معرفی و دانلود کتاب مادام هل + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب مادام هل

کتاب مادام هل

نوع کتاب
۳.۷(از ۴۸ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
منا معیری
انتشارات: 
نشر سخن نو
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب مادام هل

کتاب مادام هل نوشتهٔ منا معیری است. نشر سخن نو این کتاب را منتشر کرده است.

درباره کتاب مادام هل

کتاب مادام هل دربارهٔ سرگذشت هلیا ثابت است که بعد از مدتی وارث ثروتی شده بود که نمی‌دانست از کجا آمده و به نام کیست.

خواندن کتاب مادام هل را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به دوستداران داستان ایرانی پیشنهاد می‌کنیم.

بخشی از کتاب مادام هل

«صدای ریختن تخته‌ها باعث شد به عقب برگردد. آقای خالقی با احتیاط از زیر پله‌ها رد شد و کتش را تکاند:

ــ ظاهر و باطن همینه که می‌بینی دخترم. مادام خدابیامرز وقتی اومد پیشم تا برای این ملک مشتری پیدا کنم، گفت ریش و قیچی دست خودت. نه پا تو این ساختمان گذاشت نه سر قیمت حرفی زد. راستی... گفتی در جریان نبودی؟

نبود! ماماهلن هرگز نامی از این ساختمان نبرده بود. حتی تا شب قبل نمی‌دانست معنی وقف و حبس چیست. مجبور شده بود با شادی در سایت‌های حقوقی جستجو کند و بعد از آن متوجه موضوع شده بود؛ اما هنوز هم ناگفته‌های زیادی باقی بود. ملکی به آن بزرگی در یکی از مناطق قدیمی و قیمتی تهران حبس آن‌ها شده بود. مدت حبس مشخص بود. پنجاه سال. ماماهلن بیست‌وپنج سال آن را در اختیار داشت و بعد از فوتش، حبس به او ارث رسیده بود. میراثی که نمی‌دانست چرا و چطور به او ربط پیدا کرده است.

آقای خالقی میان افکارش پرید و سنگ خودش را به سینه زد:

ــ نظرم اینه بذاری مثل قبل خودم دنبال مشتری مناسب باشم. برای شما سخت می‌شه دخترم.

آن‌قدر ساده نبود که نفهمد آقای خالقی به فکر جیب خودش است. راه افتاد تا قسمت‌های دیگر را هم ببیند. این‌طور که آقای خالقی می‌گفت و از در و دیوار ساختمان معلوم بود، در سالیانی دور این ساختمان مهدکودک و شیرخوارگاه بزرگی بوده است.»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب مادام هل و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:مادام هل
موضوع:رمان، داستان ایرانی
نویسنده:منا معیری
انتشارات:نشر سخن نو
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۴۰۲/۰۲/۰۳
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۶.۹۸ مگابایت
شابک:۹۷۸۶۲۲۹۲۶۸۲۲۳
تعداد صفحه‌ها:۵۲۰ صفحه
قیمت کتاب:۱۳۰۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

parisa g
۱۴۰۴/۱۰/۲۷

رمان جالب و زیبایی بود مخصوصا عاشقانه های انتهای رمان ولی خب ناپختگی و مشکلات هم کم نداشت در ابتدا موضوع اصلی مربوط به ملک بود خیلی کم پرداخته شده بود بهش و اگر یکم بهتر و پخته تر بهش...بیشتر

۰
mahdanj
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۴/۰۶/۲۴

سلام. کتاب بشدت سطح پایین.. حیفه اسمش را بگذاریم رمان.. اون هم عاشقانه.. پراکنده گوییی ها.. مکالمات بی سرو ته و تکراری.. ادمای هیستیریک.. که سعی شده با کلمات قنادی و قهوه و کلی کثافت کاری.. ادای نویسنده های خارجی...بیشتر

۰
کاربر 8972955
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۷/۱۶

کتاب آرامی بود به خاطر شخصیت آرام متین دختره ومنطقی بودنش واز هم دوست‌داشتنی تر شخصیت شاد واز هم چیز حتی کوچک لذت مبره عالی بود در ون داستان پراز زندگی بود من دوسش داشتم

۰
آرام
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۱/۱۷

کتاب رو دوست داشتم

۰
p.kameli
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۱/۳۰

خوب بود در حد متوسط

۰
elham1984
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۱/۰۲

رمان لطیفی بود، خیلییی لطیف😊

۰
fae
۱۴۰۴/۱۱/۰۱

نظر درباره این کتاب هم به سلیقه آدما بستگی داره هم به سن هم به کتابهایی که اون آدم مطالعه کرده . شاید ده سال پیش این کتاب رو دوست داشتم ولی الان نه واقعا . به نظرم نگاه سطحی...بیشتر

۰
سبا
۱۴۰۴/۰۶/۳۰

کتاب قشنگی بود😍

۰
شهره
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۵/۲۸

عالی آرام بخش عاشقانه شیرین من تنهام و خوش به حال هلیا که شادی داشت من اونم ندارم اما عالیجناب قصه هلیا فوق العاده بود محکم مثل کوه مثل پدر مثل رفیق بی غل و غش مرسی نویسنده جان این...بیشتر

۱
روژین
۱۴۰۳/۱۲/۱۰

من خوشم اومد

۰
خودِ خودِ سِوِروس اِسنیپ
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۸/۲۳

من نسخه چاپی رو خوندم . کتاب قشنگ و لطیفی هست مثل تمام کتابهای قبلیشون عالی

۰
Farzan
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۶/۲۰

خیلی معمولی بود

۰
کاربر 3594427
۱۴۰۴/۰۶/۱۵

کتاب قشنگی بود

۰
Negar Shojaei
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۶/۰۴

بعد از مدتها یک رمان عاشقانه بهم چسبید و باعث شد شب رو بیدار بمونم. مثل بقیه کارهای خانم معیری عزیز لطیف و دلچسب

۰
کاربر 5114702
۱۴۰۴/۰۵/۱۸

عاشقانه ارام زیبا

۰

بریده‌هایی از کتاب

میم الف
۲
اگرچه آدم‌ها با زبانشان دروغ می‌گویند اما دست‌هایشان حقیقت را برملا می‌کند!
ل.صفوی
۲
بعضی آدم‌ها خمیر همه‌کاره بودند. هر چیزی را می‌شد در دلشان پنهان کرد. گاهی نان شیرین می‌شدند و گاهی نان سبزیجات و پنیر ترش. بعضی آدم‌ها اما قالب خودشان را داشتند و هیچ‌وقت نمی‌شد آن‌ها را تبدیل به چیز دیگری کرد. با خمیر کیک نمی‌شد پیتزا درست کرد.
ل.صفوی
۱
به سنگ‌هایی که به ترتیب چیده شده بودند چشم دوخت. این آدم‌ها هم روزی دوست داشتن را تجربه کرده بودند و خیلی از آن‌ها شانس این را داشتند که با قلبی پر از عشق به خواب ابدی بروند. به خودش قول داد که خوشحال زندگی کند. هیچ چیزی مهم‌تر از آن نبود. آدم‌ها شادی را گم کرده بودند و همین باعث می‌شد که تنها باشند.
میم الف
۱
‫هیچ چیز به دست نمی‌آمد مگر وقتی که چیزی از دست می‌داد. واقعیت دردآور زندگی همین بود.