با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
سالتو

دانلود و خرید کتاب سالتو

۳٫۰ از ۳ نظر
۳٫۰ از ۳ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب سالتو  نوشته  مهدی افروز منش  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب سالتو

کتاب سالتو نوشته مهدی افروزمنش است که نشر چشمه آن را منتشر کرده است. این کتاب با خطی جدا از موج داستان‌نویسی ایران که به سراغ طبقه متوسط می‌رود، طبقه‌ی حاشیه و فرودست را هدف قرار داده است.

درباره کتاب سالتو

سیاوش پسر جوان ۱۶ ساله‌ای است که به کشتی گرفتن علاقه دارد، او با نادر و سیا آشنا می‌شود که هردو کشتی می‌گیرند. نادر و سیا متوجه استعداد سیاوش می‌شوند و تصمیم می‌گیرند به او کمک کنند. سیاوش خودش را اهل جایی به اسم جزیره معرفی می‌کند. در طول داستان متوجه می‌شویم این جزیره جایی خارج از تهران نیست بلکه منطقه‌ای دورافتاده در جنوب شهر و اطراف خط راه‌آهن است.

جزیره دنیای سیاهی است که بزرگ‌ترین خلاف‌ها آن‌جا شکل می‌گیرد. نادر و سیا به ظاهر می‌خواهند به سیاوش کمک کنند اما هرکدام اهداف خودشان را دارند. این کتاب نگاه به حاشیه‌ی فراموش شده است، آدم‌هایی که زندگی تغییرشان داده است و به آن‌ها یاد داده مبارزه کنند. شروع داستان با توانایی سیاوش در کشتی است و یاد پدرش، فقری که از نسل قبل به او رسیده در کفش‌های پاره‌اش خودش را نشان می‌دهد اما سیاوش می‌خواهد تغییر کند اما نمی‌داند برای تغییر آدم‌های اشتباهی سراغش آمده‌اند.

زبان داستان روان است و افروزمنش تا توانسته به ادبیات اصیل حاشیه‌ی شهر نزدیک شده است. خواندن کتاب سالتو تصویری تازه در ذهن مخاطب می‌سازد که پیش از آن تجربه‌ای از آن نداشته است و یا در فیلم‌ها دیده.

خواندن کتاب سالتو را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به کسانی که با علاقه‌ ادبیات داستانی معاصر ایران را پی‌گیری می‌کنند پیشنهاد می‌کنیم

بخشی از کتاب سالتو

«لعنت به تو عباس! حالا باید باز هم برم خونه و لباس عوض کنم... لعنت به تو!... اما خُب، عیب نداره، درکت می‌کنم. عصبانی هستی... اما من می‌خوام نجاتت بدم احمق.»

عباس پوزخند زد.

«جدی می‌گم. فقط به من بگو کی آمار انبارهای ما رو بهت داد و تو چرا اون‌ها رو به پلیس دادی! همین رو بگو و من می‌ذارم بری.»

قهقههٔ عباس پاشید توی انبار. نادر سیگاری آتش زد.

«عباس، این دعوای خونوادگی ماست، نباید پای پلیس بیاد وسط. بگو کی آدرس‌ها رو بهت داد و من هم می‌ذارم بری، قول می‌دم.»

«برو درت رو بذار بچه...» مشت سیا حرفش را نیمه‌کاره گذاشت.

«ببین، تو که اول‌وآخرش می‌گی، به‌نظرم فقط داری عذاب خودت رو بیشتر می‌کنی.»

اما عباس انگار گوشش بدهکار نبود. گفت «ببین نفله، من اگه شب نرم خونه بچه‌هام تک‌تک‌تون رو به صلابه می‌کشن. حموم خون راه می‌افته تو شهر. از قبل فکر همه‌چی رو کرده بودم پیری.» کُلاً بی‌خیالِ سیا شده بود و با نادر حرف می‌زد. «تو فکر کردی من حواسم به توِ کوتوله نبوده نادر؟ شک نکن من برنگردم اول از همه می‌آن سراغ تو.» یک‌دفعه آرام شد. «اما می‌تونیم باهم کنار بیایم، من همه‌چی رو فراموش می‌کنم. باهم کار می‌کنیم و قبلاًها رو هم بی‌خیال می‌شیم.»

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۱)
سَمَر
۱۳۹۹/۰۶/۰۷

شبیه به کتاب قبلی نویسنده، کتاب تاول بود . فقط اینجا همه ی داستان تو محله های پایین شهر اتفاق نمیفته و بخشیش به ادم های مرفه میپردازه. ولی باز هم بیشتر احساسات و زندگی ادم های جزیره بررسی میشه.

- بیشتر
بریده‌ای برای کتاب ثبت نشده است

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۲۶۲ صفحه
قیمت نسخه چاپی۲۳,۰۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۵/۰۵/۲۰
شابک۹۷۸-۶۰۰-۲۲۹-۶۰۷-۸
تعداد صفحات۲۶۲صفحه
قیمت نسخه چاپی۲۳,۰۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۵/۰۵/۲۰
شابک۹۷۸-۶۰۰-۲۲۹-۶۰۷-۸