معرفی و دانلود کتاب پشت ابرهای سیاه + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب پشت ابرهای سیاهsubscriptionAvailable

کتاب پشت ابرهای سیاه

نوع کتاب
۳.۴(از ۵۷ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
دل‌آرا دشت بهشت
انتشارات: 
انتشارات شقایق

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب پشت ابرهای سیاه

 

کتاب پشت ابرهای سیاه نوشته دل‌آرا دشت بهشت است. این کتاب داستان زندگی دختری به‌نام غزاله و رویارویی‌اش با سرنوشتش است.

درباره کتاب پشت ابرهای سیاه

پشت ابرهای سیاه درباره زندگی دختری به‌نام غزاله است. غزاله با مردی قرار است روبه‌رو شود که سال‌های زیادی دنبال او گشته است. کسی که تمام شواهد نشان می‌دهد باعث ورشکستگی و بی‌آبرویی پدر غزاله و در نهایت منجر به خودکشی او شده است. غزاله که تمام این سال‌ها جوانی و آرزوهایش را تباه شده می‌دید با دیدن دوباره کیانمهر عابدی که در نظرش باعث  این بدبختی‌ها است قدرت می‌گیرد تا نقشه انتقامش را عملی کند. اما کیانمهر آدم باهوش و صدالبته بدبینی است و بیش از حد حواسش به همه چیز است. طوری که درست سر بزنگاه راه را بر غزاله می‌بندد. نقشه‌ای که قرار بود این دو را مقابل یکدیگر قرار دهد، آنها را کنار هم نگه می‌دارد.

خواندن کتاب پشت ابرهای سیاه را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به تمام علاقه‌مندان به ادبیات داستانی پیشنهاد می‌کنیم.

بخشی از کتاب پشت ابرهای سیاه

مشتی آب به صورتم پاشیدم و در آیینه به خودم خیره شدم. زیر ابروهام در اومده بود و ریشهٔ مشکی موهای سرم لابلای موهای رنگ شدهٔ بلوطی خودشون رو نشون می‌دادن. شروع کردم به وضو گرفتن، هنوز نماز صبح قضا نشده بود.

امروز احتمالا مجبور بودم یک ساعت و شاید بیشتر تمام زوایای درخواستی حسابداری شرکت رو برای سهامداران جدید توضیح بدم، که یکی‌اشون کسی بود که پنج سال قبل همه فکرم این بود یه جوری بهش نزدیک بشم و درست وقتی فکر می‌کردم بهتره بی‌خیالش باشم، خودش جلو راهم سبز شد.

مطمئنا امروز چه جسمی، چه روحی انرژی زیادی از دست می‌دادم، پس بهتر بود قبل از رفتن به شرکت حسابی ریلکس کنم.

به سمت اتاقم رفتم و جانمازم رو پهن کردم روی زمین و چادرمو سرم کردم.

سرم هنوز درد می‌کرد، انگار پشت چشم‌هام یه بسته سوزن ته گرد فرو کرده بودن. قبل از نیت کردن رفتم سراغ مسکن‌های همیشگی‌ام و بعد از خوردن یه نوافن و یه لیوان آب برگشتم سر سجاده.

بعد از نماز و صبحونه، آماده شدم و خودم رو به شرکت رسوندم و تا زمانی که به سالن کنفرانس دعوت بشم خودم رو در کارم غرق کردم، اما نمی‌تونستم زیاد روی کار متمرکز بشم چون همهٔ حواسم به جلسهٔ امروز بود.

به آبدارخونه رفتم و یه فنجون قهوه برای خودم درست کردم و در حالی که سعی می‌کردم فکرم رو مشغول کنم، پشت میزم نشستم و نوشیدمش.

فنجون قهوه‌ام که تهش چند قطره مونده بود رو در دستم چرخوندم و خواستم از شکل‌های نامفهوم تهش سر در بیارم، اما جز چند تا خط و گردی بی‌معنی چیزی نبود. بی‌حوصله گذاشتمش روی میز و به سمت شیشهٔ سراسری اتاقم رفتم. لعنتی!‌...

چرا صدام نمی‌زدن؟ این انتظار داشت من رو از پا در می‌آورد. استرس منتظر موندن برای من، از استرس روبرو شدن، هزار برابر بدتره.

ضربه‌ای که به در اتاق خورد باعث شد از دعوای کارگرهای ساختمون روبرویی چشم بردارم.

- خانم رمضانی آقای رئیس گفتن برین به سالن کنفرانس.

سرم رو تکون دادم، قلبم ریتم گرفته و تپشش شدیدتر شد. فکر کنم اشتباه می‌کردم! استرس روبرو شدن قوی‌تر بود.


برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب پشت ابرهای سیاه و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:پشت ابرهای سیاه
موضوع:رمان، داستان ایرانی
نویسنده:دل‌آرا دشت بهشت
انتشارات:انتشارات شقایق
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۳۹۷/۰۸/۰۱
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۶.۰۲ مگابایت
شابک:۹۷۸۹۶۴۲۱۶۱۵۰۸
تعداد صفحه‌ها:۴۸۷ صفحه
قیمت کتاب:۱۲۵۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

maahswa
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۴/۱۰/۲۴

کاش یک نفر قبل از چاپ ، کتاب ها رو با دقت مطالعه می کرد و اجازه نمی داد هر محتوای سخیف و بی ارزشی به چاپ برسه. ❌ ادامه نظرم داستان رو لو میده ❌ مگه میشه یکی بیاد شما رو...بیشتر

۰
13700
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۴/۱۰/۲۵

کتاب مسخره بود حتی بد آموزی داشت اینکه یه دختر زن یه پیرمرد زن همسن بابا بزرگش بشه اصلا درست نیست.اصلا نخوانید.عجیبه چرا گذاشتن پخش شه.من نصفه ولش کردم...

۰
ماریا
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۱۲/۲۷

نکته بسیار خوب کتاب کشدار نبودنش بود الکی مسائل رو کش نداده بود واین عالیه ارزش خوندن رو داره صد در صد

۰
zm
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۵/۱۶

یه رمان دلنشین و جذاب👌

۰
×=×(mahbobeh)×=×$
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۱/۱۶

کتاب قصه پردازی خوبی داشت وکاملا خواننده را با خودش همراه می کرد

۰
کاربر 7483980
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۴/۰۳/۲۰

خیلی مزخرف بود هم شیوه ی نگارشش و هم داستان

۰
کاربر 5091599
۱۴۰۳/۱۱/۱۴

خوب بود اما اگر بعضی ازرخدادهای رمان را خیلی بی پرده بیان نمیکردن واقعا بهتر بود این رمانها مخاطبان دیگری هم دارد که واقعا مناسب این عزیزان نیست.

۰
aykiz
۱۴۰۱/۰۵/۳۰

قشننگ بود ولی کوتاه

۰
کاربر ۱۶۱۵۵۷۰
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۲/۲۴

بنظرم محتواش خوب بودیهاتفاقی برای پیش میاد به نظرم خیلی راحت کنار اومد،و تو دنیای واقعی آنقدر راحت کنار اومدن الکی ، دختر داستان واقعا ادمو عصبی می‌کنه و لج درار بود ،پیشنهاد میکنم که بخونیدش

۰
rahele
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۳/۱۳

کتاب خوبی بود ارزش خوندنوداشت

۰
Mah
۱۴۰۳/۱۲/۲۹

با اینکه موضوع تکراری بود ولی نثر روان و بسیار جذاب نوشته شده بود

۰
کاربر 3256636
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۱/۱۸

خوب بود شاید وسطاش یکم تکرار و حوصله بر هست ولی داستان کشش و جذابیت خوبی دارد

۰
کاربر 4812677
۱۴۰۵/۰۱/۱۱

به نظر من داستان جذابی بود البته نواقص و ایراداتی داشت مثلا از بعضی مسائل که تو داستان اتفاق افتاد نباید یک زن به راحتی بگذره و کوتاه بیاد، اینم اضافه کنم که یک مرد ٥٠ ساله اصلا پیرمرد نیست...بیشتر

۰
زهرا
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۱/۱۲

خوب بود

۰
کاربر ۳۳۱۲۱۷۰
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۰/۰۷

بد نبود

۰