
کتاب زیستن در حقیقت
معرفی کتاب زیستن در حقیقت
کتاب زیستن در حقیقت (Vaclav Havel: or living in truth) نوشته واتسلاو هاول و ترجمه صالح واحدی در سال ۱۴۰۴ توسط نشر مهرگان خرد منتشر شده است. این اثر مجموعهای از مقالات، نامهها و سخنرانیهای یکی از مهمترین چهرههای فکری و سیاسی اروپای شرقی در قرن بیستم است. نویسنده که هم بهعنوان نمایشنامهنویس و هم بهعنوان فعال سیاسی شناخته میشود، در این کتاب به دغدغههای بنیادین خود دربارهی حقیقت، مسئولیت فردی، فرهنگ و اخلاق در جامعهی تحت سلطهی نظامهای توتالیتر پرداخته است. کتاب حاضر نهتنها بازتاب تجربههای شخصی نویسنده در مواجهه با سرکوب و سانسور است، بلکه تلاشی برای ترسیم راهی اخلاقی و انسانی در برابر فشارهای سیاسی و اجتماعی به شمار میآید. همراه شویم با کتابی به قلم نویسندهی کتاب قدرت بیقدرتان. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب زیستن در حقیقت اثر واتسلاو هاول
کتاب زیستن در حقیقت با گردآوری نامهها و نوشتهها و دیدگاههای واتسلاو هاول، نویسندهی کتاب قدرت بیقدرتان و از مهمترین چهرههای فکری و سیاسی اروپای شرقی در قرن بیستم، تصویری از مبارزهی فردی و جمعی برای حفظ هویت انسانی و اخلاقی در شرایط سرکوب و بیعدالتی ارائه داده است. این کتاب که شامل نامهها، مقالات و سخنرانیهای این نویسنده است، در بستر تجربهی زیستهی او در چکسلواکی و دوران حکومت کمونیستی نوشته شده است. واتسلاو هاول با نگاه انتقادی به ساختارهای قدرت، نقش ترس و بیتفاوتی و سازش را در شکلگیری جامعهای منفعل بررسی و بر اهمیت مسئولیتپذیری و صداقت فردی تأکید کرده است.
این نویسنده در مجموعهی حاضر نهتنها به نقد نظام سیاسی کشور خود میپردازد، بلکه بحرانهای اخلاقی و معنوی را در سطحی جهانی و انسانی مطرح میکند. هر بخش از این اثر، از نامههای سرگشاده تا جستارهای فرهنگی، لایههای مختلفی از دغدغههای واتسلاو هاول را آشکار و ما را به تأمل دربارهی نسبت فرد و جامعه، حقیقت و قدرت و نقش فرهنگ در خودآگاهی اجتماعی دعوت کرده است. کتاب زیستن در حقیقت دعوتی است به بازاندیشی دربارهی نقش فرد در جامعه و ضرورت اخلاق در سیاست و زندگی روزمره.
کتاب زیستن در حقیقت با ویراستاری یان ولادیسلاف نخستینبار در سال ۱۹۸۶ میلادی در هلند منتشر شد. انتشار این کتاب همزمان با اعطای جایزهی اراسموس به واتسلاو هاول و هدف از آن جلب توجه بیشتر مخاطبان جهان به آثار او بود. کتاب حاضر در آن زمان در ادبیات چک و میان علاقهمندان به جنبشهای دگراندیشی در اروپای شرقی شناختهشده بود. شش جستار به قلم واتسلاو هاول در اثر حاضر گرد آمده است؛ «نامه به دکتر گوستاو هوساک»، «قدرت بیقدرتان»، «شش حاشیه (گفتار معترضه) بر فرهنگ»، «سیاست و وجدان»، «تریلر (شب هول)» و «کالبدشکافی کمحرفی».
نخستین جستار کتاب زیستن در حقیقت، یعنی نامه به دکتر هوساک، خطاب به رهبر کمونیست و رئیسجمهور دوران «عادیسازی» پس از بهار پراگ است و جایگاهی برجسته در تاریخ مقاومت معنوی چکها در دههی ۱۹۷۰ دارد. واتسلاو هاول در جستار «قدرت بیقدرتان» به موضوع زیستن در حقیقت و مسئولیت فردی و پاسخگویی تکتک انسانها میپردازد و توجه ویژهای به کسانی میکند که در محیطهایی زندگی میکنند که هویت انسانیشان (چه از سوی قدرت حکومتی و چه افراد خارج از دایرهی قدرت) در خطر است. جستار «شش حاشیه بر فرهنگ» فرهنگ رسمی و فرهنگ غیررسمی در چکسلواکی را نقد کرده و جستار «سیاست و وجدان» بر مفهوم سیاست بهعنوان یک نظام اخلاقی تمرکز کرده است. جستار «تریلر (شب هول)» که به آلبوم و ترانهی مایکل جکسون اشاره میکند، از مفهوم شر و فروپاشی اسطورهها در دوران مدرن سخن میگوید و مهارت واتسلاو هاول را در جستارنویسی نشان میدهد. آخرین جستار بخش نخست کتاب نیز به موضوعِ پیکار برای صلح اختصاص یافته است.
بخش دوم کتاب living in truth در نسخهی حاضر که توسط نشر مهرگان خرد منتشر شده، قرار ندارد. در توضیح این بخش میتوان گفت که شامل ۱۶ جستار پیرامون یا دربارهی واتسلاو هاول است. این جستارها به قلم نویسندگان و هنرمندان شناختهشدهای همچون ساموئل بکت، هاینریش بل، میلان کوندرا، آرتور میلر و تام استوپارد نوشته شده است. بکت نمایشنامهی فاجعه به قلم خودش را به واتسلاو هاول تقدیم کرده است؛ نوشتهی بل دربارهی نامه به اولگا هاول است و اثر کوندرا پس از محاکمه و محکومیت هاول در سال ۱۹۷۹ به زبان فرانسه در نوول اوبسرواتوار منتشر شده است. اثر آرتور میلر تکگفتاری است که بهنشانهی همبستگی با واتسلاو هاول برای اجرا در جشنوارهی جهانی تئاتر آوینیون در سال ۱۹۸۲ نوشته شده است.
خلاصه کتاب زیستن در حقیقت
کتاب با محوریت دو مفهوم کلیدیِ زندگی در حقیقت و مسئولیتپذیری، وضعیت انسان در جامعهای را بررسی کرده است که تحت سلطهی نظامهای سرکوبگر قرار دارد. واتسلاو هاول در نامهای به رئیسجمهور وقت چکسلواکی، با زبانی صریح، ریشههای ترس و بیتفاوتی و سازش را در رفتار مردم واکاوی میکند و نشان میدهد چگونه این عوامل بهتدریج به بحران اخلاقی و معنوی جامعه منجر میشود. او توضیح میدهد که مردم برای حفظ امنیت و منافع شخصی به رفتارهایی چون تظاهر، سکوت و پذیرش تحقیر تن میدهند و این چرخه، ساختار قدرت را تقویت میکند. واتسلاو هاول با اشاره به نقش فرهنگ و هنر در بیداری اجتماعی هشدار میدهد که کنترل و محدودیتهای حکومتی بر فرهنگ، جامعه را از خودآگاهی و پویایی محروم میکند. او معتقد است که حتی در شرایط سرکوب، فرهنگ غیررسمی و آثار اصیل میتوانند چراغی برای بیداری و مقاومت باشند. نویسنده به تجربههای شخصی خود از سانسور، زندان و فشارهای سیاسی اشاره و بر این نکته تأکید میکند که مسئولیتپذیری فردی و ایستادگی بر حقیقت، هرچند پرهزینه، تنها راه حفظ کرامت انسانی است.
چرا باید کتاب زیستن در حقیقت را بخوانیم؟
مجموعه مقالهی زیستن در حقیقت با نگاهی عمیق به رابطهی فرد و قدرت، پرسشهایی اساسی دربارهی اخلاق، مسئولیت و حقیقت در زندگی اجتماعی مطرح میکند. این کتاب با روایت تجربههای زیستهی واتسلاو هاول در مواجهه با سرکوب و سانسور، به خواننده امکان میدهد تا سازوکارهای سلطه و مقاومت را از زاویهای انسانی و ملموس درک کند. ویژگی شاخص این اثر میتواند پیوند تحلیلهای فلسفی و روایتهایی شخصی باشد که آن را از یک متن صرفاً نظری متمایز میکند. همچنین تأکید نویسنده بر نقش فرهنگ و هنر در بیداری اجتماعی و حفظ هویت فردی، این کتاب را به منبعی سودمند برای علاقهمندان به مطالعات فرهنگی، اجتماعی و سیاسی تبدیل کرده است. خواندن این کتاب فرصتی است برای تأمل در باب مسئولیت فردی و جمعی در برابر حقیقت و اخلاق.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
زیستن در حقیقت به کسانی پیشنهاد میشود که دغدغهی آزادی، مسئولیت اجتماعی، اخلاق در سیاست و نقش فرهنگ در جامعه را دارند. این کتاب برای علاقهمندان به فلسفهی سیاسی، مطالعات فرهنگی، تاریخ معاصر اروپا و همچنین کسانی که به تجربههای مقاومت مدنی و نقد نظامهای سرکوبگر علاقهمند هستند، مناسب است.
نظر افراد یا مجلههای مشهور درباره این کتاب چیست؟
لوسی دسپارد (Lucy Despard) در سایت foreignaffairs.com نوشته است که کتاب زیستن در حقیقت جوهر شخصیت واتسلاو هاول، صداقت و انسانیت این نویسنده را بازتاب داده است.
درباره واتسلاو هاول
واتسلاو هاول (Václav Havel) زادهی ۵ اکتبر ۱۹۳۶ در پراگ، پایتخت سابق چکسلواکی، یکی از برجستهترین چهرههای سیاسی و ادبی قرن بیستم بود که در ۱۸ دسامبر ۲۰۱۱ میلادی درگذشت. او نویسنده، نمایشنامهنویس، شاعر، منتقد سیاسی و مخالف سرسخت رژیم کمونیستی بود و بهعنوان آخرین رئیسجمهور چکسلواکی (۱۹۸۹ - ۱۹۹۲) و اولین رئیسجمهور جمهوری چک (۱۹۹۳ - ۲۰۰۳) نقش مهمی در گذار این کشور به دموکراسی داشت. هاول در خانوادهای روشنفکر و فرهنگی به دنیا آمد؛ پدرش رستوراندار و مادرش زنی اهل فرهنگ و سیاست بود. خانوادهی او از دههی ۱۹۲۰ تا ۱۹۴۰ ارتباط نزدیکی با جریانهای سیاسی و فرهنگی چکسلواکی داشت؛ به همین دلیل پس از سال ۱۹۵۰ دولت کمونیستی اجازهی تحصیل رسمی به او نداد. هاول مجبور شد تحصیلات متوسطه را بهصورت شبانه به پایان برساند و دیپلم خود را در سال ۱۹۵۴ دریافت کند. او سپس کوشید وارد دانشکدههای علوم انسانی شود، اما مخالفتهای سیاسی باعث شد بهناچار رشتهی اقتصاد را برای ادامهی تحصیل انتخاب کند. هاول پس از دو سال اقتصاد را رها و مسیر علاقهاش به هنر و علوم اجتماعی را دنبال کرد. پس از اتمام خدمت سربازی در سالهای ۱۹۵۷ - ۱۹۵۹، بهعنوان کارگردان پشتصحنه در تئاتر پراگ مشغول به کار شد و همزمان تحصیل مکاتبهای در رشتهی دراما در دانشگاه پراگ را آغاز کرد. اولین نمایشنامهی کامل او با عنوان «جشن باغچه» در سال ۱۹۶۳ روی صحنه رفت و موفقیت قابلتوجهی کسب کرد. پس از این آثار مهم دیگری مانند «خاطرات» را نوشت. او در سال ۱۹۶۴ با اولگا اشپلیخالوا ازدواج و زندگی خانوادگی خود را آغاز کرد.
فعالیتهای سیاسی واتسلاو هاول پس از سرکوب بهار پراگ در سال ۱۹۶۸ شدت گرفت. اختناق پس از ورود تانکهای شوروی باعث شد نمایشنامههای او ممنوع و گذرنامهاش مصادره شود. در طول دهههای ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ بارها دستگیر شد و بزرگترین دوران حبسش چهار سال طول کشید. در این مدت بهعنوان رهبر مخالفان چکسلواکی از طریق مشارکت در «منشور ۷۷» و نوشتههای سیاسیاش در سطح بینالمللی شناخته شد. پس از آزادی از زندان در وطن ماند و در نوامبر ۱۹۸۹ بهعنوان چهرهی اصلی انجمن مدنی، نقشی کلیدی در انقلاب مخملی بدون خونریزی ایفا کرد؛ آنچه به فروپاشی حکومت کمونیستی و تشکیل جمهوری دموکراتیک چکسلواکی و سپس جمهوری چک انجامید. در دوران ریاستجمهوری خود اقداماتی مانند عفو عمومی زندانیان رژیم پیشین، حمایت از نهادهای مدنی، پیوستن جمهوری چک به پیمان ناتو و آغاز مذاکرات عضویت در اتحادیهی اروپا را انجام داد و همواره از مقاومتهای مدنی و غیرخشونتآمیز حمایت کرد.
واتسلاو هاول نویسندهای پرکار بود و بیش از ۲۰ نمایشنامه و چند ناداستان نوشت که بسیاری از آنها به زبانهای مختلف ترجمه شد. آثار او ازجمله کتابهای «نمایشنامهی اداری»، «نامههایی به اولگا»، «متروک بیانتها»، «قدرت بیقدرتان» و «نامههای سرگشاده» را نشاندهندهی نقد او به نظامهای توتالیتر و پساتوتالیتر، بوروکراسی خردکننده و دروغپردازیهای سیاسی دانستهاند. سبک این نویسنده غالباً طنز تلخ و پوچگرایی است و با ابداع زبانهای مصنوعی، روابط انسانی را در برابر ساختارهای قدرت بررسی میکند. واتسلاو هاول مفهوم پساتوتالیتر را معرفی کرد و توضیح داد که چگونه این نظامها با ایدئولوژی و دروغهای ساختاری، مردم را مجبور به سکوت و رفتار همسان میکنند. او همچنین آثار فلسفی و سیاسی خود را از طریق نامهها، جستارها و سخنرانیها منتشر کرد و همواره به آزادی، وجدان مدنی و حقوق بشر پایبند بود. کتاب زیستن در حقیقت (living in truth) اثر دیگری به قلم او و یک ناداستان حاوی شش جستار است.
واتسلاو هاول در طول حیات خود با آثار ادبی، فعالیتهای سیاسی و اخلاقی و همچنین رهبری مسالمتآمیز، به نمادی جهانی از مقاومت غیرخشونتآمیز، آزادی و وجدان مدنی تبدیل شد. میراث او تا امروز الهامبخش سیاستمداران، نویسندگان و فعالان حقوق بشر در سراسر جهان بوده است.
این کتاب یا نویسنده چه جوایز و افتخاراتی کسب کرده است؟
واتسلاو هاول جوایز و افتخارات بسیاری دریافت کرد. برخی از جوایز او عبارت است از جایزهی اراسموس (۱۹۸۶)، جایزهی صلح کتابفروشان آلمان (۱۹۸۹)، مدال آزادی فیلادلفیا (۱۹۹۴)، جایزهی شاهزاده آستوریاس برای ارتباطات و علوم انسانی (۱۹۹۷)، جایزهی صلح بینالمللی گاندی (۲۰۰۳) و برپایی جایزهی واتسلاو هاول. او عضو افتخاری انجمن سلطنتی ادبیات (۱۹۹۳)، انجمن فلسفی آمریکا (۱۹۹۵) و آکادمی هنر و علوم آمریکا (۲۰۰۱) شد و چندین دکترای افتخاری از دانشگاههای معتبر دریافت کرد.
چه نسخههای دیگری از این کتاب در ایران منتشر شده است؟
کتاب حاضر با عنوان زندگی در جوار حقیقت با ترجمهی پرویز آصف توسط نشر نوآوران (لندن) در سال ۱۳۷۲ روانهی بازار کتاب ایران شد.
بخشی از کتاب زیستن در حقیقت
«۴. سیاست و وجدان
سخن اول
از زمانی که بهعنوان یک پسربچه از مسیری در میان مزارع به مدرسهای در روستایی نزدیک میرفتم، خاطرهای دارم. در افق، دودکش بزرگ کارخانهای دیده میشد که باعجله در آنجا ساخته شده بود و بهاحتمالزیاد ادوات موردنیاز جنگ را تولید میکرد. از دودکش دود غلیظ قهوهایرنگی خارج و در آسمان پخش میشد. هر بار با این صحنه مواجه میشدم به نظرم میرسید یک ایرادی وجود دارد؛ انسانها دارند آسمان را آلوده میکنند.
نمیدانم در آن روزها چیزی تحت عنوان دانش محیطزیست وجود داشت یا نه، اما اگر هم بود من از آن اطلاعی نداشتم. به هر صورت، آلوده کردن آسمان ناخودآگاه آزارم میداد. من در این صحنه خطای انسانها را میدیدم و به نظرم میرسید آنها دارند چیز باارزشی را از بین میبرند و خودخواهانه نظم طبیعت را تخریب مینمایند. با خود میگفتم این تعدی و تجاوز بدون پاسخ نخواهد ماند. مطمئناً آن احساس بد من بیشتر ناشی از احساسات بود و از آنچه بعدها گازهای مضر نام گرفت چیزی نمیدانستم و طبیعتاً از اینکه روزی به همین دلیل جنگلها از بین خواهد رفت، بازی تمام خواهد شد و سلامتی انسانها به خطر خواهد افتاد درکی نداشتم.»
حجم
۱۴۷٫۸ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۱۴۸ صفحه
حجم
۱۴۷٫۸ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۱۴۸ صفحه