با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
شهر معمولی

دانلود و خرید کتاب شهر معمولی

۴٫۹ از ۹ نظر
۴٫۹ از ۹ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب شهر معمولی  نوشته  ناتالی لُید  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب شهر معمولی

کتاب شهر معمولی نوشته ناتالی لید و ترجمه نیلوفر امن‌زاده است. کتاب شهر معمولی را انتشارات پرتقال منتشر کرده است، این انتشارات با هدف نشر بهترین و با کیفیت‌ترین کتاب‌ها برای کودکان و نوجوانان تاسیس شده است. پرتقال بخشی از انتشارات بزرگ خیلی سبز است.

درباره کتاب شهر معمولی

فلیسیتی با مادر، خواهر كوچک‌تر و گربه‌اش به دره‌ی نيمه‌شب يعنی زادگاه مادرش می‌رود، جایی پنهانی که در رگ‌های مردمش هنوز خون جادو وجود دارد، مردمی که یک زمانی در گذشته می‌توانستند ستاره‌ها را در شیشه کنند و با نفسشان طوفان درست کنند. این رمان خیالی کودکان و نوجوانان را به دنیای عجیب جادو می‌برد.

خواندن کتاب شهر معمولی را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به تمام کودکان و نوجوانان علاقه‌مند به داستان پیشنهاد می‌کنیم.

بخشی از کتاب شهر معمولی

«وقتی‌که من اون‌جا زندگی می‌کردم، دیگه خبری از جادو نبود. فقط یه جادهٔ دوطرفه بود و یه چراغ راهنماییِ همیشه سبز! پیش خودم فکر کردم معنیش اینه که جادو از اون‌جا رفته. فکر کردم منم اگه بخوام جادو رو ببینم، باید از اون‌جا برم.»

«رفتی؟ دیدی؟»

ماما گفت: «بله که دیدم! یکیش تو. فرَنی‌جو هم که پشت سرم خوابیده.»

از توی آینهٔ ماشین نگاهی به خواهر کوچکم انداخت که با گربهٔ بزرگِ پشمالومان - بیسکوییت - روی صندلی عقب خوابیده بود. هردو خُرخُر شیرینی می‌کردند و روی تودهٔ لباس‌هایی که پشت ماشین انداخته بودیم، مُچاله شده بودند. فرنی تقریباً شش ساله است، اما چون جُثهٔ کوچکی دارد، مردم فکر می‌کنند سنش از این هم کمتر است. به‌راحتی وسط کتاب‌ها و پتوها و لباس‌ها جا شده بود.

ماما آه کشید؛ «هر جادویی که بخوام، همین‌جا پیش منه.»

با شنیدن حرفش لبخند زدم. دلم می‌خواست این جمله واقعی باشد، اما می‌دانستم من و فرنی از آن مدل جادوهایی نیستیم که غصه‌های ماما را از بین ببرد.

اما شاید آن مدل جادو، یک جایی توی دنیا وجود داشته باشد؛ اصلاً شاید جادو فقط چند کیلومتر آن‌طرف‌تر باشد.

قلبم دوباره محکم تپید؛ آره!

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۷)
یک مشکل لاینحل، sky
۱۳۹۹/۱۲/۱۴

🐉_ #نسخه_چاپی_مطالعه_شده_است هممم... راستش ایده ی داستان جالب بود. و همینطور بعضی از عناصر داستان خیلی خلاقانه بودن؛ اما... یکم برای من خسته کننده بود. سیر داستان اونقدر کشش و جذابیت نداشت که بخوام با شوق بخونمش و به نظرم معمولی بود

- بیشتر
zeynab
۱۳۹۹/۱۱/۰۸

من نمونه چاپی این کتاب رو دارم و واقعا کتاب قشنگی است ... پیشنهاد میکنم بخوانید

♡☆ 나자닌 자라☆♡
۱۳۹۹/۱۲/۱۹

من نسخه ی چاپی اش را دارم عالیه😍🤩😉 شهر معمولی، رمانی خیال‌انگیز و سرگرم‌کننده است که داستان فلیسیتیِ دوازده ساله را روایت می‌کند. فلیسیتی با مادر، خواهر کوچک‌تر و گربه‌اش به دره‌ی نیمه‌شب یعنی زادگاه مادرش می‌رود. این رمان پر از

- بیشتر
نهال
۱۳۹۹/۱۰/۱۶

من خودم این کتاب رو واقعی اش رو دارم و واقعا عالیه البته من ده سالمه ولی چون بیشتر از سنم میفهمم این رو مامانم برام خریده عالیههههههه💜💜💜💜👌👌👌👌👍👍👍👍

ᛕᗩᖇᎥᑎ❥G♡G
۱۴۰۰/۰۴/۱۰

آموزنده و خیلی خوب بود..... دوست داشتم💕 ارزش خوندنش از چیزی که فکر میکنید بیشتره🍓

💫🌈Yasaman🌈💫
۱۴۰۰/۰۶/۲۵

عالیییییییی💛💫🔮

naz🌱
۱۳۹۹/۱۲/۲۲

این کتاب واقعا داستان فوق العاده ای داره من نسخه چاپی این کتاب رو داشتم و واقعا از خوندنش لذت بردم پیشنهاد میکنم بخونید💖😍

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۳۸)
به نظر من اگر خوش‌شانس باشی، خواهر هم مثل دوست است؛ حتی بهتر از آن. خواهر مثل بهترین دوستِ دنیا، تا روز قیامت می‌ماند.
Parsa
عشق کلمهٔ سنگینی است
Parsa
اگر فقط یک چیز توی دنیا باشد که دوست داشته باشم، صدای این‌جور خنده‌هاست؛ خنده از سرِ خوش‌حالی. صدایش مثل سمفونی زیباست.
مریم
کلمه‌هات بیشتر از اونی که فکرش رو بکنی، ارزش دارن.
مریم
جهان جای غمگینی‌ست... و ما می‌دانیم بعضی از خوشبختی‌ها دوام ندارند... محو می‌شوند، ما را فرسوده و ضعیف می‌کنند...
مریم
خانواده، خانواده است؛ چه دو نفره باشد، چه ده نفره. مهم نیست مامانت سرپرستت باشد یا بابابزرگت. می‌دانستم که خانواده می‌تواند به صد شکل مختلف دربیاید، اما از وقتی به خانهٔ کلیو آمده بودم و از اولین ثانیهٔ چرخ‌آوری که فهمیدم بون دایی‌ام است، حس کردم قطعه‌پازل‌هایی که نمی‌دانستم گم شده‌اند، دارند یکی یکی روی قلبم به‌هم می‌چسبند. حالا دیگر فقط نمی‌خواستم به جایی تعلق داشته باشم؛ می‌خواستم به خانواده‌ام تعلق داشته باشم و آن‌ها هم به من تعلق داشته باشند.
مریم
خاطرات غم‌انگیز خودبه‌خود از توی بستنی درنمیان. هر چیزی که لمس می‌کنی، هر چیزی که بو می‌کشی، هر چیزی که می‌چشی، هر تصویری که می‌بینی... همه‌شون قدرت این رو دارن که تو رو یاد یه خاطرهٔ غم‌انگیز بندازن. دست تو نیست که اول کدوم خاطره به یادت بیاد، ولی می‌تونی تصمیم بگیری که اون رو با یه خاطرهٔ خوب عوض کنی.
مریم
روی اینکه آدم‌ها اسم همدیگر را چطور اَدا می‌کنند، می‌توانم بفهمم چقدر همدیگر را دوست دارند. به نظرم این یکی از بهترین حس‌های دنیاست که بدانی جای اسمت توی دهان یک نفر دیگر امن است! که بدانی او هرگز اسمت را مثل نفرین و ناسزا فریاد نمی‌زند؛ بلکه آن را آرام، مثل قصهٔ شب، زمزمه می‌کند.
مریم
تنها راه غلبه به ترس، اینه که با کله بری تو شکمش.
مریم
شاید پیر که بشوی، سن دیگر اهمیتی نداشته باشد.
مریم

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۲۸۰ صفحه
قیمت نسخه چاپی۴۵,۰۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۶/۰۱/۲۵
شابک۹۷۸-۶۰۰-۴۶۲-۰۸۰-۲
تعداد صفحات۲۸۰صفحه
قیمت نسخه چاپی۴۵,۰۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۶/۰۱/۲۵
شابک۹۷۸-۶۰۰-۴۶۲-۰۸۰-۲