معرفی و دانلود کتاب آن من + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب آن من

کتاب آن من

نوع کتاب
۳.۶(از ۱۰۰ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
بهاره شریفی
انتشارات: 
انتشارات شقایق
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب آن من

کتاب آن من نوشتهٔ بهاره شریفی است. انتشارات شقایق این رمان عاشقانهٔ ایرانی را منتشر کرده است.

درباره کتاب آن من

کتاب آن من حاوی یک رمان معاصر و ایرانی و عاشقانه است که در ۲۲ فصل نوشته شده است. این رمان در حالی آغاز می‌شود که راوی می‌گوید شخصیتی به نام «امیرپاشا»، لباسش را جلوی آینه مرتب کرد و گوشی‌اش را برداشت. این شخصیت دلهره داشت. راوی می‌گوید که «سایه» امروز قرار بود برود کارهای قراردادش را انجام بدهد، اما انگار امیرپاشا بیشتر دلهره داشت. امیرپاشا از پله پایین و بدون سروصدا از خانه بیرون رفت. او هنگام رانندگی حوادثی را که برای رسیدن سایه از سر گذارنده بود، مرور کرد. او یک نامزدی نافرجام با «الناز» داشت. انتخاب رشتهٔ سایه که تمام خانواده‌اش را غافل‌گیر کرده بود و عقدی که خودش هم نفهمید چطور به این سرعت اتفاق افتاد، از حوادث دیگر است. این رمان به قلم بهاره شریفی را بخوانید تا با این شخصیت‌ها آشنا شوید.

خواندن کتاب آن من را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به دوستداران ادبیات داستانی معاصر ایران و قالب رمان عاشقانه پیشنهاد می‌کنیم.

بخشی از کتاب آن من

«یلدا خودش اصرار کرده بود سایه توی آرایشگاه همراهی‌اش کند و سایه هم پذیرفته بود. از روزی که ماشین سیاوش را به درخت زده بود چهار روز می‌گذشت و سایه همچنان با امیرپاشا سر سنگین بود. یکی دو تلاش امیرپاشا که البته شباهتی به تلاش نداشتند هم با شکست مواجه شده بود. سایه در حد معمولی با او حرف می‌زد. در بقیه موارد حتی شب موقع خواب بدون کلمه‌ای حرف توی تخت می‌رفت، رویش را می‌کشید و چشم‌هایش را می‌بست. این بی‌اعتنایی و سردی‌اش برخلاف چیزی که همیشه امیرپاشا از سایه می‌دید، باعث می‌شد که نتواند به او نزدیک شود.

در حالت عادی سایه بود که به سمت او می‌آمد. سایه بود که تمام مدت که از کنار او رد می‌شد و دست روی شانه و بازوی او می‌کشید. سایه بود که گاهی به دور از چشم بقیه امیرپاشا را می‌بوسید. نه این‌که امیرپاشا از این کارها نکند ولی در برابر رفتار سایه؛ رفتاری این‌قدر گرم و دوست داشتنی عاشقانه‌های خودش خیلی کمرنگ به نظر می‌رسید. و تا حالا از این زاویه به آن نگاه نکرده بود. برای همین این دوری کردن‌ها آن‌قدر به چشم می‌آمد که حتی اگر سایه تمام طول روز با او حرف هم می‌زد، وضعیت موجود به او می‌گفت هیچ چیز عادی نیست.

و آن روز وقتی که تنها گفت؛ با یلدا به آرایشگاه می‌رود و لباس‌هایش را روی تخت آماده کرده است، امیرپاشا چیزی تا مرز دق کردن نداشت. سایه رفته بود. با همین جمله ساده، باز هم برخلاف همیشه نه لبخند زده و نه حتی خیلی ساده گونه او را بوسیده بود، فقط گفته بود و رفته بود.

سایه با یلدا بود. می‌گفت و می‌خندید ولی خودش هم حس می‌کرد این خنده‌ها مثل همیشه حالش را خوب نمی‌کند. یک جای کارش می‌لنگید، یک جای دلش می‌لنگید، تا جایی که یادش می‌آمد هیچ‌وقت توقع عاشقانه‌های لیلی و مجنون‌وار از زندگی‌اش نداشت. زندگی پدر و مادرش را دیده بود. می‌دانست که پدرش عاشق مادرش شده است. می‌دانست که چطور به خاطر دوست داشتن، زندگی‌شان را ساده آغاز کرده بودند. ولی دعواها و کل‌کل‌ها و قهرهایشان را بیشتر دیده بود. همیشه در مورد ازدواج زیادی واقع‌گرا بود، ولی هیچ‌وقت فکرش را هم نمی‌کرد که زندگی‌اش از همان ابتدا دچار چنین چالش‌هایی شود. خصوصا که حس می‌کرد امیرپاشا تمام عاشقی کردن‌ها را قبل از این‌که رسما زن و شوهر بشوند برای او خرج کرده است و انگار دیگر ته کشیده!»

معرفی این کتاب در تاریخ ۱۹ آذر ۱۴۰۴ به‌روزرسانی شده است.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب آن من و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:آن من
موضوع:رمان، عاشقانه، داستان ایرانی
نویسنده:بهاره شریفی
انتشارات:انتشارات شقایق
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۴۰۱/۱۰/۰۱
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۱۰.۵۷ مگابایت
شابک:۹۷۸۹۶۴۲۱۶۲۳۱۴
تعداد صفحه‌ها:۷۰۴ صفحه
قیمت کتاب:۱۴۵۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

کاربر ۳۰۰۰۷۱۶
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۱/۰۹

به نظر من آن من با اینکه جلد دوم آن او حساب می شد اما از آن او قشنگ تر و پرمعنا تر بود‌ این جلد تنها به زندگی سایه و امیر پاشا نمی پردازه و زندگی آیدین رو هم...بیشتر

۱
kobra barzegaran
۱۴۰۲/۱۱/۱۰

داستان عاشقانه ای ارام و به دور از هیجانات تخیلی روایت یک زندگی واقعی که میتونیم دور و بر مون ببینیم بدون اتفاق های عجیب و غیرممکن

۰
NilGooN
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۱۲/۰۴

مثل ان او زیبا و پرتعلیق بود.ازدواج مدینه فاضله نیست.مثل روزای اول اشنایی سرشار از هیجان و احساس نیست.وقتی هورمونها ته نشین بشن تازه روی دیگه زندگی طلوع میکنه

۰
پریسا همانی
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۲/۱۲/۲۸

باید بگم که داستان یک جاهایی خیلی خسته کننده است و اصلا پیش نمیره موضوع جدید جذاب و پرکششی هم نداره.من کتاب رو خوندم چون صرفا جلد اول رو خونده بودم میخواستم کنجکاویم رو ارضا کنم اما بیشتر پا به...بیشتر

۱
پرستو
۱۴۰۳/۰۹/۰۲

هم این جلد هم جلد اول رمان رو خیلی دوست داشتم..بسیار روان و دوست داشتنی روایت شده بود..شخصیت پردازی ها عالی و چاشنی طنزی که داشت آدم رو سرحال میاورد..🤍

۰
Rasa
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۲/۱۱/۰۷

از نظر من داستان فاقد هرگونه کشش،گره و هیجان خاصی بود اگر بخوام بگم که یک داستان فارسی آرام بوده حتی همین هم نبود مثل اینکه نشستی و نزدیک به 2500 صفحه از ناله های یک زن که تکلیفش با...بیشتر

۰
Mahmad
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۱/۲۲

رمان های خانم شریفی عالی هستن. حتما بخونین هر دو جلد این رمان رو.

۰
mobinabayrami
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۴/۰۵/۱۱

اصلا پیشنهاد نمیکنم . کتابهای دیگه از خانم شریفی خیلی باکیفیت تر بود

۰
Mah
۱۴۰۳/۰۱/۱۶

عالی مثل همیشه

۰
yari
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۱۱/۱۴

ولی خداییش دلم برای امیر پاشا کباب شد بابام همه که نباید مثل هم دوست داشتن شون رو نشون بدن . این بچه که خیلی سر به راهه و سایه رو دوست داره.

۱
maryam
۱۴۰۵/۰۲/۲۳

واقعا کتاب قشنگی بود نمیدونم چرا این قدر نظر منفی دارن از نظر من دو جلدش واقعا کامل و اموزنده بود

۰
کاربر 3773138
مطمئن نیستم.
۱۴۰۵/۰۲/۲۰

تا اواسط کتاب موضوع داستان این کشش رو در خواننده ایجاد می‌کرد که ادامه بده تا ببینه بعدش چی میشه اما خیلی روابط سایه و امیرکش پیدا کرده بود واقعا حوصله سر بر بود

۰
صنم
۱۴۰۵/۰۲/۲۰

جلد دوم کتاب آن او بود و به همون قشنگی کتاب یادآور این میشه که زندگی همیشه ماه عسل نیست، مسئولیت داره سختی داره، ممنون از نویسنده عزیز

۰
اندیشه
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۲/۰۵

کتاب آن من بسیار جذاب و دلنشین بود بیشتر به زندگی سایه و امیر پاشا پرداخته شده بود ولی چیزی که خیلی به چشم می‌خورد صبر و تحمل سایه بود و طرز فکرش نسبت به زندگی که باید همیشه صبور...بیشتر

۰
shiva._.f
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۹/۱۵

مثل جلد اول رمان این جلد هم زیبا بود فقط یکم طولانی بود ممنونم از نویسنده عزیز و تیم طاقچه

۰

بریده‌هایی از کتاب

پریسا همانی
۸
هواشناسی هم اشتباه می‌کنه. هوا همیشه هم قابل پیش‌بینی نیست. مثل آدما، مثل زندگی!
کاربر ۱۶۳۱۵۹۸
۶
مشکلاتت رو با شوهرت حل کن. دردودل با خواهر و مادر مشکل تورو حل نمی‌کنه. دردت رو بیشتر می‌کنه. چون از دست ماها کاری برنمیاد. جز غصه خوردن. اگر حرفی هم بزنیم اسمش می‌شه دخالت و در ادامه‌اش دلخوری پیش میاد.
shimaee
۵
زمان، همیشه همه چیز بستگی به زمان دارد. گاهی وقت‌ها برای انجام یک کار زود است، گاهی دیر. گاهی وقت مناسبش نیاز به صبر دارد و گاهی اگر عجله نکنی این فرصت از دست خواهد رفت.
bamdad74
۴
ولی دلیل نمی‌شه چون خسته می‌شم کار نکنم... یا درس نخونم...
خانم گل🌈
۲
لذت زندگی مثل حل کردن مسئله‌های ریاضی است. اگر مسئله‌ای نباشد لذتی هم نیست. خوشبختی ممکن است یک روز باشد و ده‌ها روز نباشد.
mobina
۱
آغوشش هم درد می‌آورد و هم آرامش. انگار که پاشویه خنکی باشد در میان تب، ولی تبی که به این راحتی با پاشویه نمی‌رود. تبی که آمده بود بماند.
eli.z
۱
ـ بابا! ـ بله؟ ـ زندگی تا کجاش سخته؟ کی آسون میشه؟ حمیدخان آهی کشید و گفت: ـ هیچ‌وقت باباجون، زندگی اصلا قرار نیست ساده باشه. سایه نگران نگاهش کرد: ـ پس خوشبختی چی می‌شه؟ ـ اصلا آدما دنیا میان که با سختی‌ها روبه‌رو بشن. زندگی یعنی همین؛ یعنی حل کردن مسئله، یعنی دور زدن مشکل.