معرفی و دانلود کتاب بادیگارد + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب بادیگارد
off
٪۴۰
subscriptionAvailable

کتاب بادیگارد

نوع کتاب
۳.۸(از ۱۰۱ امتیاز)

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب بادیگارد

کتاب بادیگارد نوشتهٔ کاترین سنتر و ترجمهٔ محمدمهدی سروش و ویراستهٔ بتول مقدادی است. کتاب کوله پشتی این رمان آمریکایی را منتشر کرده است.

درباره کتاب بادیگارد

کتاب بادیگارد (The Bodyguard) حاوی یک رمان آمریکایی است که ۳۳ فصل دارد. این رمان نامزد دریافت جایزهٔ بهترین کتاب عاشقانه در سال ۲۰۲۲ در وب‌سایت گودریدز شده است. داستان «هانا بروکس» را می‌خوانید؛ یک مأمور حفاظت اجرایی (یا همان بادیگارد) که وظیفه دارد از سوپراستار نام‌آشنا «جک استیپلتن» در برابر مزاحم سرسختش محافظت کند. داستان از جایی شروع می‌شود که هانا بروکس مادر خود را از دست داده است و تنها چیزی که برایی آرامش می‌آورد، ادامه‌دادن کارش به‌عنوان یک بادیگارد است. وقتی هانا می‌فهمد رئیسش «گِلن» او را از مأموریت آتی در مادرید برکنار کرده، اوضاع بد می‌شود. از سوی دیگر، شب بعد از تشییع جنازهٔ مادرش، دوست‌پسرش «رابی» او نیز محافظ است، از هانا جدا می‌شود و در طول مأموریت مادرید با بهترین دوستش «تیلور» شروع به قرارگذاشتن می‌کند. هانا درحالی‌که سه غمِ بزرگِ از دست دادن مادرش، دوست‌پسرش و بهترین دوستش را تجربه می‌کند، مأموریت بعدی خود را دریافت می‌کند؛ ماموریتی که او را ملزم به ماندن در هیوستون می‌کند؛ جایی که هانا دیگر از آن تنفر دارد.

خواندن کتاب بادیگارد را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به دوستداران ادبیات داستانی آمریکا و قالب رمان پیشنهاد می‌کنیم.

بخشی از کتاب بادیگارد

«آن شب از آنجا رفتم، ولی به خانه نرفتم.

خانه همان آپارتمان قدیمی‌ام بود، یک ملکِ کوچک و دل‌انگیز قدیمی در مجموعه‌ای چهارواحده در قسمت نه‌چندان خوب شهر. راهرویی داشت که به پذیرایی ختم می‌شد و طاقچه‌ای مخصوص تلفن در سالنش قرار داشت. خانه جایی بود که سه سال – قبل از اقدام به فرار مأیوسانه‌ام برای اینکه هیچ‌وقت مجبور نباشم تیلر را در خانهٔ بغلی ببینم – در آن زندگی کرده بودم.

آپارتمانی که حالا به آن برگشتم همانی بود که ندیده در طبقهٔ هشتم مجتمعی کاملاً جدید، فوق مدرن و کاملاً عامه‌پسند اجاره کرده بودم؛ باز هم در قسمت نه‌چندان خوب شهر.

لازم است به این نکتهٔ خنده‌دار اشاره کنم؟ اولین بار که راهم را پیدا کردم و به درِ خانه رسیدم، چه کسی به‌عنوان محافظ جلوی در ایستاده بود؟

تیلر.

البته که باید آنجا می‌بود.

درحالی‌که با دسته‌کلیدم کلنجار می‌رفتم، گفتم: «باید تو می‌بودی، ها؟» بعد گفتم:‌ «گلن باید یه سادیست واقعی باشه.»

سرش را برنگرداند. «من خودم این مأموریت رو خواستم.»

باید به این حرفش جوابی می‌دادم؟ باید به‌خاطر چیزی از او تشکر می‌کردم؟ نه. امکان نداشت. او می‌توانست خیلی کارها با من بکند، ولی نمی‌توانست مجبورم کند با او گپ بزنم. وارد خانه شدم و در را پشت سرم بستم. این تنها جوابی بود که نصیب تیلر شد: یک صدای تَق توخالی و بلند.

بعد تنها بودم، واقعاً تنها، برای اولین بار در عرض چندین هفته.

خانه پر از جعبه بود و کارکنان باربری با شیوهٔ «فقط یه جایی بذارش زمین»، با وسایل برخورد کرده بودند؛ مثلاً تخت وسط اتاق‌خواب بود، مثل جزیره.

ولی مشکلی نداشت.

به‌سمت بالکن حرکت کردم و بیرون رفتم تا چشم‌انداز را ببینم.

به خودم گفتم که خوب است. این فرصتی برای خودم بود. فرصتی برای تجدید قوا و تفکر. قبل از رفتن به کره کمی فرصت داشتم. شاید شروع به نوشتن دفتر شکرگزاری۷۷ می‌کردم. شاید خوش‌نویسی یاد می‌گرفتم. حتماً راهی وجود داشت که بیشترین استفاده را از این فرصت بکنم. شاید این تنبیه نبود، بلکه فرصت بود.

ولی فرصت برای چه؟

برای شام، از بیرون غذای کره‌ای سفارش دادم و وقتی پیک پیدایش شد، مختصری سر تکان دادم و با گرم‌ترین لحنی که برایم ممکن بود به او گفتم:‌ «کامسامنیدا.»»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب بادیگارد و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:بادیگارد
عنوان انگلیسی:The Bodyguard
موضوع:رمان، داستان خارجی، عاشقانه
نویسنده:کاترین سنتر
مترجم:محمدمهدی سروش
ویراستار:بتول مقدادی
انتشارات:کتاب کوله پشتی
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۴۰۳/۰۴/۳۰
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۵.۷ مگابایت
شابک:۹۷۸۶۰۰۴۶۱۶۵۱۵
تعداد صفحه‌ها:۳۶۰ صفحه
قیمت کتاب:۹۳۶۰۰ تومان
نسخۀ صوتی:خرید کتاب صوتی بادیگارد

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

نــے‌آیش🐋
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۳/۰۶/۲۲

"بادیگارد" یکی از آثارِ عاشقانه‌ایه که اخیرا توی بوک‌تاک‌های مختلف هایپ شده و زیاد ازش صحبت میشه بنابراین اگر جز دسته‌ی افرادی نباشید که نسبت به مطالعه‌ی کتاب‌هایی که زیاد سروصدا می‌کنن؛ گارد دارن و دنبالِ مطالعه‌ی اثرِ روانی باشید...بیشتر

۴
ema
۱۴۰۳/۰۷/۲۳

خب به نظر من کتاب خوبی بود! شاید یه کتاب تیجری به نظر برسه اما عمیق تر بود، یه کتاب عاشقانه با روند متناسب و اتفاقای نسبتا منطقی، نمیشه گفت عالی بود ولی قطعا خوب بود شخصیت جک شخصیت جالبی بود، هانا...بیشتر

۰
دختر خوانده پروفسور اسنیپ فقید 🐍💚
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۵/۲۵

داستان تینیجری بود و خب طبیعتا سیر وقایع منطقی نخواهد بود😂 ولی حال خوب کن بود

۱
کتاب خور
۱۴۰۳/۰۵/۲۳

خیلی خیلی تینیجری، اتفاقات هرگز توی واقعیت نمیفته و فقط شبیه تخیلات یک دختر نوجوونه

۰
دختر کتابخون :)
مطمئن نیستم.
۱۴۰۳/۱۱/۲۲

من نسخه چاپی‌این‌کتاب رو دارم‌و‌چند روزی‌میشه تموم کردمش . اما داستان تا حدودی برام‌جذاب بود یسری دیالوگهای‌عاشقانه رو دوست دشاتم‌صرفا چون ژانر و دیالوگ‌عاشقانه دوست دارم شاید شما دوست نداشته باشید👀 و‌پایان انقد شیرین و اینکه به خوبی‌و‌خوشی‌تموم شه رو ‌انتظار‌نداشتم! ولی بیشتر...بیشتر

۰
sonaagheli
مطمئن نیستم.
۱۴۰۳/۰۶/۰۷

خیلی سطحی و تینیجری

۰
پریسا همانی
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۵/۲۸

خیلی کتاب منو یاد فیلم ترکیه ای ها انداخت. ولی در کل دوستش داشتم.و برام جالب بود یک نکته مثبت کتاب این بود که نشان میداد آدم ها فارغ از شغل و جنسیت و... ترس هایی دارن که شاید برای دیگران...بیشتر

۰
artemis
مطمئن نیستم.
۱۴۰۳/۰۵/۲۱

کتاب دارای عاشقانه متوسطی می باشد.

۰
𝗓𝗇𝖻 ,
مطمئن نیستم.
۱۴۰۳/۰۷/۰۶

کتاب «بادیگارد» کتابی توی ژانر عاشقانست که بیشتر مناسب تینیجرها (۱۲ تا ۱۷ ساله) هست و اینکه همچین انتقادات بزرگ و نظرات منفی از سوی بزرگ‌ترها براش منطقی و پیش‌بینی شدست. اما باید این رو هم در نظر گرفت که...بیشتر

۰
ZH
مطمئن نیستم.
۱۴۰۵/۰۱/۰۶

توصیم اینه که حتی اگه ۵فصل اول کتاب نخونید هم چیزی از داستان را از دست ندادید

۰
فرفری موی غزل‌ساز
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۱/۰۵

من این کتاب رو توی لیست کتاب‌های حال‌خوب‌کُن قرار میدم. اگه از خوندن یه کتاب طولانی خسته شدین، حالتون خوب نیست یا نیاز به یکم خنده دارین، این کتاب رو بهتون پیشنهاد می‌کنم. بخش‌هایی از داستان این کتاب پرهیجانه ولی پلات‌تویست...بیشتر

۰
کتابخوان💕📚
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۳/۰۶/۱۰

حیف وقت برای این کتاب! یه داستان بچگونه و کلیشه ای و قابل پیش بینی خلاصه بدرد سرگرمی هم نمیخوره مجبوری تمومش کردم

۰
F.D
مطمئن نیستم.
۱۴۰۵/۰۱/۰۵

به نظر من کلیشه بود و غافلگیری خاصی نداشت، از اول کتاب میشد آخرش رو حدس زد. راستش باتوجه به اینکه اینجور رمانایی رو قبلا خونده بودم واقعا خیلی لذت نبردم. بنظرم اون استاکر جک خیلی چیز مزخرفی بود و...بیشتر

۰
مامان فاطمه
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۵/۰۱/۰۲

خیلی معمولی خیلی

۰
ماوی:)))
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۲/۰۴

خب خب اول بگم که من نسخه چاپیو گرفتم از نشر آذربیان که تو طاقچه این نشر نیستش و نمیدونم ترجمه ی نشر کوله پشتی چطوره دوستام خیلی پیشنهادش میکردن و حقیقتا کتاب قشنگی بود با اینکه اصلا عاشقانه دوست ندارم ولی...بیشتر

۳

بریده‌هایی از کتاب

پریسا همانی
۲۴
«من فقط به‌خاطر اینکه کسی دوستم نداره، از خودم شدیداً متنفرم.»
نورایا
۱۴
داشتم از بین رفتن زندگی‌ای را مقابل چشمانم می‌دیدم که به من زندگی بخشیده بود.
pantea.yd
۱۳
«تو نمی‌تونی جهان یا مردمش رو کنترل کنی. نمی‌تونی هم مجبورشون کنی دوستت داشته باشن. یا دوستت دارن یا ندارن و حقیقت همینه. ولی کاری که می‌تونی بکنی اینه که تصمیم بگیری در مواجهه با همهٔ این‌ها چه کسی می‌خوای باشی. می‌خوای کسی باشی که کمک می‌کنه یا آسیب می‌زنه؟ می‌خوای کسی باشی که توی خشم می‌سوزه یا با مهربونی می‌درخشه؟ می‌خوای امیدوار باشی یا ناامید؟ تسلیم بشی یا ادامه بدی؟ زندگی کنی یا بمیری؟
artemis
۱۲
زندگی واقعاً ناعادلانه‌ست. جدید نیست.
artemis
۱۲
چون یه سری چیزها که خراب می‌شن، دیگه نمی‌شه درستشون کرد.»
n re
۹
چیزی که می‌خوای و چیزی که به دست می‌آری زیاد یکی نیستن
n re
۹
تو دوستی‌مون رو غارت کردی. اعتمادی رو که بهت داشتم بمب‌بارون کردی. تو مثل بمب هسته‌ای اعتمادم رو به انسانیت منفجر کردی.
فرفری موی غزل‌ساز
۹
دردسر نزدیک بودن به افراد دیگر همین است. هرچه بهتر شما را بشناسند، بهتر می‌توانند به شما آسیب برسانند.
n re
۸
او کتاب‌خوانی با سرعت برق‌وباد بود و می‌توانست کل یک کتاب را یک‌روزه تمام کند.
فرفری موی غزل‌ساز
۶
«مردمی که می‌خوان مشهور بشن فکر می‌کنن مشهور شدن با اینکه دوستت داشته باشن یکیه، ولی نیست. غریبه‌ها فقط می‌تونن یه نسخه از تو رو دوست داشته باشن. اینکه مردم تو رو به‌خاطر بهترین چیزهات دوست داشته باشن با اینکه با وجود بدترین چیزهات دوستت داشته باشن یکی نیست.»