معرفی و دانلود کتاب اوپال + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب اوپالsubscriptionAvailable

کتاب اوپال

نوع کتاب
۳.۳(از ۷۸ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
سپیده مختاریان
انتشارات: 
انتشارات شقایق

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب اوپال

کتاب اوپال نوشته سپیده مختاریان است. این کتاب را انتشارات شقایق منتشر کرده است. این کتاب روایت زندگی دختری جوان است که سرنوشت برایش اتفاقات متفاوتی رقم زده است.

درباره کتاب اوپال

داستان با روایت امیربهادر شروع می‌شود. او در فوریت‌های پزشکی کار می‌کند، مرد آرام و مهربانی است. در همین زمان خورشید دختر جوانی است که قرار است به عنوان اولین امدادگر زن فوریت‌های پزشکی در یکی از ایستگاه‌های آتش‌نشانی در تهران مشغول به کار شود اما در اولین روز کاری، خورشید با شخصی با امیربهادر روبه‌رو می‌شود. در همین زمان یک آشنای قدیمی که حافظه‌ خود را نیز از دست داده و دیدنش برای خورشید مملو از سوال و ابهام است و او را به شوکی عمیق فرو می‌برد و ماجراهای بعدی کتاب را رقم می‌زند.

خواندن کتاب اوپال را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به تمام علاقه‌مندان به ادبیات داستانی پیشنهاد می‌کنیم.

بخشی از کتاب اوپال

شیب منتهی به درختان سیب را پایین می‌آید. دست می‌گیرد به درخت گیلاس و حواسش هست که شکوفه‌هایش نریزد. هوای این وقت سال، جان می‌دهد برای پیاده‌روی و گشت‌وگذار درون باغ؛ مخصوصاً صبح‌های زود که هوا مطبوع‌تر از همیشه است و گنجشک‌ها روی درختان بالا و پایین می‌پرند و می‌خوانند. دلش به تنهایی این روزها عادت کرده است. مدت‌هاست قشنگی باغ به چشمش نمی‌آید. بعد از آن اتفاق‌ها، مگر امکان دارد زیبایی‌های جایی که روزی با معشوقش از آن خاطره داشت، به چشمش بیاید؟! دلش مچاله می‌شود و دوباره اشک‌ها نیش می‌زنند. سعی می‌کند به چیزهای خوب و مثبت فکر کند. به قول خانم بهرامی، باید خودش را سرگرم کار کند تا گذشته‌ها کم‌رنگ شوند. مثل تمام این چند سال که به امیدی درس خوانده بود. امیدی که فقط خودش از آن اطلاع داشت و خدای خودش.

موهای فر پیش‌آمده تا روی پیشانی‌اش را درون شال می‌فرستد و از جوی وسط باغ می‌پرد. اگر کمی دیرتر به خانه برگردد، حتماً مادر دلخور می‌شود؛ مخصوصاً با تذکری که موقع آمدن به باغ به او داده بود. می‌داند پشت چهرهٔ جدی و گاهی ریاست‌گونهٔ مادر، چه مهری خوابیده است. چه شب‌هایی که تا صبح کنارش بود تا بحرانی که درست در هجده‌سالگی گریبان‌گیرش شده بود، رهایش کند. نفسش را بیرون می‌دهد.

مادرش از آن دسته آدم‌هاست که دلش نمی‌خواهد مخالفتی با خواسته‌های منطقی‌اش شود. همین سر ساعت خانه بودن بچه‌ها هم جزء همین خواسته‌های منطقی است. هرچند همه بزرگ شده و به‌نوعی سروسامان گرفته‌اند؛ ولی باز هم گاهی دلش می‌خواهد رشتهٔ زندگی بچه‌هایش را در دست بگیرد.

هرمز همیشهٔ خدا شیطنت و سرپیچی می‌کند. از وقتی هم نامزد کرد، بیشتر وقتش را در خانهٔ عموداریوش می‌گذراند و مادر فقط کمی خیالش از بابت او راحت شده است. بیشتر نگرانی مادر بابت هادی است. هادی و تصمیم‌های بیجا و نگرانی‌های در پی او!

کفش‌هایش را به دیوارهٔ بتنی ورودی حیاط می‌کوبد تا گِل‌هایش بریزد. راه مستقیم و سنگفرش‌شدهٔ حیاط را پیش می‌گیرد، درحالی‌که نگاهش همچنان محو درختان ایستادهٔ دو سمت سنگفرش‌ها است. 

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب اوپال و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:اوپال
موضوع:رمان، داستان ایرانی
نویسنده:سپیده مختاریان
انتشارات:انتشارات شقایق
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۳۹۹/۰۶/۰۱
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۶.۳۲ مگابایت
شابک:۹۷۸۹۶۴۲۱۶۱۹۰۴
تعداد صفحه‌ها:۵۳۸ صفحه
قیمت کتاب:۱۴۵۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

غزاله بادپا
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۱۲/۲۳

"مردم متفرق می‌شوند، مسئولین دولتی یک به یک، سر کار خود بر می‌گردند. فقط خانواده‌ها مانده‌اند با قلبی شکسته از نبود همسر و فرزند." خورشید دختر جوانی است که قرار است به عنوان اولین امدادگر زن فوریت‌های پزشکی در یکی از...بیشتر

۲
کاربر ۱۱۸۵۲۴۹
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۱۰/۱۲

خوب بود ولی اینکه نماز بخونی ولی محرم نامحرمی رو رعایت نکنی از دین به جز ظاهرش بهره ای نبرده ای ومتاسفانه در رمان فقط به نام عشق همه حریم زیر پا گذاشته بودند در صورتیکه دختران ما از همین...بیشتر

۰
SARA
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۱۱/۱۷

عالی بود‌ داستان خاص و جدید. شخصیت های دلنشین و باورپذیر.

۰
NilGooN
مطمئن نیستم.
۱۴۰۲/۰۴/۲۳

خیلی سطحی بود.تعلیق نداشت

۰
yas6453
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۲/۰۱/۱۴

خیییییلی مسخره بود،حیف پولم،واسه نوجووناخیلی خوبه شایدولی اصلاانتظارنداشتم انقدکشش بدن وتوابرازاحساسا الکی اغراق کنن خیلی خسته کننده بود،بزورتمومش کردم

۰
mahsa
۱۴۰۱/۰۱/۰۳

رمان شروع خوبی داره، عاشقانه‌ی دلنشین و دوست داشتنی رو روایت می‌کنه. کلی حس خوب به آدم منتقل می‌کنه.

۰
fatemeh
۱۴۰۲/۰۱/۱۳

کتاب نسبتا خوبی بود و موضوعش جدید. چیزی که دوست داشتم شخصیت پردازی ها بود که خیلی خوب انجام شده بودند. هیچ کدوم از شخصیت ها خوب یا بد مطلق نبودند، هر کدوم یه اشتباهاتی داشتند و تلاش می‌کردند برای جبران....بیشتر

۰
م نصیری
مطمئن نیستم.
۱۴۰۴/۰۵/۱۹

مثل همه رمان‌ها داستان های عاشقانه آبکی....فقط اینکه میخواست تنش و استرس کاری آتشنشانها رو نشون بده خوب بود....اگرچه چندان موفق هم نبود چون فضاسازی داستان خیلی ضعیف بود...اینکه شخصیتهای داستان رو خیلی مقید به حجاب و نماز می‌دونه ولی...بیشتر

۰
miss dib
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۳/۱۲/۰۲

کتاب پخته‌ای نیست،‌ با احترام، فکر میکنم جزو اولین‌ کارهای نویسنده باشه در حد رمان‌هایی که زمان دبیرستان خونده میشدن، تمام پسر و دخترهای داستان بشدت زیبا و خیره‌کننده، اتفاقات کلیشه‌ای و تخیلی، خیلی اتفاقی همه‌جا کنار هم دراومدن و... توصیه نمیکنم

۰
میم
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۲/۰۸/۲۴

بعد از بیست صفحه کل داستان لو رفت و هز چی جلو رفت پیچش خاصی اضافه نشد.

۰
کاربر ۱۶۱۵۵۷۰
مطمئن نیستم.
۱۴۰۱/۰۷/۲۵

بد نبود ولی زیاد جذبم نکرد

۰
aykiz
۱۴۰۱/۰۴/۱۳

دوستش داشتم

۰
mobina
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۲/۲۱

آنقدر قشنگ بود که نمی‌دونم چجوری توصیف کنم فقط میتونم بگم که حتما حتما این کتاب و بخونید

۰
بهار
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۵/۰۷

عالی

۰
رها
۱۴۰۳/۰۱/۱۲

رمان خوبی و جذابی بود

۰

بریده‌هایی از کتاب

Ooham
۳
گاهی دلتنگی‌ها کلام نمی‌شوند، چون قطره اشکی می‌چکند.
Ooham
۰
آدم‌ها همین بودند. همیشه برای خالی کردن خودشان، دل بی‌ربط‌ترین آدم‌ها را می‌شکستند، یا گاهی مثل خودش دق‌دلی موضوعی را در جای دیگر، سر فرد دیگری خالی می‌کردند.