
پریسا همانی
۲۴
«من فقط بهخاطر اینکه کسی دوستم نداره، از خودم شدیداً متنفرم.»
pantea.yd
۱۴
«تو نمیتونی جهان یا مردمش رو کنترل کنی. نمیتونی هم مجبورشون کنی دوستت داشته باشن. یا دوستت دارن یا ندارن و حقیقت همینه. ولی کاری که میتونی بکنی اینه که تصمیم بگیری در مواجهه با همهٔ اینها چه کسی میخوای باشی. میخوای کسی باشی که کمک میکنه یا آسیب میزنه؟ میخوای کسی باشی که توی خشم میسوزه یا با مهربونی میدرخشه؟ میخوای امیدوار باشی یا ناامید؟ تسلیم بشی یا ادامه بدی؟ زندگی کنی یا بمیری؟
نورایا
۱۴
داشتم از بین رفتن زندگیای را مقابل چشمانم میدیدم که به من زندگی بخشیده بود.
artemis
۱۳
زندگی واقعاً ناعادلانهست. جدید نیست.
artemis
۱۲
چون یه سری چیزها که خراب میشن، دیگه نمیشه درستشون کرد.»
n re
۹
چیزی که میخوای و چیزی که به دست میآری زیاد یکی نیستن
n re
۹
تو دوستیمون رو غارت کردی. اعتمادی رو که بهت داشتم بمببارون کردی. تو مثل بمب هستهای اعتمادم رو به انسانیت منفجر کردی.
فرفری موی غزلساز
۹
دردسر نزدیک بودن به افراد دیگر همین است. هرچه بهتر شما را بشناسند، بهتر میتوانند به شما آسیب برسانند.
n re
۸
او کتابخوانی با سرعت برقوباد بود و میتوانست کل یک کتاب را یکروزه تمام کند.
فرفری موی غزلساز
۶
«مردمی که میخوان مشهور بشن فکر میکنن مشهور شدن با اینکه دوستت داشته باشن یکیه، ولی نیست. غریبهها فقط میتونن یه نسخه از تو رو دوست داشته باشن. اینکه مردم تو رو بهخاطر بهترین چیزهات دوست داشته باشن با اینکه با وجود بدترین چیزهات دوستت داشته باشن یکی نیست.»
Saghar A
۶
هیچچیز مثل کلهپا کردن یک مرد به تقویت اعتمادبهنفس کمک نمیکند.
توصیه میشود.
artemis
۵
«این زندگیه و اگه باهوش باشی، ازش استفاده میکنی تا قویتر بشی.»
پریسا همانی
۵
او بینقص نیست.
ولی برای اینکه دوستداشتنی باشید، مجبور نیستید بینقص باشید.
فرفری موی غزلساز
۵
بیشتر مواقع، وقتی افراد درمورد شما میپرسند، کسی که واقعاً میخواهند درموردش حرف بزنند خودشان هستند.
فرفری موی غزلساز
۵
تو میآی پیش من و التماس میکنی تا ببخشمت، ولی نمیبخشمت. میخوای بدونی چرا؟ چون نمیتونم. چون یه سری چیزها که خراب میشن، دیگه نمیشه درستشون کرد.
Blue
۵
عشق شما را گیج میکند. عشق قدرت تصمیمگیریتان را تضعیف میکند. عشق شما را بهواسطهٔ اشتیاق زیاد از مسیر خارج میکند
artemis
۴
«تظاهر به تنفر ازت خیلی خستهکنندهست.»
فرفری موی غزلساز
۴
دوست داشتن فرد بیاحساس از دوست داشتن افراد احساساتی خیلی سختتر است.
فرفری موی غزلساز
۴
مگر ستارگان سینمایی به همین دلیل ساخته نمیشدند؟ تا فانتزی بقیهٔ ما باشند؟ تا روی کاپکیکِ زندگی دراژههای خیالی بریزند.
فرفری موی غزلساز
۴
فقط بهخاطر اینکه نمیتونی چیزی رو حفظ کنی، به این معنی نیست که ارزشش رو نداشته. هیچچیز همیشگی نیست. مهم چیزیه که با خودمون میبریم
نورایا
۴
به ذهنم رسید که رفتن رابی مثل مهر تأییدی بر بدترین، عمیقترین و کنترلناپذیرترین ترسم بود؛ شاید من دوستداشتنی نبودم.
منظورم این است که بله، من انسان خوبی بودم. صفات خوب زیادی داشتم. باکفایت بودم، قوهٔ تشخیص قدرتمندی داشتم... و علاوهبر آن: آشپز خیلی خوبی هم بودم. ولی چطور کسی ممکن است فکر کند اولین انتخاب یک نفر خواهد بود؟ من از بقیهٔ انسانهای خوب دنیا بهتر بودم؟ بهاندازهٔ کافی خاص بودم تا همان فردی باشم که یک نفر از میان بقیه برمیگزیند؟
n re
۳
خیلی ساده است که فکر کنید بقیه هیچ مشکلی در زندگیشان ندارند.
pantea.yd
۳
شاید عشق آن چیزی نیست که میسنجید؛ بلکه خطری است که به جان میخرید. شاید چیزی است که تصمیم به انجامش میگیرید، بارها و بارها.
برای خودتان و برای هر کس دیگری.
عشق مثل شهرت نیست؛ چیزی نیست که بقیه به شما بدهند، چیزی نیست که از بیرون بیاید.
عشق کاری است که میکنید.
عشق چیزی است که تولید میکنید.
عشق واقعی به افراد دیگر در نهایت، راهی حقیقی برای دوست داشتن خودتان است.
red rose
۳
عشق شما را گیج میکند. عشق قدرت تصمیمگیریتان را تضعیف میکند. عشق شما را بهواسطهٔ اشتیاق زیاد از مسیر خارج میکند؛
کاربر ۷۰۲۹۴۱۵
۳
احتمالاً باید دیوانهترین آدم روی زمین به نظر رسیده باشم، ولی وقتی بدانید دنیا چقدر بد است، نمیتوانید دیگر ندانید؛ مهم نیست چقدر هم بخواهید ندانید.
فرفری موی غزلساز
۳
«تو یه آدم واقعی هستی.»
«آدمهای واقعی ارزش زیادی ندارن.»
فرفری موی غزلساز
۳
شاید امید داشتن به خود به این معناست که فقط تصمیم بگیری میتوانی این کار را انجام دهی – هر کاری میخواست باشد – و بعد خودت را مجبور کنی آن را به پایان برسانی.
خانم دکتر کتابخون
۳
به هم زدن نوعی سوگواری است. این اتفاق مرگ هر رابطهای نیست؛ بلکه مرگ مهمترین رابطهٔ زندگیتان است.
آبان
۲
«تو نمیتونی افراد رو مجبور کنی دوستت داشته باشن. ولی میتونی عشقی رو که میخوای بهت ابراز بشه به دنیا بدی. میتونی عشقی باشی که آرزوی داشتنش رو داشتی. اونطوری خوب میشی. چون عشق ورزیدن به افراد راهی برای عشق ورزیدن به خودته.»
n re
۲
به چه حساسیت داشتم؟ به ناامیدی حساسیت داشتم، به خیانت، به دوستی حساسیت داشتم، به امید، به خوشبینی، به زندگی، به کار و در کل، به انسانیت.