کتاب رایگان، تخفیف و جایزه در نمایشگاه کتاب طاقچه | گردونه را بچرخان 🎡

کتاب هجوم آفتاب
معرفی کتاب هجوم آفتاب
کتاب هجوم آفتاب، نوشته قباد آذرآیین، مجموعهای از چند داستان کوتاه پیوسته دربارهی زندگی نسلهای مختلف یک خانواده و حاشیهنشینان شهرهای نفتخیز و جنوب است. گروه انتشاراتی ققنوس در سال ۱۳۸۷ این کتاب را منتشر کرده است. آذرآیین در این کتاب، باتکیهبر زبان و فرهنگ جنوب، از خانههای قدیمی، کارگران شرکت نفت، مهاجرت، فقر، اعتصاب و خاطرههای بهجامانده از گذشته گفته است. داستانها درهمتنیدهاند و از زاویهدید شخصیتهایی مثل بیبی، سروناز، حفیظ و فرزندانشان، تصویری زنده از فرسودگی خانهها، فشار طرحهای نوسازی و زخمهای استعمار نفتی ارائه میکنند. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب هجوم آفتاب اثر قباد آذرآیین
کتاب هجوم آفتاب، به قلم قباد آذرآیین، با تمرکز بر زندگی بیبی و خانوادهاش آغاز میشود؛ زنی سالخورده که خانهی قدیمیاش زیر تیغ بولدوزرهای طرح نوسازی است و فقط تا فردا مهلت دارد. نویسنده در همین قاب، گذشته و حال را به هم گره میزند و از خلال خاطرهها، مرگ سالار، رفتن بچهها، فقر، پسانداز پنهانی بیبی و درگیری او با بنگاهدارها و مأموران را روایت میکند. کتاب در ادامه، به داستانهای دیگری مثل سرگذشت حفیظ و سروناز، کارگر بختیاری شرکت نفت و زنش، میرسد که زیر دست فرنگیها کار کردهاند و تاوان غیرت و عصیان خود را دادهاند.
در بخشهای بعدی کتاب هجوم آفتاب، نسل بعدی وارد صحنه میشود؛ اردشیر، داریوش و دیگر فرزندان که در فضای اعتصاب کارگران، مبارزه با انگلیسیها و هیئت خلع ید، بزرگ میشوند. گفتوگوهای آنها دربارهی سیاست، ترس مادر از تکرار سرنوشت پدر و صحنههای استقبال از هیئت خلع ید نشان میدهد که چگونه تاریخ نفت و استعمار در زندگی روزمرهی این خانواده رسوب کرده است. قباد آذرآیین در این کتاب، با روایتهایی مثل «یال پریشان اسب» و «خواستگاری» پیوند میان عشق، فقر، مهاجرت، مرگ و امید را در جنوب ایران دنبال کرده است.
خلاصه داستان هجوم آفتاب
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند!
کتاب هجوم آفتاب با توصیف خانهای قدیمی و خانوادهای پرجمعیت آغاز میشود؛ خانهای که قرار است زیر بولدوزر برود و بیبی، پیرزن صاحبخانه، در آخرین روز، میان رختخوابها، درخت سهپستان و مار همسایه، کلاف خاطرههایش را باز میکند. از خلال این یادها، زندگی سالار ـ کارگر سختکوشی که با «سالی دو ماه» پول بادآوردهاش را میبازد ـ مرگ او، ازدواج بچهها، مهاجرت پسران و تنهایی بیبی تصویر میشود.
در داستانهای بعدی، حفیظ، کارگر بختیاری شرکت نفت، بهخاطر تحقیر و فحشهای مهندس فرنگی، او را میکشد و خانوادهاش به حاشیه رانده میشوند. نسل بعدی در فضای اعتصاب، مبارزه با انگلیسیها و خلع ید بزرگ میشود و با رؤیای عدالت و واقعیت تلخ فقر و آوارگی دستوپنجه نرم میکند.
چرا باید کتاب هجوم آفتاب را بخوانیم؟
کتاب هجوم آفتاب تصویری نزدیک و بارکبینانه از زندگی مردم جنوب، کارگران نفت، خانههای در حال تخریب و خانوادههایی ارائه میکند که زیر فشار طرحهای شهری و سیاستهای نفتی خرد شدهاند. این کتاب با زبانی آمیخته به لهجه، دیالوگهایی زنده و صحنههایی پرجزئیات، تجربهی نسلهای مختلف را کنار هم مینشاند و نشان میدهد که چگونه خاطره، فقر، عشق و مقاومت به هم گره خوردهاند.
خواندن کتاب هجوم آفتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن کتاب هجوم آفتاب به کسانی پیشنهاد میشود که به داستانهای اجتماعی از جنوب ایران، تاریخ نفت، زندگی کارگران و حاشیهنشینان و روایت چندنسل از یک خانواده علاقهمندند. همچنین به خوانندگانی پیشنهاد میشود که بهدنبال متنهایی با زبان محلی جنوب و شخصیتهای پررنگ و بهیادماندنیاند.
درباره قباد آذرآیین
قباد آذرآیین (زادهی ۱۰ فروردین ۱۳۲۷) رماننویس ایرانی است. از آثار برجستهی او میتوان به «هجوم آفتاب» اشاره کرد که برندهی جایزهی کتاب فصل و جایزهی ادبی مهرگان شده است. همچنین داستان «ظهر تابستان» از مجموعهی «شراره بلند» موفق به دریافت جایزهی ادبی هوشنگ گلشیری شده است.
نخستین داستان او با عنوان «باران» در سال ۱۳۴۵ در نشریهی ادبی بازار در رشت منتشر شد و آغازگر مسیر نویسندگیاش بود. آذرآیین در سال ۱۳۵۷ نخستین داستان نوجوان خود را با نام «پسری آنسوی پل» نوشت و در سال ۱۳۶۰ رمان «راه که بیفتیم، ترسمان میریزد» را منتشر کرد. پس از آن، مدتی در نشریات ادبی فعالیت کرد تا اینکه در سال ۱۳۷۹ نخستین مجموعه داستانش با عنوان «حضور» منتشر شد و یک سال بعد «شراره بلند» را به چاپ رساند. از دیگر آثار او میتوان به «لوطییی که انترش مرده بود»، «از باران تا غافلهسالار» و «عقربها را زنده بگیر» اشاره کرد.
بخش مهمی از آثار آذرآیین به فضای زادگاهش، مسجدسلیمان، و موضوعاتی مانند استخراج نفت و حضور شرکتهای انگلیسی در جنوب ایران میپردازد. رمانهایی مانند «فوران» و «تولههای تلخ» نیز با همین زمینهی تاریخی و اجتماعی نوشته شدهاند و زندگی خانوادههای بختیاری و شرایط آن دوره را روایت میکنند.
قباد آذرآیین برای آثارش جوایز ادبی متعددی دریافت کرده و چندین بار نیز نامزد جوایز مهمی مانند جایزهی جلال آلاحمد شده است.
بخشی از کتاب هجوم آفتاب
«بولدوزرها فردا میآیند. این بار توپشان حسابی پر است. عزمشان را جزم کردهاند. خط و نشان کشیدهاند که ملاحظه هیچ تنابندهای را نمیکنند. رئیسشان گفته کارها نباید بیشتر از این معطل بماند. دیروز دو نفر آمده بودند سرکشی ساختمان. داخل نیامده بودند. سرک کشیده بودند تو، چیزهایی یادداشت کرده بودند و رفته بودند. لابد منتظر بودند بیبی بفرما بزند و صبحانه و چایی هم به نافشان ببندد.
«صد سال سیاه! کوفت هم سر و سینهشون نمیزنم. بسکی خوش به دیدارشون دارم؟!»
لندهور و سبیل از بناگوش در رفته، چشمها دو کاسه خون، از چارچوب در تو نمیآمدند.»
حجم
۶۳٫۵ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۸۹
تعداد صفحهها
۹۶ صفحه
حجم
۶۳٫۵ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۸۹
تعداد صفحهها
۹۶ صفحه