جملات زیبای کتاب اعجوبه | طاقچه
تصویر جلد کتاب اعجوبهsubscriptionAvailable

کتاب اعجوبه

نوع کتاب
۴.۶(از ۲۶۸ امتیاز)
انتشارات: 
نشر پیدایش

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
Agha_M@hdiar
۹۲
به نظر من تنها دلیلی که من عادی نیستم این است که دیگران مرا عادی نمی‌بینند.
خانومِ اِچ
۴۷
به نظر من تنها دلیلی که من عادی نیستم این است که دیگران مرا عادی نمی‌بینند.
خانومِ اِچ
۴۴
وقتی که حق انتخاب بین درست بودن و مهربان بودن را دارید، مهربان بودن را انتخاب کنید.
Mahya
۳۲
وقتی به گهواره‌ام آمد تقدیر لبخند زد و سرنوشت خندید
zeinab☆
۲۱
پزشک‌ها از شهرهای دور آمده‌اند فقط برای اینکه مرا ببینند بالای تخت من می‌ایستند و آنچه را که می‌بینند، باور نمی‌کنند می‌گویند که من باید یکی از عجایب خلقت خداوند باشم و هیچ توضیحی برای آنچه که می‌بینند پیدا نمی‌کنند
خانومِ اِچ
۱۸
باورنکردنی است که چطور دروغ از میان لب‌های آدم بیرون می‌آید.
یا مهدی
۱۸
پزشک‌ها از شهرهای دور آمده‌اند فقط برای اینکه مرا ببینند بالای تخت من می‌ایستند و آنچه را که می‌بینند، باور نمی‌کنند می‌گویند که من باید یکی از عجایب خلقت خداوند باشم و هیچ توضیحی برای آنچه که می‌بینند پیدا نمی‌کنند       ناتالی مرچنت (اعجوبه)
محمد جواد
۱۸
این احساس را که صبح چشم باز می‌کنم و نمی‌دانم چرا همه‌چیز متفاوت است، دوست دارم. به نظر می‌رسد که همه‌چیز ساکت است. صدای بوق ماشین نمی‌آید. اتوبوسی توی خیابان حرکت نمی‌کند. بعد کنار پنجره می‌روم و می‌بینم که همه‌جا سفید است. پیاده‌رو، درخت‌ها، ماشین‌های توی خیابان، قاب پنجره‌ها. و بعد می‌فهمم که مدرسه تعطیل است. خب، مهم نیست چند سالم است، همیشه فکر می‌کنم که بهترین احساس در دنیاست.
aseman
۱۷
اگر هر فردی در این اتاق قانونی برای خود درست کند که هر کجا که هست، هروقت که می‌تواند، سعی کند از آنچه که نیاز است مهربان‌تر باشد، دنیا واقعاً دنیای بهتری خواهد شد. و اگر این کار را بکنید و بیش از آنچه نیاز است کمی مهربان‌تر باشید، یک جایی، یک روزی، چهره‌ی خداوند در فرد فرد شما نمایان می‌شود.
Ozra
۱۴
محبت، چه‌چیز ساده‌ای. یک کلمه‌ی نویدبخش وقتی به آن نیاز است. یک عمل دوستانه. یک لبخند گذرا.
vania
۱۳
جوزف خدا را در چهره‌ی یک انسان می‌دید
vania
۱۲
فقط روشنایی روز را دنبال کن و به خورشید برس
vania
۱۱
بامزه است که گاهی برای چیزی آن‌قدر نگران هستید و بعد می‌بینید که اصلاً مهم نبوده
sarar-'
۹
فقط خودم خودم، را عادی می‌بینم.
خانومِ اِچ
۹
هیچ‌وقت یکی از آن آدم‌های بزرگ نمی‌شوم که روز برفی از چتر استفاده می‌کنند، هرگز.
...Mehrshad.
۸
اعمال ما همچون بناهای یادبودی است که مردم به افتخار قهرمانان بعد از مرگشان می‌سازند. و شبیه اهرامی هستند که مصری‌ها برای بزرگداشت فراعنه می‌ساختند. فقط به جای اینکه از سنگ ساخته شده باشد، از خاطراتی که مردم از شما در سینه دارند ساخته می‌شود.
خانومِ اِچ
۸
مهم نیست دیگران چه می‌گویند، تو زیبا هستی کلمات ارزش تو را پایین نمی‌آورند تو از همه‌ی جهات زیبا هستی بله، کلمات ارزش تو را پایین نمی‌آورند
Amir Sabeti
۸
بزرگی در قوی بودن نیست، بلکه در استفاده از قدرت است... بزرگ کسی است که قدرتش قلب‌ها را به هیجان می‌آورد...»
aseman
۷
نمی‌دانم که کلمه‌ای مثل "روشن" برای شنوایی وجود دارد؟ ولی کاش وجود داشت، چون گوش‌هایم روشن می‌شنیدند.
aseman
۷
برای دوست داشتن به چشم‌هات نیاز نداری، فقط تو وجودت اینو احساس می‌کنی. بهشت این‌جوریه. فقط عشقه، و هیچ‌کس فراموش نمی‌کنه که کی رو دوست داره.
aseman
۷
«اوگی همیشه آدم‌های عوضی تو دنیا هستن. ولی من و پدرت اعتقاد داریم که آدم‌های خوب تو دنیا بیشتر از آدم‌های بد هستن، و آدم‌های خوب مواظب همدیگه هستن و از هم مواظبت می‌کنن.
خانومِ اِچ
۷
«هرآنچه که از خدا به وجود آید بر جهان غلبه می‌کند.»
M ، A
۷
بقیه‌ی ماه سپتامبر سخت گذشت. عادت نداشتم صبح زود بیدار شوم. عادت نداشتم که مدام به تکلیف مدرسه فکر کنم.
vania
۷
اعمال شماست که همیشه می‌ماند
Mahya
۶
پزشک‌ها از شهرهای دور آمده‌اند فقط برای اینکه مرا ببینند بالای تخت من می‌ایستند و آنچه را که می‌بینند، باور نمی‌کنند می‌گویند که من باید یکی از عجایب خلقت خداوند باشم و هیچ توضیحی برای آنچه که می‌بینند پیدا نمی‌کنند
Mohadese
۶
جواب دادم: «ولی منظوری نداشتیم.» ـ جک، بعضی وقت‌ها آدم بدون منظور آدم‌ها رو می‌رنجونه. فهمیدی؟
خانومِ اِچ
۶
بچه‌های کوچک چیزی نمی‌گویند که احساسات آدم جریحه‌دار بشود، گاهی چیزهایی می‌گویند که آدم ناراحت می‌شود، ولی در واقع نمی‌دانند چه می‌گویند. بچه‌های بزرگ می‌دانند چه می‌گویند و این مسلماً برای من جالب نیست.
خانومِ اِچ
۶
«شانس در خانه آدم‌های جسور را می‌زند.»
M ، A
۶
عجیب است که چه‌طور می‌توانی یک روز روی زمین باشی و روز بعد نباشی.
aseman
۵
حال که به عقب برمی‌گردم، نمی‌دانم چرا آن‌قدر تحت فشار بودم. بامزه است که گاهی برای چیزی آن‌قدر نگران هستید و بعد می‌بینید که اصلاً مهم نبوده.