
کتاب زنی که هایکو می سرود
معرفی کتاب زنی که هایکو می سرود
کتاب زنی که هایکو میسرود نوشتهی سیچو ماتسوموتو و با ترجمهی دومان بهرامی توسط نشر مهرگان خرد منتشر شده است. این اثر مجموعهای از شش داستان کوتاه در ژانر جنایی و معمایی است که هرکدام با روایتی متفاوت، به لایههای پنهان روان انسان و جامعهی ژاپن مدرن میپردازد. سیچو ماتسوموتو، نویسندهی برجستهی ژاپنی، با نگاهی موشکافانه و واقعگرایانه، شخصیتهایی را خلق کرده که اغلب از میان مردم عادی انتخاب شدهاند و درگیر موقعیتهایی میشوند که مرز میان خیر و شر، حقیقت و دروغ، و عدالت و انتقام را به چالش میکشد. دومان بهرامی در مقدمهی خود توضیح داده که ترجمهی فارسی این کتاب بر اساس نسخهی انگلیسی و در مواردی نسخهی فرانسوی انجام شده است. عنوان کتاب نیز با توجه به فضای ژاپنی و جذابیت آن برای مخاطب فارسیزبان، از میان داستان ششم انتخاب شده است. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب زنی که هایکو می سرود
کتاب زنی که هایکو میسرود مجموعهای از داستانهای جنایی و معمایی است که سیچو ماتسوموتو، نویسندهی نامآشنای ژاپنی، آن را به نگارش درآورده است. این کتاب با شش داستان مستقل، تصویری از جامعهی ژاپن پس از جنگ جهانی دوم ارائه میدهد؛ جامعهای که در ظاهر در حال پیشرفت و بازسازی است اما در باطن، با بحران هویت، فساد، فشارهای اجتماعی و زخمهای پنهان دستوپنجه نرم میکند. ماتسوموتو در این مجموعه، بهجای تمرکز صرف بر معماهای کلاسیک و کارآگاههای نابغه، به انگیزههای روانی و اجتماعی مجرمان و قربانیان میپردازد و نشان میدهد که چگونه انسانهای عادی، تحت فشارهای محیطی و اخلاقی، به مرز جنایت کشیده میشوند. ساختار کتاب به گونهای است که هر داستان، با شخصیتها و موقعیتهای متفاوت، یک معمای انسانی و اجتماعی را پیش میکشد و در عین حال، نقدی بر ساختارهای قدرت، بوروکراسی و نابرابریهای جامعهی ژاپن ارائه میدهد. سیچو ماتسوموتو با بهرهگیری از تجربهی روزنامهنگاری و نگاه از پایین به بالا، داستانهایی خلق کرده که نهتنها سرگرمکننده، بلکه تأملبرانگیز و چالشزا هستند.
خلاصه داستان زنی که هایکو می سرود
کتاب زنی که هایکو میسرود مجموعهای از شش داستان کوتاه است که هرکدام بهنوعی به جنایت، سرنوشت و روان انسان میپردازند. دغدغهی اصلی این کتاب، بررسی این پرسش است که جنایت از کجا آغاز میشود: از دل انسان یا از دل جامعه؟ ماتسوموتو با کنار گذاشتن معماهای صرفاً منطقی و فانتزی، به سراغ واقعگرایی رفته و مجرمان داستانهایش را از میان مردم عادی انتخاب کرده است؛ افرادی که تحت فشارهای اجتماعی، اقتصادی یا روانی، به سمت ارتکاب جرم سوق داده میشوند. در داستان اول، «همدست»، زندگی یک تاجر موفق که گذشتهای تاریک و رازآلود دارد، روایت میشود؛ او برای حفظ موقعیت و ثروتش، ناچار است همدست سابقش را زیر نظر بگیرد و در این مسیر، به دام نقشهای پیچیده میافتد که مرز میان شکار و شکارچی را محو میکند. داستان دوم، «چهره»، از زبان یک بازیگر روایت میشود که گذشتهای پنهان و رازآلود دارد و با ترس از افشای هویت واقعیاش، دست به اقداماتی میزند که سرنوشتش را بهکلی تغییر میدهد. سایر داستانها نیز با محوریت موضوعاتی چون خیانت، وسوسه، سقوط اخلاقی و تأثیر سرنوشت بر زندگی انسانها، فضایی پرتعلیق و نفسگیر خلق کردهاند. پیام اصلی کتاب، تأکید بر این است که جنایت و سقوط اخلاقی، اغلب نتیجهی فشارهای اجتماعی و روانی است و مرز میان قربانی و مجرم، بسیار باریکتر از آن چیزی است که به نظر میرسد.
چرا باید کتاب زنی که هایکو می سرود را بخوانیم؟
این کتاب با روایتهایی پرتعلیق و شخصیتهایی چندوجهی، تصویری متفاوت از ژانر جنایی ارائه میدهد. سیچو ماتسوموتو با کنار گذاشتن کلیشههای رایج داستانهای پلیسی، به سراغ انگیزهها و زمینههای اجتماعی و روانی جرم رفته و نشان داده که چگونه انسانهای معمولی، در شرایط خاص، به مرز جنایت کشیده میشوند. خواندن این کتاب فرصتی است برای آشنایی با ادبیات جنایی ژاپن و درک پیچیدگیهای جامعهی مدرن این کشور. علاوهبراین، هر داستان با فضاسازی دقیق و پرداخت جزئیات، خواننده را به دل موقعیتهایی میبرد که در آن، حقیقت و عدالت همیشه روشن و قطعی نیستند. این اثر نهتنها برای علاقهمندان به داستانهای معمایی، بلکه برای کسانی که به تحلیل روانشناسی و نقد اجتماعی علاقه دارند، جذاب خواهد بود.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن این کتاب به علاقهمندان ادبیات جنایی، دوستداران داستانهای معمایی، پژوهشگران فرهنگ و جامعهی ژاپن و کسانی که به تحلیل روانشناسی شخصیتها و نقد اجتماعی علاقه دارند پیشنهاد میشود. همچنین به کسانی که به دنبال داستانهایی با شخصیتهای خاکستری و موقعیتهای اخلاقی پیچیده هستند، توصیه میشود.
بخشی از کتاب زنی که هایکو می سرود
«هیکوسوکه اوچیبوری خودش را مرد موفقی میدانست. مغازهاش که مبلمانِ اقساطی میفروخت در سراسر شهر فوکوئودا شهرتی به هم زده بود. این فروشگاه که با عنوان «فروشگاه بزرگ مبلمان» تبلیغ میشد در عرض پنج سال رشد چشمگیری کرده بود و اکنون جایگاهی ممتاز در میان رقبا داشت، امری که باعث شگفتی کاسبهای قدیمی منطقه شده بود. موفقیت هیکوسوکه احتمالاً بهدلیل مهارتهایی بود که او در طول سالها بهعنوان بازاریاب دورهگرد کسب کرده بود؛ هرچند در آن زمان لوازم خانگی نمیفروخت. پانزده سال ظروف غذاخوری میفروخت و به فروشگاههای بزرگ و عمدهفروشیهای سراسر کشور سر میزد. شرکتی که برای آن کار میکرد حق توزیع انحصاری یک برند معروف ظروف غذاخوری را داشت که حتی آن ظرفها را به دورترین نقاط دنیا مانند هند نیز صادر میکرد. هیکوسوکه با چمدانی پر از نمونههای چیدهشده که به دنبال میکشید پا به مغازههای عمدهفروشی هر منطقه میگذاشت. نمونههایش را به نمایش میگذاشت و سفارش عمدهفروشیها را میگرفت و برای حسابهای معوقه چک دریافت میکرد. سرش آنقدر شلوغ بود که نمیتوانست وقت تلف کند. باید بهسرعت سراغ مشتریهای بعدی میرفت. همیشه جدولهای زمانیِ حرکت قطارها را بررسی میکرد. پانزده سال اینطور زندگی کرده بود.»
حجم
۱۹۵٫۰ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۲۱۸ صفحه
حجم
۱۹۵٫۰ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۲۱۸ صفحه