این احساس را که صبح چشم باز میکنم و نمیدانم چرا همهچیز متفاوت است، دوست دارم. به نظر میرسد که همهچیز ساکت است. صدای بوق ماشین نمیآید. اتوبوسی توی خیابان حرکت نمیکند. بعد کنار پنجره میروم و میبینم که همهجا سفید است. پیادهرو، درختها، ماشینهای توی خیابان، قاب پنجرهها. و بعد میفهمم که مدرسه تعطیل است. خب، مهم نیست چند سالم است، همیشه فکر میکنم که بهترین احساس در دنیاست.