معرفی و دانلود کتاب بازگشت ساحره + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب بازگشت ساحره

کتاب بازگشت ساحره

قصه‌های همیشگی

نوع کتاب
۴.۷ امتیاز(از ۱۴۲ رأی)
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب بازگشت ساحره

کتاب بازگشت ساحره نوشته کریس کالفر است که با ترجمه آناهیتا شمس آوری منتشر شده است. این کتاب ماجرای دو کودک است. الکس و کانر بیلی دختر و پسر دوقلویی هستند که در دنیای قصه‌ها اسیر شده‌اند و حالا به دنبال راهی برای رهایی می‌گردند. یک روز در حال خواندن کتاب جادویی متوجه می‌شوند راه شکست ساحره، پیدا کردن چوب جادویی و استفاده از آن است. آیا آن را پیدا می‌کنند و دنیای قصه‌ها را از دست ساحره نجات می‌دهند؟

این کتاب شما را به دنیای قصه‌های قدیمی می‌برد و می‌توانید از خواندن آن لذت ببرید.

خواندن کتاب بازگشت ساحره را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به تمام کودکان و نوجوانان علاقه‌مند به داستان پیشنهاد می‌کنیم

بخشی از کتاب بازگشت ساحره

چهرهٔ بی‌احساس مادربزرگ، به چهره‌ای اخمو تبدیل شد و سرش را تکان داد. الکس متوجه شد که مادربزرگ قصد ندارد او را به کلبه راه بدهد و هر بار، درست همین جا، از خواب می‌پرید.

اگرچه این رؤیای خوبی نبود؛ هر بار که الکس آن را در خواب می‌دید، بازگشت به جنگل و دیدن چهرهٔ مادربزرگش، به او احساس خوبی می‌داد... برایش کاملاً واضح بود که خوابش نشانهٔ چیست. این را از همان بار اولی که این خواب را دید، می‌دانست.

هرچه بود، این بار وقتی الکس از خواب بیدار شد، احساسی متفاوت داشت. او نمی‌توانست این احساس را از خود دور کند؛ احساسی که می‌گفت کسی در خواب تماشایش می‌کرده است.

بلافاصله بعد از این‌که بیدار شد، بااین‌که اولش زیاد به آن توجه نکرد، می‌توانست قسم بخورد که مادربزرگش دقیقاً روبه‌روی او در قطار نشسته است.

آیا این تصویری واقعی بود یا تخیلش داشت بر او مسلط می‌شد؟ الکس نمی‌توانست احتمال واقعی‌بودن آن را انکار کند. مادربزرگش در انجام خیلی کارها توانا بود.

حالا یک سال از زمانی‌که الکس و کانر بِیلی بزرگ‌ترین راز خانواده را کشف کرده بودند می‌گذشت. وقتی کتاب داستان قدیمی مادربزرگ را از او گرفتند، انتظار نداشتند این کتاب آن‌ها را به‌شکل اسرارآمیزی وارد دنیای قصه‌های پریان کند. آن‌ها حتی به‌خواب هم نمی‌دیدند که پدر متوفی و مادربزرگشان متعلق به دنیای پریان باشند. سفر از یک پادشاهی به پادشاهی دیگر و ملاقات‌های دوستانه با شخصیت‌هایی که با خواندن داستان‌هایشان بزرگ شده بودند به ماجراجویی فوق‌العادهٔ زندگی‌شان تبدیل شده بود؛ ولی بزرگ‌ترین غافل‌گیری زمانی بود که دوقلوها فهمیدند مادربزرگشان فرشتهٔ مهربان سیندرلاست.

درنهایت مادربزرگشان آن‌ها را پیدا کرد و پیش مادر نگرانشان باز گرداند.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب بازگشت ساحره و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاببازگشت ساحره
عنوان دیگرقصه‌های همیشگی
موضوعداستان خارجی، داستان کودک و نوجوانان
نویسندهکریس کالفر
مترجمآناهیتا شمس‌آوری
انتشاراتانتشارات پرتقال
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۵/۰۱/۲۵
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۱۵.۸ مگابایت
شابک۹۷۸-۶۰۰-۸۱۱۱-۶۹-۶
تعداد صفحه‌ها۵۰۴ صفحه
قیمت کتاب۲۹۵۰۰۰ تومان
برچسبمجموعه قصه‌های همیشگی، کمپین دنیای قشنگ تو - ۹۹

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

💜
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۸/۲۱

این کتاب خیلی کتاب هیجان انگیز و قشنگیه و همینطور فوق العاده. من این کتاب را دارم داخل این قسمتش اتفاق های جالبی برای الکس و کانر بیلی می افته😍😊😘🤗 حتماً این کتاب را بخونید بی نظیره.😊

۳
𝘼𝙂𝘿`𝘚𝘶𝘨𝘢
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۸/۲۲

کتاب جالب و هیجانی ای هست🤗🌹💜

۰
𝒌𝒆𝒓𝒎 𝒌𝒆𝒕𝒂𝒃📚🕊️
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۱/۱۹

خدایی کتابی نیست که از این بهتر باشه چاپیش رو دارم و میتونم بگم عالی هست😍❤️ آخر کتاب خیلی شوکه شدم و گریه کردم😻🥺توی جلد اول هم پایان غیر منتظره ای داشت😊🧚‍♀️ اگه این کتاب فوق العاده رو نخونید نصف عمرتون به باد...بیشتر

۴
Ayda
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۸/۳۰

من نسخه‌ی چاپی جلد اول و سوم و چهارمش رو دارم به نظر من عالی بود 😘😘😘

۰
booklove
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۱۱/۲۱

خیلی کتاب خوبی بود واقعا عالی بود اخرش یکم ناراحت کننده بود👌🏻❤️📕

۰
✓✓
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۱۰/۱۲

عالیه من دوست دارم هرچه زودتر نسخه ی چاپی اش را بگیم ممنونم از طاقچه که این کتاب فوق العاده را داخل طاقچه گذاشت.😅🤗😉

۰
الهم عجل لولیک الفرج
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۸/۲۵

به نظر من بخوانید خیلی زیباست من بهم پیشنهاد دادم و به شما هم پیشنهاد می کنم

۰
Parmis
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۸/۲۵

بسیار عالیه حتما بخونید خیلی هیجان انگیزه اونایی که کتاب های هیجانی دوست دارن حتما بخونن این کتاب رو😍

۰
آنه
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۱۰/۰۳

عاللللللییییییییی بود یعنی از یکش هم عالی تر بود😍😍😍😍اما آخرش غم انگیز تموم شد😞😞😞😞

۵
Parnian88
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۱۱/۲۷

کتاب خیلی قشنگی بود با ماجراجویی الکس و کانر و برگشت دوباره ی اونها به سرزمین قصه ها همراه بود بازگشتن ساحره اتفاقات جدیدی رو رقم زد و کلی هیجان و استرس به همراه اون بود یه چیز خیلی مهم...بیشتر

۲
zeynab
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۱/۲۱

وای چقدر هیجانی بود توی یک روز خواندمش . واقعا عالی بود . یک جاهایی خوش حال شدم یک جاهایی ناراحت و یک قسمت هایی هم داشتم از استرس سکته میزدم . و در مجموع کتاب شگفت انگیز و باحالی بود . حتمااااا پیشنهاد...بیشتر

۰
...
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۶/۲۶

فقط یه کلمه عالللییییی

۰
دختر کتاب گرد
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۶/۲۰

خیییلی خیییلی عالی بود. واقعا لذت بردم. نویسنده داستان رو فوق‌العاده عالی و جذاب توصیف کرد.🤩😍❣️💕 بهتون پیشنهاد میکنم حتما حتما این کتاب رو بخونید و ازش عالی ترین لذت خودتون رو ببرید.🥰😊

۰
sana
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۱۱/۱۲

این مجموعه کتاب معرکه ترین کتاب هایی هستن که من تا به امروز خواندم این مجموعه شش جلد هست که کامل ترجمه شده و اثر کریس کالفر هست من نسخه چاپی این کتاب رو دارم.اولین بار دو سال پیش جلد...بیشتر

۰
『تی‌تی :)♡』
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۶/۰۶

اصلا مگه داریم؟!؟ چقد یه نویسنده میتونه خلاق باشه! اینهمه داستان های تکراری پریان رو پر رمز و راز و ماجراجویانه کنه!!! ساعت 12 ظهر پست آوردش، انقد هیجان انگیز بود که تو نصف روز تمومش کردم✌🏼💫 چه پایان غم انگیزی! واقعا...بیشتر

۰

بریده‌هایی از کتاب

فقط خدا
۳۲
گاهی سادگی می‌تونه موفقیت زیادی نصیبمون کنه.»
آنه
۲۸
من از خاک هم پیرترم؛
pottee head girl
۲۳
«ما چه گزینه‌هایی داریم؟ اگه قرار باشه بین شک و امید یکی رو انتخاب کنیم، من امید رو انتخاب می‌کنم. مثبت‌بودن زحمتش کمتره.»
فقط خدا
۱۹
در هوای خنک شب می‌لرزیدند و همان‌طور که از سرما بازوهایشان را محکم دور خودشان گرفته بودند، به اطراف نگاه می‌کردند.
فقط خدا
۱۸
کودکی‌شان آن‌جا بود و بچه‌ها از این‌که کلبه آن‌قدر متروک به‌نظر می‌رسید، خیلی ناراحت شدند.
زهرا
۱۳
الکس گفت: «ازمیا، من ازطرف همهٔ کسانی که تو این اتاق هستن، به‌خاطر بلاهایی که دنیا به‌سرت آورده، ازت عذر می‌خوام و تو رو به‌خاطر تموم ویرانی‌هایی که به‌بار آوردی تا زخمت رو ترمیم کنی، می‌بخشم. متأسفم که وقتی کوچولو بودی، خانواده‌ت کشته شدن. متأسفم که وقتی بارها و بارها قلبت شکست، هیچ‌کس نبود باهات همدردی کنه. متأسفم که پریان هیچ‌وقت محبتی رو که به بقیه نشون می‌دادن، به تو نشون ندادن و متأسفم که احساس کردی انتقام تنها راهیه که می‌تونی باهاش تکه‌های شکستهٔ وجودت رو دوباره سرهم کنی.»
زهرا
۱۳
الکس فریاد زد: «من از تو نمی‌ترسم!» تمام سالن در سکوتی مرگبار فرورفت؛ حتی به‌نظر می‌رسید که آتش هم بی‌صداتر می‌سوزد.  ساحره با تعجب پرسید: «چی گفتی؟» الکس می‌دانست وقتش رسیده که زخمش را بزند و زمان اضافی ندارد که تلف کند. تکرار کرد: «گفتم که از تو نمی‌ترسم. من تمام عمرم رو با دخترهایی مثل تو سر کرده‌م. اون‌ها همه چیز می‌خوان؛ چون هیچ چیز خوش‌حالشون نمی‌کنه. تو یه ساحرهٔ قدرتمند و ترسناک نیستی ازمیا؛ تو فقط یه بچهٔ لوس و نق‌نقویی! و اهمیتی هم نداره چه کسی رو می‌کُشی یا کجا رو فتح می‌کنی؛ مردم همیشه دلشون به حالت می‌سوزه و بهت می‌خندن!»
آنه
۱۲
در اعماق جنگل کوتوله‌ها، جایی که درختان و بوته‌زارها به پُرپشت‌ترین حد خود می‌رسیدند، آلونک کوچکی بود که به‌راحتی دیده نمی‌شد. سال‌ها پیش آن‌جا جادوگری به‌نام هاگاتا زندگی می‌کرد. جادوگر دورتادورِ آلونک را به‌عمد دیواری از بوته‌های خار کشیده بود تا نشود آن‌جا را به راحتی پیدا کرد. حالا، بااین‌که زمان زیادی از مرگ جادوگر می‌گذشت، ساکنان آلونک بیشتر از گذشته بودند.
Ar.j
۱۲
فوق‌العاده‌ترین ایده‌ها به ذهن بچه‌ها می‌رسه. اگه فقط می‌تونستیم این‌قدر باهوش باشیم، متوجه می‌شدیم که ساده‌ترین راه‌حل‌ها برای مشکلات بزرگ، درست جلوی چشم‌هامون هستن.»
فقط خدا
۱۱
نصف راه را رفته بودند که ایستادند تا قرمزی لباس شب بزرگش را که لازمهٔ نقشه‌شان بود، بپوشد.