معرفی و دانلود کتاب نخستین عشق + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب نخستین عشق

کتاب نخستین عشق

نوع کتاب
۳.۸ امتیاز(از ۲۰ رأی)
انتشارات: 
بوتیمار
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب نخستین عشق

آثار ایوان سرگئی‌یویچ تورگنیف ( ۱۸۸۳-۱۸۱۸)، تصویری واقع‌گرایانه و پرعطوفت از دهقانان روس و بررسی تیزبینانه‌ای از طبقه روشنفکر جامعه روسیه که در تقلای سوق دادن کشور به عصری نوین بودند، ارائه می‌دهد. در «نخستین عشق» چند دوست در یک شب‌نشینی تصمیم می‌گیرند که شرح اولین عشق خود را بگویند. بر عکس تصوری که می‌کنند هیچ کدام حرف خاصی در مورد این موضوع ندارند انگاری هیچ‌وقت چنین احساسی را تجربه نکرده‌اند. در نهایت همه از ولادیمیر پترویچ که مردی چهل ساله با موهای رو به سفیدی است می‌خواهند که شرح اولین عشقش را بگوید. ولادیمیر که مرد سخنرانی نیست از آنها اجازه می‌خواهد با توجه به ساده و معمولی نبودن داستانش شرح آن ‌را بنویسد و بار دیگر که هم را دیدند برایشان بخواند. داستان از شانزده سالگی ایوان آغاز می‌شود که همراه خانواده به خانه ییلاقی‌شان رفته‌اند. در حین گشت و گذار‌های ایوان، یک روز او به دختری برخورد می‌کند که زندگی‌ او را برای همیشه تغییر می‌دهد. اختلاف طبقاتی و تفاوت زندگی دو خانواده و در عین حال شخصیت خاص دختر داستان را به نحو بسیار زیبایی جلو می‌برد. رمان‌ها و داستان‌های زیادی درباره اولین عشق نوشته شده‌اند. اینکه چرا این رمان اهمیت به سزایی دارد شاید به خاطر نگاه خاص تورگنیف و در عین حال شخصیت‌هایی است که می‌آفریند و رمان را سراسر از شگفتی و زیبایی کرده است. در «نخستین عشق» ما شاهد عشق و ماجرا‌هایی هستیم که با آنها متاثر می‌شویم، شاد می‌شویم و در پایان رمان مملو از احساساتی هستیم که شاید تا آخر عمر با ما باشند. پنداری این اتفاقات برای ما افتاده‌اند.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب نخستین عشق و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابنخستین عشق
موضوعرمان، داستان خارجی، عاشقانه
نویسندهایوان تورگینیف
مترجمعبدالحسین نوشین
انتشاراتبوتیمار
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۱/۰۶/۰۱
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۰.۲۵ مگابایت
شابک۹۷۸۹۶۴۹۹۶۳۱۰۵
تعداد صفحه‌ها۱۴۱ صفحه
قیمت کتاب۱۸۰۰۰ تومان
برچسبداستان روسی، بهترین‌های ادبیات داستانی، مجموعه عاشقانه

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

mehregan
۱۳۹۵/۰۹/۰۵

نخستین عشق واقعیتی است از نخستین عشق ایوان تورگینیف و به علت همین واقعیت است که نویسنده به لطافت و زیبایی عشق را به تحریر در آورده شوق خواستن عشق همراه با ضربه هایی که به انسان وارد می کند...بیشتر

۰
علیرضا
۱۳۹۷/۱۱/۲۶

قالب سمبولیک داره، ولی چون هم روس ه، هم سانسور داره، هم قدیمیه، یه کم فهمیدن ظرائف و اشارات نویسنده سخت میشه.

۰
mehregan
۱۳۹۵/۰۹/۰۵

آثار تورگینیف تصویری واقع گرایانه و پر از عطوفت از دهقانان روس است و بررسی تیز بینانه ایی از طبقه ی روشنفکر جامعه روسیه که در تقلای سوق دادن کشور به عصری نوین است ، تورگینیف به عنوان یک لیبرال...بیشتر

۰
کیان
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۵/۱۷

چه کسی تجربه‌ی اولین باری که عاشق شده رو در زندگی ندارد؟ همه‌ی ما به طریقی این رو تجربه کردیم. کتاب نخستین عشق داستان اولین تجربه‌ی نویسنده‌ از عاشق شدن‌ه. زیبایی این اثر بخاطر داستانش نیست بلکه در تمام احساساتی‌ه که...بیشتر

۰
AS4438
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۶/۰۸

عاشقانه، زیبا وغم انگیز ودلنشین با قلمی روان ازنویسنده ای بزرگ، جالب بود.

۰
ka'mya'b
۱۳۹۶/۱۱/۰۷

نویسنده،عاشق شدن و نخستین عشق را در دو ماجرا به تقریر درآورده، خودم داستان دوم رو بیشتر دوست داشتم، اگر که از طرفداران ماجراجویی هستید، خوشتون خواهد آمد(:

۰
ارغوان
۱۳۹۴/۰۹/۲۰

از تورگنیف پدران و پسران رو قبلا خونده بودم. داستان نخستین عشق به نظرم شروع خوبی داشت و تا میانه کار هم خوب جلو رفت ولی در انتها پایان چندان جالبی نداشت. در قیاس با داستان پدران و پسران به...بیشتر

۰
وحید
۱۳۹۴/۰۷/۱۴

عاشقانه ب سبک روسی!

۰
sareh
۱۳۹۵/۰۷/۲۲

همه رمان ها همیشه با نکته نیستن همه ی رمان ها هم برترین نمیشن

۱
امیرخان
۱۳۹۴/۰۸/۲۵

خیلی بی محتوا بود برعکس توضیح. در واقع فقط یه رمان ساده بدون نکته ی خاصی. البته نثر مجذوب کننده ای داشت همین آدمو گول میزنه.

۰

بریده‌هایی از کتاب

ka'mya'b
۹
آنهایی را که باید از بالا بهشان نگاه‌کنم به‌درد من نمی‌خورند و نمی‌توانم دوست‌شان بدارم. برای‌من کسی لازم است که برتری‌مرا بشکند و نیست‌ونابود کند...
ka'mya'b
۹
ای نوجوانی! نوجوانی! تو به‌ همه‌‌چیز بی‌اعتنایی، گویی همه‌ی گنج‌های گیتی در چنگ توست، درد و رنج را به‌بازی می‌گیری، حتا اندوه در صورتت زیبا می‌نماید، بی‌پروایی و به‌خود اعتماد داری، با غرور می‌گویی: نگاه کنید، من جاودانه‌ام اما نمی‌دانی که روزهایت شمرده شده، می‌گذرند و می‌گریزند بی‌آن‌که نشانی‌ از‌خود به‌جای بگذارند. همه‌چیز درتو مانند برف‌ و موم درآفتاب، نابود می‌شود. ای نوجوانی شاید تمام رمز خوبی و زیبایی‌ات در این نباشد که هرچه بخواهی می‌کنی، بلکه شاید در این باشد که فقط می‌پنداری انجام دادن همه‌چیز برایت ممکن است، شاید راز زیبایی‌ات همانا در این باشد که فرصت را بیهوده از دست می‌دهی و نمی توانی آن را غنیمت بشماری یا شاید در این‌که زمان را بیهوده از دست می‌دهی تا روزی به خود بگویی: اگر نوجوانی‌ام را بیهوده از دست نمی‌دادم چه‌ها که نمی کردم!»
ka'mya'b
۷
«هرچه بیشتر می‌توانی از زندگی بگیر و تابع و بنده‌ی هیچ‌کس نباش؛ به‌خود تعلق داشتن؛ این است تمام رمز‌زندگی.»
ka'mya'b
۵
«خوبی و نیروی‌شعر در این است که گاه از چیزی با ما سخن می‌گوید که وجود ندارد و باز در این‌که هر‌چیز را نه‌تنها بهتر از آنچه که‌هست توصیف می‌کند بلکه به‌حقیقت هم نزدیک‌تر است... نمی‌توانست مهرنورزد اگرچه می‌خواست اما نمی‌توانست!
AS4438
۲
اینجا برای شما مطبوع و دلپسند است اما هر‌مطبوعی مفید نیست. بوی‌گلخانه هم بسیار مطبوع است اما گلخانه قابل زندگی نیست.
Yasin
۲
سالیان بعد، با زنان دیگری آشنا شدم اما آتش مِهری که آسیا در قلب من افروخته بود خاموش نشدنی می‌نمود.
علیرضا
۱
به فکر دیداری افتادم که انتظارش را می‌کشیدم و فکرم مشوش و اندوهگین شد. نمی‌توانستم با دلی آسوده به این دیدار بروم. می‌بایست در برابر شادی این عشق دو جانبه ایستادگی کنم و تسلیمش نشوم، در عین‌حال به وعده‌ی خود وفا کنم و وظیفه‌ی دشواری را انجام دهم. حرف گاگین که «با او نمی‌توان شوخی کرد» مانند تیر بر قلبم می‌نشست. چهار روز پیش در قایقی که بر موج روان بود تشنه‌ی عشق و شادمانی بودم و هنگامی که شادمانی و اقبال به من رو کرد، دو‌دل بودم و آن را از خود می‌راندم... ناگهانی و یکبارگی بودن آن مرا می‌ترساند. باید اقرار کنم خود آسیا، این دختر جذاب و عجیب هم با سر پرشور و دل‌سودایی، با زندگی گذشته و تربیت و پرورشش مرا می‌ترساند. دیرزمانی احساسات و اندیشه‌های گوناگون در درونم در جنگ ‌و پیکار بود. مهلت مقرر داشت به‌سر می‌رسید. سرانجام به خود گفتم: «نمی‌توانم با او زناشویی کنم، او نخواهد دانست که من هم دوستش دارم.»
AS4438
۱
ای نوجوانی! نوجوانی! تو به‌ همه‌‌چیز بی‌اعتنایی، گویی همه‌ی گنج‌های گیتی در چنگ توست، درد و رنج را به‌بازی می‌گیری، حتا اندوه در صورتت زیبا می‌نماید،