کتاب آزادی و خیانت به آزادی آیزایا برلین + دانلود نمونه رایگان
تصویر جلد کتاب آزادی و خیانت به آزادی

کتاب آزادی و خیانت به آزادی

معرفی کتاب آزادی و خیانت به آزادی

کتاب آزادی و خیانت به آزادی (شش دشمن آزادی بشر) نوشته‌ی آیزایا برلین و به ترجمه‌ی عزت‌الله فولادوند مجموعه‌ای از شش گفتار رادیویی است که بعدها به‌صورت کتاب تدوین شده است. این گفتارها به سراغ متفکرانی می‌رود که در آستانه و پس از انقلاب فرانسه، فهم تازه‌ای از سیاست، اخلاق و آزادی عرضه کرده‌اند و در عین حال زمینه‌ساز دشمنی‌های تازه با آزادی شده‌اند. مترجم در ابتدای کتاب درآمدی مفصل بر زندگی و اندیشه‌ی برلین افزوده است تا خواننده با زمینه‌ی فکری او آشنا شود. نشر ماهی آن را منتشر کرده است. نسخه‌ی الکترونیکی این اثر را می‌توانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.

درباره کتاب آزادی و خیانت به آزادی

کتاب آزادی و خیانت به آزادی با تمرکز بر آیزایا برلین، فیلسوف و نظریه‌پرداز سیاسی، از دو بخش اصلی تشکیل شده است: نخست درآمدی بلند بر زندگی، مراحل رشد فکری و مبانی فلسفی او، و سپس متن شش گفتار رادیویی که هسته‌ی اصلی کتاب را می‌سازد. در این درآمد، مسیر زندگی برلین از ریگا و روسیه تا آکسفورد، نقش او در جنگ جهانی دوم، فاصله‌گرفتنش از فلسفه تحلیلی و گرایشش به تاریخ سیر اندیشه‌ها و فلسفه سیاسی شرح داده شده است. در همین بخش، مفاهیم کلیدی مانند تمایز علوم طبیعی و علوم انسانی، چندگانگی ارزشها، نقد حتمیت تاریخی، نسبت آزادی و مسئولیت اخلاقی، و تمایز آزادی منفی و آزادی مثبت به‌تفصیل توضیح داده شده است. کتاب آزادی و خیانت به آزادی در بخش گفتارها به سراغ شش متفکر می‌رود: هِلوِسیوس، روسو، فیشته، هگل، سن‌سیمون و دومِستر. برلین نشان می‌دهد چگونه این متفکران، هرچند اغلب خود را مدافع آزادی می‌دانستند، در عمل بنیان نظری گرایش‌هایی را گذاشتند که به دشمنی با آزادی فردی و سیاسی انجامید. در مقدمه‌ی گفتارها، پرسش محوری فلسفه سیاسی از نظر برلین این است که «چرا اصولاً کسی باید از دیگری اطاعت کند؟» و از دل پاسخ‌های گوناگون به این پرسش، مسیر بحث درباره‌ی دولت، اقتدار، قانون و آزادی ترسیم می‌شود. کتاب آزادی و خیانت به آزادی در ادامه، با نمونه‌پردازی از هِلوِسیوس، به سراغ فایده‌نگری، نقش قانونگذار، نسبت لذت و رنج با اخلاق، و ایده‌ی «شرطی‌کردن» انسانها از راه نهادها و آموزش می‌رود و نشان می‌دهد چگونه طرح‌هایی که با نیت خوشبخت‌کردن انسان آغاز می‌شوند، می‌توانند به محدودکردن حقوق و آزادی‌ها منجر شوند.

خلاصه کتاب آزادی و خیانت به آزادی

کتاب آزادی و خیانت به آزادی از یک‌سو تصویری فشرده از اندیشه‌ی آیزایا برلین عرضه می‌کند و از سوی دیگر، شش متفکر اثرگذار بر سنت سیاسی مدرن را در کانون بحث قرار می‌دهد. در بخش درآمد، برلین به‌عنوان فیلسوفی معرفی شده است که میان علوم طبیعی و علوم انسانی تمایز می‌گذارد، از چندگانگی ارزشها دفاع می‌کند، حتمیت تاریخی و جبرگرایی را نقد می‌کند و آزادی را در پیوند با مسئولیت فردی و امکان انتخاب می‌فهمد. در بخش گفتارها، کتاب آزادی و خیانت به آزادی نشان می‌دهد چگونه متفکرانی مانند هِلوِسیوس، روسو، فیشته، هگل، سن‌سیمون و دومِستر، هرکدام با طرح نظریه‌هایی درباره‌ی دولت، جامعه، اراده‌ی کلی، رسالت تاریخی یا نظم الاهی، راه را برای توجیه محدودکردن آزادی فردی هموار کرده‌اند. برلین با بازخوانی دقیق این نظریه‌ها، تنش میان آرمان خوشبختی جمعی و حفظ آزادی فردی را برجسته می‌کند و نشان می‌دهد خیانت به آزادی اغلب از دل زبان دفاع از آزادی و سعادت بشر سر برمی‌آورد.

چرا باید کتاب آزادی و خیانت به آزادی را بخوانیم؟

این کتاب تصویری روشن از ریشه‌های فکری دشمنی با آزادی در سنت مدرن ارائه می‌دهد و همزمان خواننده را با مفاهیم محوری اندیشه‌ی آیزایا برلین، مانند چندگانگی ارزشها و دو مفهوم آزادی، آشنا می‌کند. مطالعه آن کمک می‌کند سازوکارهای نظری توجیه اقتدار، جبر تاریخی و فداکردن فرد در راه آرمان‌های جمعی بهتر فهمیده شود.

خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

خواندن این کتاب به دانشجویان و علاقه‌مندان فلسفه سیاسی، علوم سیاسی و اندیشه‌ی مدرن، و نیز به کسانی پیشنهاد می‌شود که درگیر پرسش‌هایی درباره آزادی، اقتدار، ناسیونالیسم و نسبت اخلاق و سیاست‌اند و می‌خواهند ریشه‌های نظری این مباحث را در متون کلاسیک دنبال کنند.

بخشی از کتاب آزادی و خیانت به آزادی

«صفت مشترک و عجیب‌تری نیز میان این متفکران وجود دارد، و آن اینکه همگی درباره آزادی بشر بحث می‌کردند، و همه، شاید به‌استثنای دومِسْتْر، مدعی بودند که با آن موافق‌اند، و بعضی حتی به دفاع پرشور از آن برمی‌خاستند و خود را حقیقی‌ترین مدافعان و پرچمداران چیزی می‌دانستند که آن را آزادی راستین (به تفکیک از انواع ظاهرفریب یا ناقص آزادی) می‌نامیدند. ولی شگفت اینکه نظریاتشان نهایتاً ضد آنچه معمولا آزادی فردی یا آزادی سیاسی خوانده می‌شود از کار درمی‌آمد ــ یعنی آزادی به مفهومی که مثلا متفکران لیبرال بزرگ انگلیسی و فرانسوی موعظه می‌کردند؛ به مفهومی که لاک و تام پین و ویلهلم فون هومبولت و متفکران لیبرال انقلاب کبیر فرانسه مانند کندرسه و دوستان او و، پس از انقلاب، بنژامن کنستان و مادام دو استال در تصور داشتند؛ و به مفهومی که جوهر آن را جان استوارت میل بیان کرده است، یعنی حق هرکس که آزادانه به زندگی خود شکل دهد، حق ایجاد شرایطی که آدمی بتواند سرشت خویش را با حداکثر تنوع و غنا و، در صورت لزوم، حتی به نامتعارف‌ترین طرز پرورش دهد. برطبق این نظر، تنها مانع در برابر آزادی، نیاز به حراست همان حقوق دیگران، یا پاسداری از امنیت آنان است. بنابراین، من به شرطی به این مفهوم آزادم که هیچ شخص یا نهادی مگر برای حفظ و حراست خود، مزاحم من نشود. پس به این حساب، هر شش متفکر با آزادی سر عناد داشتند، نظریاتشان از حیثی واضح در تناقض مستقیم با آن بود، و در بشر نه‌تنها در قرن نوزدهم، بلکه بویژه در سده بیستم در جهت ضدیت با آزادی‌خواهی تأثیر قوی گذاشت. شاید به گفتن نیاز نیست که این امر در قرن بیستم به صورت حادترین مشکل درآمد. این مردان از نخستین کسانی بودند که به بیان این مشکل پرداختند؛ و چون بیانشان از آن بخصوص تازه و بویژه زنده و خصوصاً ساده است، بنابراین، بهترین راه تحقیق در مشکل مورد نظر به همین صورت ناب و پاک، پیش از آلایش به بسیاری زیروبمها و بحثها و تفاوتهای زمانی و محلی است.»

نظرات کاربران

misbeliever
۱۴۰۰/۰۸/۰۹

« جوهر آزادی همواره در این بوده که بتوانید آنگونه انتخاب کنید که میخواهید ، زیرا خواسته اید بدون اجبار ، بدون زور ، بدون بلعیده شدن در دستگاهی عظیم آنگونه انتخاب کنید؛ جوهر آزادی در این بوده که حق

- بیشتر
ایوان کارامازوف
۱۴۰۴/۱۲/۲۰

کتاب خوب و مفید و نسبتا آسان فهم. برلین جزو افرادی بود که در کنار پرداختن به مفاهیم سنگین و مهم توانایی خیلی خوبی در شرح فلسفه افراد با حداقل تحریف نظرات اون‌ها و حداکثر سادگی داشت. اما به نظرم

- بیشتر
همایون سلیمانی
۱۴۰۳/۰۷/۰۵

این کتاب بسیار عالی‌ست. به علاقه‌مند به مفهوم آزادی، آن را پیشنهاد می‌کنم.

m.yoosef
۱۴۰۰/۰۷/۱۷

هنوز کتاب رو نخوندم اما دو اسم آیزا برلین و استاد فولادوند برای اینکه بدونیم کتاب کتاب خوبیه کافیه.

Πυρια
۱۴۰۲/۰۹/۱۷

کتاب بسیار خوبیه و به صورت خلاصه سیرتاریخی چند تن از اندیشمندانی که به مقوله‌ی آزادی پرداختن چه موافق باشن و چه مخالف رو بررسی کرده کتاب در واقع از روی مجموعه برنامه‌های برلین در رادیو بی‌بی‌سی برداشته شده و

- بیشتر

بریده‌هایی از کتاب

ارزشمندترین امور در زندگی انسان آزادی انتخاب به‌خاطر نفس انتخاب است، نه انتخاب آنچه خوب است، بلکه خود انتخاب
ali73
کسی که بخواهد پل بسازد، باید مقدار زیادی به تحصیل ریاضیات و مکانیک و فیزیک و جز اینها بپردازد؛ به‌همین‌وجه، کسی که بخواهد بر کشوری فرمان براند، باید مقدار زیادی از انسان‌شناسی و جامعه‌شناسی و روانشناسی و حتی اخلاق اطلاع داشته باشد، زیرا فقط هنگامی به ایجاد آنچه می‌خواهد کامیاب خواهد شد که پی ببرد آدمیان واقعآ چگونه عمل می‌کنند و قوانین حاکم بر رفتار و کردارشان چیست.
hosein lima
آزادی از قید الزام و اجبار یکی از بزرگترین هدفها یا ارزشهایی است که مردم در راه آن حاضرند بجنگند، و یکی از غایاتی است که برای اینکه بیشتر افراد به زندگی دلخواهشان برسند، تحقق آن ضروری است.
hosein lima
و دست به کاری نزدن به معنای انسان‌نبودن است. عمل یعنی انتخاب، و انتخاب مستلزم گزینش هدف است. کسی که به دلیل اجبار نتواند هدف انتخاب کند، انسان نیست
ali73
او ممکن است شاد باشد، ولی هدف بشر شادمانی نیست، هدف او باید زندگی به طریق درست باشد.
hosein lima
همه کسانی که در درون خویش جنبش آفریننده زندگی را احساس می‌کنند، یا به فرض که از آن موهبت محروم باشند لااقل پوچی و بیهودگی را طرد می‌کنند و منتظر لحظه‌ای می‌مانند که سیل خروشان حیات اصیل به آنان برسد، یا حتی به فرض که هنوز به این نقطه نرسیده باشند به‌هرحال احساسی محو و گنگ از آزادی در آینده دارند، کسانی که نسبت به این امر احساس عشق می‌کنند نه نفرت و ترس ــ اینان همه بخشی از بشریت آغازین‌اند
ali73
برلین می‌گوید فلسفه با مسائلی سروکار دارد که نه پاسخشان دانسته است، نه راه و وسیله رسیدن به پاسخ، و نه معیارهای داوری برای سنجش اینکه آیا فلان پاسخ پیشنهادی معقول و پذیرفتنی هست یا نیست.
احسان رضاپور
آنچه انسان را انسان می‌کند، یا ماهیت انسان، به عقیده روسو، بیش از آنکه عقل باشد مسؤولیت اخلاقی است، و مسؤولیت اخلاقی به این واقعیت بستگی دارد که انسان می‌تواند انتخاب کند، از میان شقوق مختلف می‌تواند آزادانه هرکدام را بی‌آنکه مجبور باشد انتخاب کند.
بادصبا
این دو گزاره مرتبط با یکدیگر را می‌توان محور فلسفه برلین دانست: نخست اینکه یقین مطلق، آرمانی محال و دست‌نیافتنی است؛ دوم اینکه همه‌چیز را نمی‌توان و نباید به یک آرمان، به یک الگو، به یک نظریه یا به یک شاخص و معیار فروکاست. دو گزاره ذکرشده نه‌تنها در آراء برلین در زمینه زبان و معرفت محوریت دارند، بلکه در نظریات اخلاقی و فلسفه علوم انسانی او نیز دارای اهمیتند. دیگر محور این جنبه‌های مختلف اندیشه برلین، فردگرایی و تأکید وی بر تقدم امور جزیی در مقابل کلیاتبه عنوان موارد شناسایی، و فرد در مقام فاعل اخلاقی است.
بادصبا
از آغاز تاریخ بشر، اقلیتی کوچک همواره توطئه‌ای برضد اکثریت مردم برپا کرده و ادامه داده‌اند، زیرا اگر چنین نکنند، عده‌ای اندک‌شمار نخواهند توانست عده‌ای کثیر را در انقیاد نگه دارند.
hosein lima