کتاب راز پرونده ریجفیلد داربی کین + دانلود نمونه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب راز پرونده ریجفیلد

کتاب راز پرونده ریجفیلد

نویسنده:داربی کین
ویراستار:گودرز پایکوب
دسته‌بندی:
امتیاز
۴.۰از ۵۵ رأیخواندن نظرات

معرفی کتاب راز پرونده ریجفیلد

کتاب راز پرونده ریجفیلد نوشتهٔ داربی کین و ترجمهٔ سارینا مرادی و گودرز پایکوب است. کتاب کوله پشتی این رمان تریلر و معمایی را منتشر کرده است.

درباره کتاب راز پرونده ریجفیلد

کتاب راز پرونده ریجفیلد (برای پایان‌دادن به ازدواج بیش از یک راه وجود دارد) حاوی یک رمان است که ۶۲ فصل دارد. این رمان تریلر و معمایی به مسائل روان‌شناختی و تعاملات میان شخصیت‌ها پرداخته است. در این کتاب، وارد زندگی «لایلا» می‌شوید؛ زنی که با فهمیدن اسرار تاریک همسرش روبه‌رو می‌شود. وقتی همسرش ناپدید می‌شود، همه‌چیز به نظر می‌رسد که لایلا به او آسیب زده است، اما با پیشرفت داستان، معلوم می‌شود واقعیت‌های پنهانی در پس این ناپدیدشدن وجود دارد. «لایلا ریجفیلد» در یک شهر زیبای دانشگاهی زندگی می‌کند. ماه‌ها پیش دانشجویی ناپدید شده و حالا «آرون»، شوهر لایلا نیز گم شده است. این پرونده‌ها ابتدا تنها حوادثی ناگوار تلقی می‌شوند؛ تا اینکه معلوم می‌شود دانشجوی گمشده در واقع سومین مورد از ناپدیدشدن‌های توضیح‌ناپذیر چند سال اخیر است. پلیس ناامیدانه در پی کشف ارتباطی میان این پرونده‌ها است؛ البته اگر اصلاً ارتباطی در کار باشد، اما روحش هم خبر ندارد که این تنها بخشی از حقیقت ماجرا است. در شهر ولوله می‌افتد و همه نگران وضعیت سلامتی دبیر محبوب دبیرستانند؛ همه به جز همسرش لایلا. او هم قطعاً به‌خاطر گم‌شدن شوهرش گیج شده؛ چون آخرین کسی است که جسد آرون را دیده؛ جسدی که حالا مفقود شده است. کتاب حاضر به جزئیات روابط شخصی، رازهای خانوادگی و پیچیدگی‌های روان‌شناختی پرداخته و خواننده را در یک داستان گیرا و تنش‌زا قرار می‌دهد. گفته شده است که داربی کین با نوشتن این رمان، توانمندی خود را در ساخت داستان‌های معمایی با شخصیت‌های چندوجهی نشان داده و موفق به جلب توجه خوانندگان شده است.

خواندن کتاب راز پرونده ریجفیلد را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به دوستداران ادبیات داستانی آمریکا و قالب رمان تریلر و معمایی پیشنهاد می‌کنیم.

بخشی از کتاب راز پرونده ریجفیلد

«لایلا پشت کانتر آشپزخانه‌اش ایستاده بود و به حرکت بعدی‌اش فکر می‌کرد. تمام ناحیهٔ دور دریاچه را گشته بود. هر جایی که آرون برای ماهیگیری رفته بود، هر محوطهٔ باز و خیابان خلوتی. پیش از آنکه پلیس با حکم تفتیش به در خانه‌اش بیاید، خودش خانه را زیرورو کرده بود؛ حتی داخل کانال‌های تهویه و زیر کفپوش‌های لق را. حتی یک تکه کاغذ، یک نشانه هم در خانه نبود که جای فعلی آرون را نشان بدهد.

حتی خودش را مجبور کرده بود آن ویدئوهای لعنتی را دوباره نگاه کند. به امید اینکه در پس‌زمینهٔ آنها چیزی ببیند، شاید آنجا که دخترها نشسته بودند و فیلمبرداری می‌کردند مکانی بود که او می‌توانست تشخیص بدهد. ولی هیچ‌چیز پیدا نکرده بود. آرون یکی از دخترها را به اتاق‌خوابشان آورده بود و بقیه را به جایی شبیه مهمانخانهٔ ارزان‌قیمت برده بود. عوضی چندش‌آور.

لایلا نمی‌خواست سر جایش بنشیند و منتظر بماند تا آرون برگردد و همه‌چیز را زیرورو کند. واکنشی عمل کردن استراتژی غلطی بود. وقت کنش‌گری بود. دیگر قرار نبود بگذارد اتفاقات زندگی برایش رقم بخورند.

صدای بلند بسته شدن در خانه او را از جا پراند. جابه‌جا شد و به انتهای راهرو نگاه انداخت. آماده بود تا سر توبیاس داد بزند که چرا او را این‌طور ترسانده.

اما توبیاس نبود. جرد درحالی‌که به سمتش می‌آمد فریاد می‌زد: «هیچ معلومه داری چه غلطی می‌کنی؟» عصبانیت صدایش عمیق و عمیق‌تر می‌شد. از تمام وجودش خشم متصاعد می‌شد. انگار هوا راکد شده بود و مه سرخی فضا را پر می‌کرد.

هرگز جرد را این‌طور ندیده بود و از این حالت خوشش نمی‌آمد. «از چی حرف می‌زنی؟»

«امروز عملیات جست‌وجو برای آرون برگزار شد.» زیپ سویشرتش را با خشونت پایین کشید و به‌تندی آن را از تن کند و روی صندلی پایه‌بلند کنار کانتر انداخت.»

نظرات کاربران

داتیس
۱۴۰۳/۰۸/۱۶

یک داستان جذاب معمایی وجنایی با ترجمه ایی خوب وروان،لایلا زنی است که به نوعی زیر سلطه شوهر است و از او نفرت دارد و میخواهد شوهرش رابکشداماآیادلیلش فقط زور گویی شوهرش است؟ و اینکه آیا موفق میشود؟درمیان زنی هم

- بیشتر
کاربر ۳۵۱۵۹۸۰
۱۴۰۳/۰۵/۰۴

خیلی کتاب جذابی بود وایکاش دختران وزنان سرزمینم این کتاب رومیخوندن وشاید متوجه میشدند که هر کس که زیبا وپولداروچرب زبان بود حتما آدمی خوبی نیست ودردام آدمهای گرگ صفت نمیافتادند که البته حیف از نام گرگ وحیوانات که روی

- بیشتر
کاربر 7158088
۱۴۰۳/۰۴/۰۷

جذاب بود.از بیشتر کتابهای پلیسی معمایی طاقچه بهتر بود

بهنوش
۱۴۰۲/۱۲/۱۷

یه جنایی غیر قابل پیش بینی بود یه کوچولو کش دار بود ولی جذابیت داشت و خو

کاربر ۳۵۶۶۰۹۳
۱۴۰۲/۱۲/۱۰

بسیارعالی

Mary Goli
۱۴۰۴/۱۰/۲۸

من کلا عاشق کتاب های جنایی هستم و کل آثار خانوم آگاتاکریستی رو خوندم. مدتها بعد تنها نویسنده ای که تونست اون حس رو بعد از ایشون در من بیدار کنه خانوم ماری هیگز کلارک بودن. و حالا میدونم یه نویسنده

- بیشتر
mehrafrooz
۱۴۰۴/۱۰/۰۵

اوایل داستان یکم ریتم کندی داره اما کم کم جذاب میشه و با اینکه میشه حدس زد قاتل واقعی کیه تا انتهای داستان شمارو میکشونه. در کل ارزش خوندن داره.

Rose
۱۴۰۴/۰۱/۱۱

کتاب بسیار کش دار و طولانی، دیالوگهای تکراری و ترسیم صحنه های بسیار اضافی، رمانی صد صفحه ای در 679 صفحه نگاشته شده. به آنها که برای وقت ارزش زیادی قائل هستند توصیه نمیکنم.

کاربر ۱۴۲۰۶۰۹
۱۴۰۴/۱۲/۱۶

اونایی که به داستانهای جنایی و معمایی علاقمند هستن این کتابو حتما میپسندن،داستان لایلا زنی که توسط همسر کنترلگرش آرون منزوی شده،از کاری که دوست داشته و از محل اصلی زندگیش دور مونده ولی همسرش بیرون از خونه طوری وانمود

- بیشتر
شادی
۱۴۰۴/۱۰/۲۷

از داستانایی ک یه راوی دیگه جز شخصیتای اصلی داره واقعا بدم میاد اولش گفتم اه چقدر خسته کننده اما واقعا هرچی جلو تر رفت بیشتر کنجکاوم کرد از وسطای داستان از واکنشای خیلی زیاد (((قاتل اصلی))) میشد فهمید ک قاتله اما داستان خیلی خوب

- بیشتر

بریده‌هایی از کتاب

سکوت بهترین راه تشویق دیگران به حرف زدن است
بهنوش
مردم فکر می‌کردند سکوت به معنای نبود صداست؛ گاهی هم همین‌طور بود. اما گاهی سکوت آنچنان بلند فریاد می‌کشید که باید گوش‌هایش را می‌پوشاند.
اِلی
آزار ندادن. هر بار که جینی این عبارت را می‌شنید دلش می‌خواست شروع کند و توضیح بدهد که معنای این واژه خیلی گسترده‌تر از کتک زدن و آسیب جسمی است.
بهنوش
عشق بی‌قیدوشرط حرف چرندیه. دامیه که دورت می‌پیچه، کاری می‌کنه احساس راحتی کنی و بعد یه‌هو تو رو از وسط می‌شکنه. مثل امید، که کور می‌کنه و آدم رو به نابودی می‌کشونه. کاری می‌کنه لنگ بزنی و نتونی خودت رو برای چیزی که پیش روته آماده کنی.
سپیده
گاهی فرد برای بقای خودش به چیزهایی چنگ می‌زند که چندان منطقی نیست.
فرفری موی غزل‌ساز
ازدواج چه به‌خاطر ثبات باشه، چه برای پول، برای فرار یا برای بچه، به‌هرحال معامله‌ای بین دو طرفه؛ قراردادی که فقط خودشون دو تا مفادش رو می‌دونن
بهنوش
هیچ‌کس چیزهای بی‌معنا را پنهان نمی‌کرد.
سپیده
حالا دیگر متوجه این حقه شده بود. مرد از خودش حرف می‌بافت و گذشته را دستکاری می‌کرد تا کاری کند که او غیرمنطقی به‌نظر برسد. حقایق را آن‌قدر می‌چرخاند تا خود لایلا به ذهن و چشمش شک کند. لایلا را تا جایی در منگنه قرار می‌داد که به هرچیزی جز او شک کند.
faeze
«اونها دو طرف یه معامله‌ن. ازدواج چه به‌خاطر ثبات باشه، چه برای پول، برای فرار یا برای بچه، به‌هرحال معامله‌ای بین دو طرفه؛ قراردادی که فقط خودشون دو تا مفادش رو می‌دونن.»
faeze
بازمانده‌های فاجعه باید همیشه هوشیار و آماده می‌بودند. غرق افکار فانتزی شدن مشکل‌آفرین می‌شد و او خودش به‌اندازهٔ کافی مشکل داشت.
saharist

حجم

۳۰۸٫۱ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۰

تعداد صفحه‌ها

۳۶۰ صفحه

حجم

۳۰۸٫۱ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۰

تعداد صفحه‌ها

۳۶۰ صفحه

قیمت:
۷۱,۰۰۰
۴۹,۷۰۰
۳۰%
تومان