با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
اعجوبه

دانلود و خرید کتاب اعجوبه

۴٫۶ از ۱۵۴ نظر
۴٫۶ از ۱۵۴ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب اعجوبه  نوشته  فرح بهبهانی  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب اعجوبه

«اعجوبه» نوشته آر. جی. پلاچیو، نویسنده آمریکایی ادبیات کوچک و نوجوان است. قهرمان این داستان، آگوست پولمن با صورتی غیر طبیعی به دنیا آمده و به همین دلیل تا به حال به مدرسه نرفته است. او حالا می‌خواهد وارد مدرسه‌ای جدید شود و کلاس پنجم را شروع کند و تنها آرزویش این است که با او مثل بچه‌ای معمولی رفتار شود. در بریده‌ای از کتاب می‌خوانیم: هفته‌ی دیگر کلاس پنجم را شروع می‌کنم. از آنجا که تا به حال به مدرسه‌ی واقعی نرفته‌ام خیلی‌خیلی می‌ترسم. مردم فکر می‌کنند که من به خاطر شکل ظاهرم به مدرسه نرفته‌ام، اما دلیلش این نیست. به خاطر عمل‌هایی است که روی صورتم شده. از زمان تولدم بیست و هفت عمل جراحی داشته‌ام. بزرگ‌ترین عملم زمانی بود که حتی چهار سالم نشده بود. هیچ‌کدام را به خاطر نمی‌آورم. بعد از آن سالی دو یا سه عمل کوچک و بزرگ داشته‌ام. چون به نسبت سنم ریز هستم و به علت پیچیدگی‌های پزشکی، که دکترها نمی‌توانستند تشخیص بدهند، زیاد مریض می‌شدم. پدر و مادرم تصمیم گرفتند مرا مدرسه نگذارند. ولی حالا خیلی قوی‌تر شده‌ام. آخرین جراحی‌ام هشت ماه پیش بود و احتمالاً تا چند سال دیگر عملی نخواهم داشت. مادرم در خانه به من درس می‌دهد. قبلاً تصویرگر کتاب‌های کودکان بود. فرشته‌ها و پری‌های دریایی واقعاً قشنگی می‌کشد، اما تصویرهای پسرانه‌اش خیلی باحال نیست. یک بار سعی کرد برایم دارت ویدر۱ یکی از شخصیت‌های جنگ ستارگان را بکشد، ولی آخر سر مثل یک آدم آهنی قارچی‌شکل شد. خیلی وقت است که ندیده‌ام چیزی بکشد. فکر می‌کنم خیلی مشغول مواظبت از من و ویاست. نمی‌توانم بگویم که همیشه دلم می‌خواسته به مدرسه بروم چون که واقعاً حقیقت ندارد، ولی کاش می‌توانستم فقط مثل بچه‌های دیگر به مدرسه بروم، دوستان زیادی داشته باشم و... حالا دوست‌های خیلی خوبی دارم. کریستوفر بهترین دوستم است، بعد زاکاری و الکس هستند. از زمان بچگی همدیگر را می‌شناسیم. و از آنجایی که همیشه مرا همین‌طوری که هستم شناخته‌اند، به من عادت دارند. وقتی کوچک بودیم برای بازی دور هم جمع می‌شدیم، ولی بعد کریستوفر به بریج‌پورت در کنتیکات رفت.

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۹۶)
یک مشکل لاینحل
۱۳۹۹/۰۷/۱۸

🐉_ چطور می شه عاشق آگی نشد؟؟؟😍 آگی، مادرزادی با صورتی بسیار متفاوت نسبت به اکثر مردم متولد شده. صورتی که معمولا 'زشت" خوانده می شود. حالا آگی ده ساله است و بعد از چند سال تحصیل در خانه، باید به

- بیشتر
farez
۱۳۹۷/۰۹/۱۹

کلیت داستان خوب بود،همزاد پنداری کردن با شخصیت اول کار خیلی سختی به نظر میرسید و نویسنده تا حد قابل قبولی تونسته بود از پسش بربیاد،روایت داستان از دید افراد مختلف ایده ای تکراری و در عین حال برای این

- بیشتر
😁pary😁
۱۳۹۹/۰۵/۱۷

سلام به همه من یه دختر 11 ساله هستم که این کتاب رو خوندم میخواستم یه چیزی بگم ببینید شماهایی که میگین کتاب بد بوده و اصلا دوستش نداشتم:خوب هرکسی یه سلیقه ای داره اما ترجمه داریم تا ترجمه من ترجمه ی خانم پروین

- بیشتر
aseman
۱۳۹۹/۰۱/۲۰

شما در این کتاب تنها ماجرای یک پسر با چهره عجیب رو نمیخونید بلکه زندگی رو از دید آدم های اطرافش هم خواهید دید. در واقع میشه گفت کتاب داره رفتار های مختلف رو به ما نشون میده و بعد دلیل

- بیشتر
نگار
۱۳۹۹/۰۱/۲۲

بشدت کتاب خوبیه😌 پر از درس و اهمیت ندادن به ظاهر و قضاوت نکردن افراد از روی ظاهر. حس بد تنهایی شخصیت اصلی داستان .

M❤️hadese
۱۳۹۹/۰۶/۱۱

من فیلمشو دیدم ولی کتابشو نخوندم، خیلی قشنگ بود وپیشنهادش میکنم😋

یاسمن
۱۳۹۹/۰۱/۲۰

سخن زیبایی هست که می‌گه: «اگه شروع کنی، شاید ببازی اما اگه اصلا شروع نکنی، حتما می‌بازی». و این حرف به نظرم مصداق داستان اعجوبه‌ست. تلاش برای درست‌کردن اوضاع همون چیزیه که این داستان رو شکل داده. تلاشی که گاهی اونقدر

- بیشتر
bahar.msvnd
۱۳۹۹/۰۲/۲۹

این کتاب بسیار تاثیر گذار و قشنگه.حتما مطالعه کنید مطمئن باشین پشیمون نمیشین👌

👑ساناز👑
۱۳۹۹/۰۹/۰۳

بسیار کتاب جالب و دوست داشتی بود طوری که من نمی تونستم از خوندش دست بکشم😊

فائزه
۱۳۹۹/۰۸/۰۸

رمانی بسیار خواندنی و غیرقابل زمین گذاشتن! بهترین هدیه برای یک نوجوان در اطراف شما.

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۸۲)
به نظر من تنها دلیلی که من عادی نیستم این است که دیگران مرا عادی نمی‌بینند.
Agha_M@hdiar
به نظر من تنها دلیلی که من عادی نیستم این است که دیگران مرا عادی نمی‌بینند.
Hwsti
وقتی که حق انتخاب بین درست بودن و مهربان بودن را دارید، مهربان بودن را انتخاب کنید.
Hwsti
وقتی به گهواره‌ام آمد تقدیر لبخند زد و سرنوشت خندید
Laya Bedashti
پزشک‌ها از شهرهای دور آمده‌اند فقط برای اینکه مرا ببینند بالای تخت من می‌ایستند و آنچه را که می‌بینند، باور نمی‌کنند می‌گویند که من باید یکی از عجایب خلقت خداوند باشم و هیچ توضیحی برای آنچه که می‌بینند پیدا نمی‌کنند       ناتالی مرچنت (اعجوبه)
یا مهدی
پزشک‌ها از شهرهای دور آمده‌اند فقط برای اینکه مرا ببینند بالای تخت من می‌ایستند و آنچه را که می‌بینند، باور نمی‌کنند می‌گویند که من باید یکی از عجایب خلقت خداوند باشم و هیچ توضیحی برای آنچه که می‌بینند پیدا نمی‌کنند
zeinab☆
بعضی وقت‌ها آدم بدون منظور آدم‌ها رو می‌رنجونه.
Hwsti
باورنکردنی است که چطور دروغ از میان لب‌های آدم بیرون می‌آید.
Hwsti
اگر هر فردی در این اتاق قانونی برای خود درست کند که هر کجا که هست، هروقت که می‌تواند، سعی کند از آنچه که نیاز است مهربان‌تر باشد، دنیا واقعاً دنیای بهتری خواهد شد. و اگر این کار را بکنید و بیش از آنچه نیاز است کمی مهربان‌تر باشید، یک جایی، یک روزی، چهره‌ی خداوند در فرد فرد شما نمایان می‌شود.
aseman
پدرم تنها آدمی در دنیاست که مرا به خنده می‌اندازد، حتی اگر نخواهم به هیچ وجه بخندم مرا می‌خنداند.
Hwsti

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۵۱۵ صفحه
قیمت نسخه چاپی۷۷,۰۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۳/۰۹/۰۱
شابک۹۷۸-۶۰۰-۲۹۶-۱۲۳-۵
تعداد صفحات۵۱۵صفحه
قیمت نسخه چاپی۷۷,۰۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۳/۰۹/۰۱
شابک۹۷۸-۶۰۰-۲۹۶-۱۲۳-۵