشی
زینب دهقانی
سلوک و رفتار او را به عنوان يک معلم تغيير دهد. او اکنون جای خود را بين شاگردان با روحيه‌‌‌‌ای قوی و قاطع باز کرده بود به گونه‌‌‌‌ای که همه فرانسيس را به ديده احترام نگريسته و از او اطاعت و فرمانبرداری می‌‌‌‌نمودند و به خوبی حس می‌‌‌‌کردند که ديگر قدرتی روی معلم خود ندارند. هرگاه شاگردی نسبت به او سرکشی و تمرد می‌‌‌‌کرد فرانسيس هيچ گاه اين سرکشی را به دل نمی‌‌‌‌گرفت. اينک او دارای طبعی استوار و متين بود که شاگردان قادر نبودند اين صفات را از او سلب نمايند. ستون محکمی از طاقت و تحمل در برابر مشکلات بود که هيچ شاگردی نمی‌‌‌‌توانست بر وی غلبه کند. قبلاً هنگامی که او را تحقير می‌‌‌‌کردند به گريه می‌‌‌‌افتاد، امّا اکنون در برابر اين تحقيرها تنها لبخند
زینب دهقانی
ـ هنگامی که درختان ميوه و شاخه‌‌‌‌های گل سرخ انسان را احاطه می‌‌‌‌کند به راستی احساس آسايش و آرامش به آدمی دست می‌‌‌‌دهد و من بايد اعتراف کنم که شما هم بعضی اوقات بر اثر گرفتاری‌‌‌‌های روزمره و برخورد با اشخاص مختلف و کشمکش و گفت‌‌‌‌وگوی با آن‌‌‌‌ها همين احساس را داريد. من همواره آرزو می‌‌‌‌کنم فرصتی داشتم تا مدت يک ماه در يک قريه و در يک کلبه دهقانی زندگی کرده و در آن کلبه دور افتاده، در کنار طبيعت زيبا که اطراف آن را مزارع و جنگل‌‌‌‌های قشنگ فرا گرفته در آرامش به سر برم. به راستی که زندگی دور از شهر چقدر خيال‌‌‌‌انگيز و دلرباست. اين طور نيست آقای کريمزورت؟ ـ معلوم نيست، تا موقعيت و شرايط چه باشد و چه افرادی اين مناظر را تماشا کنند. خانم مدير ادامه داد و گفت: چه نسيم خنک و فرح‌‌‌‌انگيزی می‌‌‌‌وزد؟
زینب دهقانی
وقت پيش برحسب اتفاق فهميدم که او دختر يک کشيش سوئيسی بوده، نه بيشتر و نه کمتر و در مورد عسرت و تنگدستی هنری بايستی اذعان کنم مادامی که در قلب وی بلندنظری و مناعت طبع وجود دارد، من به فقر و فاقه ظاهری وی اهميت نمی‌‌‌‌دهم. خانم مدير در حالی که از خميازه خود جلوگيری می‌‌‌‌کرد اظهار داشت: ـ آقای کريمزورت، احساسات و عواطف انسانی شما بسيار عالی و شايسته تحسين است. با ادای اين جمله نشاط و سرزندگی وی از بين رفت، خلوص نيت و صفای موقتی از چهره‌‌‌‌اش محو گرديد. آن حالت گستاخی و جسارتی که برای چند دقيقه در سيمايش ظاهر گرديده بود محو و چهره پر از ريا و نيرنگش عوض شد و دوباره شکل
زینب دهقانی
در طول اين مدت وجود من چون آسمان شب‌‌‌‌های پاييزی بود که شهاب‌‌‌‌ها و ستاره‌‌‌‌های دنباله‌‌‌‌دار در آن در حال ريزش بودند و پس از لحظه‌‌‌‌ای ناپديد می‌‌‌‌شدند. بارقه‌‌‌‌های بيم و اميد و آرزو و يأس تواما در افق سو سو می‌‌‌‌زدند و می‌‌‌‌درخشيدند، اما همه آن‌‌‌‌ها فانی و بی‌‌‌‌ثبات بودند و سپس در ماورا همه آن‌‌‌‌ها پرده‌‌‌‌های غم‌‌‌‌انگيز اوهام و تيرگی‌‌‌‌ها ظاهر می‌‌‌‌گشتند.
Faeze
در درونم غوغايی بر پا بود که مانند امواج دريايی خروشان سرنوشتم را تعيين می‌‌‌‌کردند و من حيران مانده بودم که موج‌‌‌‌های عظيم و سهمگين دريا مرا به کجا می‌‌‌‌کشانند. خودم نيز نمی‌‌‌‌توانستم سرنوشت خويش را به وسيله يک ريسمان باريک به دريا پيوند دهم. اگر اين ريسمان با برخورد به صخره‌‌‌‌ها پاره می‌‌‌‌شد و از هم می‌‌‌‌گسست چه می‌‌‌‌شد؟
Faeze

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۳۴۴ صفحه
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۳/۱۱/۳۰
شابک۹۷۸-۶۰۰-۱۷۶-۰۶۹-۳
تعداد صفحات۳۴۴صفحه
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۳/۱۱/۳۰
شابک۹۷۸-۶۰۰-۱۷۶-۰۶۹-۳