جملات زیبای کتاب پروانه و تانک و سه داستان دیگر از جنگ داخلی اسپانیا | طاقچه
تصویر جلد کتاب پروانه و تانک و سه داستان دیگر از جنگ داخلی اسپانیاsubscriptionAvailable

کتاب پروانه و تانک و سه داستان دیگر از جنگ داخلی اسپانیا

نوع کتاب
۳.۸ امتیاز(از ۶ رأی)
پدیدآورندگان: 
ارنست همینگوی، رضا قیصریه
انتشارات: 
کارگاه اتفاق

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
پویا پانا
۲
گفته‌های بی‌بندوبار، تنها چیزی که برای ذهن خسته و نگران آرامش می‌آورد.
پویا پانا
۱
زندگی خیلی زودگذر است؛ ولی زن‌های زشت خیلی طولانی‌اش می‌کنند
پویا پانا
۱
اغلب آدم گول امید و خوش‌بینی را می‌خورد.
مهدی تمدن رستگار
۰
آغاز جنگ‌های داخلی اسپانیا مصادف بود با اوج قدرت نازی / فاشیسم در اروپا؛ و مخالفان که دنبال فرصت می‌گشتند، اسپانیا را مکان مناسبی برای اولین رویارویی با آن یافتند. درگیری‌های داخلی اسپانیا، به دنبال پیروزی جمهوری‌خواهان و تشکل فرانکیست‌ها و بین‌المللی‌شدن مسأله‌ی اسپانیا، شرایط لازم برای این امر را فراهم آورد. بریگادهای بین‌المللی به کمک جمهوری‌خواهان شتافتند و آلمان نازی با نیروی هوایی‌اش و ایتالیای فاشیست با گردان پیاده‌نظام به یاری فرانکیست‌ها آمدند.
Fateme Najafi
۰
می‌دانستم که خیلی دور بودیم و هر بی‌شعوری هم می‌فهمید که حمله یک شکست بود. در تمام روز این را می‌دانستم، اما اغلب آدم گول امید و خوش‌بینی را می‌خورد
معصومه سادات صدری
۰
همه‌چی نایاب، از جمله توتون و صبر مردم. همیشه هم کمی گرسنه بودی و یک‌مرتبه سر هیچ‌وپوچ از چیزهایی مثل هوا که کاری هم در موردش نمی‌توانستی بکنی سخت عصبانی می‌شدی
معصومه سادات صدری
۰
پدرو چیکوته صاحبش بود؛ و از آن شخصیت‌ها بود که خوب بلدند یک جا را بگردانند. بارگردان قهّاری بود، همیشه خوشرو و همیشه سرحال و خیلی هم پرشور. حالا شور چیز نادری است و کم پیش می‌آید که یکی مدت زیادی داشته باشدش. نباید هم آن را با خودنمایی عوضی گرفت. چیکوته آن را داشت و تازه نه مصنوعی بود و نه عاریتی. آدم فروتنی بود، ساده و صمیمی