با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
گرسنه

دانلود و خرید کتاب گرسنه

۴٫۱ از ۱۸ نظر
۴٫۱ از ۱۸ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب گرسنه  نوشته  کنوت هامسون  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب گرسنه

«گرسنه» نوشته کنوت هامسون(۱۹۵۲-۱۸۵۹)، نویسنده نروژی برنده جایزه نوبل ادبیات در سال ۱۹۲۰ است. این کتاب درباره نویسنده‌ای نروژی است که در اوج تنگدستی در اسلو پرسه می‌زند و با فقری که دست به گریبانش است مبارزه می‌کند. در بریده‌ای از کتاب می‌خوانیم: یه بار دیگه هم قسر در رفته بودم. هر روز غذا داشتم بخورم، روحیه پیدا کرده بودم و می‌نشستم یه‌ریز کار می‌کردم. روی سه چهار مقاله کار می‌کردم و احساس می‌کردم هر جرقه‌ای، هر فکری که به نظرم می‌رسه نیروی دماغی منو تحلیل می‌بره. در عین حال، به نظرم می‌رسید که دستم از هر وقت دیگه روان‌تر شده. اون مقاله‌ای رو که اون همه به خاطرش رنج برده بودم و امید بهش بسته بودم، سردبیر برگردوند. من هم، بدون این‌که دوباره بخونمش، با احساس خشم و توهین، بی‌درنگ پاره پاره‌اش کردم. قصد داشتم در آینده یه روزنامه دیگه رو هم زیر سر بذارم تا دستم بازتر باشه. در صورتی که تموم درها به روم بسته می‌شد، به عنوان آخرین چاره، کار توی کشتی رو برای روز مبادا کنار گذاشته بودم. کشتی راهبه کنار بارانداز لنگر انداخته بود و آماده حرکت بود. بنابرین، می‌تونستم تو اون‌جا استخدام بشم و راه بیفتم برم آرخانگل یا هر جای دیگه که کشتی در اون لحظه می‌خواست راه بیفته بره. این بود که به خودم گفتم که تموم راه‌ها هم مسدود نیست. بلاهایی که به سرم اومده بود اثر خودشونو گذاشته بودن؛ خیلی از موهام داشت می‌ریخت. سردردها هم ناراحتی‌های زیادی برام درست می‌کرد، به‌خصوص صبح‌ها که از خواب بیدار می‌شدم. ناراحتی عصبی هم که از سابق داشتم سر جای خودش بود. روزها می‌نشستم و با دست‌های کهنه‌پیچ می‌نوشتم؛ چون انقدر حساس شده بودن که نفسم به‌شون می‌خورد احساس درد می‌کردم. وقتی ینس اولای تو طبقه پایین درها رو به هم می‌کوفت، یا سگ از دَرِ پشت وارد حیاط می‌شد و پارس می‌کرد، سر و صدا مثل سوزن تا اعماق استخوون‌هام فرو می‌رفت و تموم بدنم درد می‌گرفت. خلاصه، وضعم خیلی زار بود.

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۱۴)
Maryam
۱۳۹۷/۰۸/۲۰

این کتاب عالیه. خوندنش برام تجربه خاصی بود. از بقیه کتابای کنوت هامسون هم یه سر و گردن بالاتره. حیف که نسبتا گمنامه :/

vahid
۱۳۹۸/۰۱/۱۱

حقیقت شاید تلخ باشه ،اما منفی نیست .فضای منفی تعبیر صحیحی برای این کتاب زیبا نیست

Maryam M
۱۳۹۸/۰۴/۲۷

کتاب خوبی بود . من دوس داشتم

Danial H
۱۳۹۸/۰۹/۰۱

کتاب زیبایی بود شاید اگر کمی کوتاه تر بود بهتر تاثیر می‌گذاشت اما خوندنش لذت بخش بود.

bookishgirl
۱۳۹۶/۱۰/۰۲

چاپیش رو خوندم، خیلی جالبه

Hamed Habibi
۱۳۹۹/۱۰/۱۷

معرکه است

AS4438
۱۳۹۹/۱۱/۰۳

عالی

mohsen jalili
۱۳۹۷/۰۱/۲۶

من ک اصلا باهاش ارتباط برقرار نکردم همش فضای تکراری بود فکر میکردم خیلی بهتر باید باشه زوری تمومش کردم

rahil
۱۳۹۹/۰۶/۰۴

خیلی کشدار و حوصله سر بر بود. و مطالبش خیلی کم و تکراری بود برای ۲۶۰ صفحه کتاب. اگر هر ده صفحه پرش میکردی و فقط یک صفحه رو میخوندی هم چیزی از دست نمیدادی

❤️درود بر امام خامنه ای و نصرالله❤️
۱۳۹۷/۰۶/۱۹

خیلی فضای ناامید و غمگینیه، آدمو از زندگی سیر می کنه، منو یاد صادق هدایت انداخت، کلا بخاطر فضای منفی تا انتها نخوندم.. ترجمه عالی

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۳)
اصولا دیدن حیوون توی قفس چیزی نیست که علاقه منو جلب کنه.
AS4438
مونده بودم که چرا هیچ‌وقت گشایشی تو کار من حاصل نمی‌شه. آیا من مثل هرکس دیگه‌ای حق حیات نداشتم؟ مثل اون پاشا، که کتاب‌های دست دوم می‌فروشه یا هِنشن، کارمند کشتی بخاری؟ و مگه من شونه‌های پهن و دو تا دست قوی برای کار کردن ندارم؟ و مگه من تلاش نکرده‌م که اون شغل هیزم‌شکنیِ خیابون مولرو رو بگیرم؟ من آدم تنبلی بوده‌م؟ مگه من دنبال کار نرفته‌م، مطلب ننوشته‌م و شبانه‌روز مطالعه نکرده‌م؟ و مگه وقتی پولی به دستم رسیده، قناعت نکرده‌م و با نون و شیر نساخته‌م؟ و وقتی چیزی نداشته‌م گرسنگی نکشیده‌م؟ هیچ‌وقت شده برم توی هتل چیزی بخورم؟ یا یه سوئیت تو یکی ازین ساختمون‌های چند طبقه اجاره کرده‌م؟ من که توی یه بیغوله زندگی کرده‌م، توی یه اتاق زیرشیروانی، توی یه دکون حلبی‌سازی که سگ حاضر نیست توش سر کنه چون از لای درهاش برف تو می‌زنه. با این حساب من به‌هیچ‌وجه خودمو در خور سرزنش نمی‌دونستم.
سجاد احمدی
بالای سرم، تو اون دوردست‌ها، آوای یکنواختی رو که هیچ‌وقت خاموش نمی‌شد می‌شنیدم. انقدر به این صدای ملایم همیشگی گوش دادم تا کم‌کم گیج و منگ شدم. صدا به طور حتم آوای دسته‌جمعیِ جهان‌های بی‌کران بالای سرم بود که به حرکت‌شون ادامه می‌دادن، آوای اخترانی بود که سرود زمزمه می‌کردن....
azarkh

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۲۵۹ صفحه
قیمت نسخه چاپی۴۲,۵۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۸۳/۰۹/۰۱
شابک۹۷۸-۹۶۴-۳۵۱-۱۹۹-۹
تعداد صفحات۲۵۹صفحه
قیمت نسخه چاپی۴۲,۵۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۸۳/۰۹/۰۱
شابک۹۷۸-۹۶۴-۳۵۱-۱۹۹-۹