معرفی کتاب پروانه و تانک و سه داستان دیگر از جنگ داخلی اسپانیا
«پروانه و تانک و سه داستان دیگر از جنگ داخلی اسپانیا» اثری از ارنست همینگوی (۱۹۶۱-۱۸۹۹) است.
آغاز جنگهای داخلی اسپانیا مصادف بود با اوج قدرت نازی (فاشیسم) در اروپا؛ و مخالفان که دنبال فرصت میگشتند، اسپانیا را مکان مناسبی برای اولین رویارویی با آن یافتند. درگیریهای داخلی اسپانیا، به دنبال پیروزی جمهوریخواهان و تشکل فرانکیستها و بینالمللیشدن مسألهی اسپانیا، شرایط لازم برای این امر را فراهم آورد. بریگادهای بینالمللی به کمک جمهوریخواهان شتافتند و آلمان نازی با نیروی هواییاش و ایتالیای فاشیست با گردان پیادهنظام به یاری فرانکیستها آمدند.
در میان خیل روزنامهنگاران و گزرشگران آن دوره که هرکسی به ظن خود مطلبی مینوشت. ارنست همینگوی هم بود، با همان ژرفاندیشی همیشگی خود در ترسیم انسانها و حوادث.
به هنگام جنگهای داخلی اسپانیا و در ۱۹۳۶ و ۱۹۳۹، ارنست همینگوی، بهعنوان خبرنگار جنگی خبرگزاری NANA و همچنین بهعنوان مشاور کارگردان صحنههای جنگِ فیلمی مستند به نام خاک اسپانیا که یوریس ایونس سرگرم ساخت آن بود، چهاربار به اسپانیا سفر کرد و ماههایی در این سرزمین گذراند. داستانهای جنگ اسپانیا و یک نمایشنامه به نام ستونپنجم اولین ثمرهی ادبی این تجربهی شخصی او در جبهههای مختلف اسپانیاست که در هتل فلوریدا، اقامتگاه وی در مادرید، نوشته شدهاست. همینگوی در این داستانها از وضعیت غریبی روایت میکند که در عین واقعیبودن، غیرواقعی به نظر میرسد.
مادرید شهری است در محاصرهی فرانکیستها، با آدمهای جورواجور از جاهای مختلف که ماندهاند تا بجنگند:
آن موقع در مادرید، در خانهای ویران از گلولهبارانها کار میکردیم که مشرف بود به کاسا دلکامپو. پایین پای ما نبردی در جریان بود. دامنهاش را میدیدی که گسترده میشد تا زیر پایت و بالای تپهها میتوانستی بویش را بشنوی، میتوانستی غبارش را مزه کنی؛ و بانگ آن پردهی بزرگ لغزانی بود از آتش تفنگها و مسلسلهای خودکار که بالا میآمد و پایین میرفت و همراه با آن، سررسیدن غرش توپها و غریو و خروش خمپارهی آتشبارهایی که از پشت سر ما پرتاب میشدند و طنین خفهی انفجارشان و پس از آن ابرهای زرد پیچان غبارشان. برای یک فیلمبرداری، درستوحسابی اما خیلی دور بود. سعی کرده بودیم نزدیکش بشویم، ولی تکتیراندازها مرتب دوربین فیلمبرداری را هدف میگرفتند و نمیشد کار کرد.
دوربین فیلمبرداری قیمتیترین چیزی بود که داشتیم و اگر داغانش میکردند، کارمان ساخته بود.
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب پروانه و تانک و سه داستان دیگر از جنگ داخلی اسپانیا و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
مشخصات کتاب الکترونیکی
نام کتاب
پروانه و تانک و سه داستان دیگر از جنگ داخلی اسپانیا
عنوان در زبان مبدأ
The fifth column, and four stories of the Spanish Civil Wa
گفتههای بیبندوبار، تنها چیزی که برای ذهن خسته و نگران آرامش میآورد.
پویا پانا
۱
زندگی خیلی زودگذر است؛ ولی زنهای زشت خیلی طولانیاش میکنند
پویا پانا
۱
اغلب آدم گول امید و خوشبینی را میخورد.
مهدی تمدن رستگار
۰
آغاز جنگهای داخلی اسپانیا مصادف بود با اوج قدرت نازی / فاشیسم در اروپا؛ و مخالفان که دنبال فرصت میگشتند، اسپانیا را مکان مناسبی برای اولین رویارویی با آن یافتند. درگیریهای داخلی اسپانیا، به دنبال پیروزی جمهوریخواهان و تشکل فرانکیستها و بینالمللیشدن مسألهی اسپانیا، شرایط لازم برای این امر را فراهم آورد. بریگادهای بینالمللی به کمک جمهوریخواهان شتافتند و آلمان نازی با نیروی هواییاش و ایتالیای فاشیست با گردان پیادهنظام به یاری فرانکیستها آمدند.
Fateme Najafi
۰
میدانستم که خیلی دور بودیم و هر بیشعوری هم میفهمید که حمله یک شکست بود. در تمام روز این را میدانستم، اما اغلب آدم گول امید و خوشبینی را میخورد
معصومه سادات صدری
۰
همهچی نایاب، از جمله توتون و صبر مردم. همیشه هم کمی گرسنه بودی و یکمرتبه سر هیچوپوچ از چیزهایی مثل هوا که کاری هم در موردش نمیتوانستی بکنی سخت عصبانی میشدی
معصومه سادات صدری
۰
پدرو چیکوته صاحبش بود؛ و از آن شخصیتها بود که خوب بلدند یک جا را بگردانند. بارگردان قهّاری بود، همیشه خوشرو و همیشه سرحال و خیلی هم پرشور. حالا شور چیز نادری است و کم پیش میآید که یکی مدت زیادی داشته باشدش. نباید هم آن را با خودنمایی عوضی گرفت. چیکوته آن را داشت و تازه نه مصنوعی بود و نه عاریتی. آدم فروتنی بود، ساده و صمیمی
نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
همینگوی مثل همیشه معرکه
از جمله داستانی کوتاه از همینگوی خیلی زیبا