معرفی و دانلود کتاب اکسیر جادویی + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب اکسیر جادوییsubscriptionAvailable

کتاب اکسیر جادویی

قصه‌های همیشگی ۴

نوع کتاب
۴.۷(از ۱۰۴ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
کریس کالفر، الهام فیاضی

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب اکسیر جادویی

اکسیر جادویی جلد چهارم از مجموعه قصه‌های همیشگی نوشته کریس کالفر است. این مجموعه داستان‌های فانتزی و هیجان انگیز در فضای قصه‌های پریان برای کودکان روایت می‌کند. در هر کدام از جلدهای این مجموعه ماجراهای خارق العاده و شگفت‌انگیزی روایت می‌شوند که کودکان را با خود به سرزمین قصه‌ها می‌برند.

درباره کتاب اکسیر جادویی

 در این جلد از مجموعه قصه‌های همیشگی مرد نقابداری به سرزمین قصه‌ها امده که ازادانه می چرخد و الکس و کاتر باید جلدوی او را بگیرند. انها راز مرد نقابدار را کشف می کنند. او یک اکسیر جادویی قدرتمند دارد که می‌تواند هر کتابی را به درگاهی تبدیل کند. مرد نقابدار می‌خواهد ارتشی تشکیل دهد و سرزمین قصه‌ها را تصاحب کند.

 خواندن کتاب اکسیر جادویی را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

 کودکان و نوجوانان علاقه‌مند به داستان‌های فانتزی را به خواندن این کتاب دعوت می‌کنیم.

بخشی از کتاب اکسیر جادویی

موجودات ساکن جنگل کوتوله‌ها می‌دانستند اگر جانشان را دوست دارند نباید اطراف رودخانهٔ مَرد مُرده پیدایشان شود. نیمه‌شب‌هایی که ماه کامل بود، جادوگرهایی از سراسر جنگل و سرزمین‌های همسایه در محل رودخانه گرد هم می‌آمدند. این جلسه‌ها فقط مخصوص جادوگرها بود و آن‌ها هم حسابی از اینکه مزاحم‌ها را برای همه درس عبرت بکنند، لذت می‌بردند.

رودخانهٔ مرد مُرده همیشه محل اسرارآمیزی بود و همین آن را به مکانی ایده‌آل برای گردهمایی جادوگرها تبدیل می‌کرد. هر از گاهی بدون هیچ هشدار یا توضیح قبلی، جریان رود عوض می‌شد و به بالادست، به داخل جنگل می‌رفت. هر بار جهت جریان رود عوض می‌شد، تابوت‌هایی از مکانی نامعلوم سر می‌رسیدند و روی آب شناور می‌شدند.

جسدهای توی تابوت‌ها هیچ‌وقت شناسایی نمی‌شدند... نه مشخص بود اجساد چه کسانی هستند و نه معلوم می‌شد چه موجودی آن‌ها را می‌فرستد... فرصتی هم برای انجام تحقیقات وجود نداشت. وقتی اجساد پیدایشان می‌شد، جادوگرها مثل لاشخور به جانشان می‌افتادند و تکه‌تکه‌شان می‌کردند و چیزهایی که برای اکسیرهایشان لازم داشتند، می‌انداختند توی شیشه و می‌بردند به خانه‌شان.

این گردهمایی‌های نیمه‌شبی در قهوه‌خانهٔ جادوگران برگزار می‌شد؛ قهوه‌خانه‌ای قدیمی که تمامش از شاخ‌وبرگ و کود گیاهی ساخته شده بود و مثل سد عظیم سگ‌های آبی، در وسط رودخانهٔ مرد مرده قرار داشت. دود از تنها دودکش قهوه‌خانه بلند می‌شد و هوا را پر از بویی نامطبوع می‌کرد؛ به جادوگرهایی که به‌سمت رودخانه می‌آمدند هم علامت می‌داد که گردهمایی به‌زودی شروع می‌شود.

معمولاً این گردهمایی‌ها کسل‌کننده بودند و جادوگرهای زیادی در آن‌ها شرکت نمی‌کردند، اما با توجه به بحران اخیر که مثل توفان تمام سرزمین‌ها را درنوردیده بود، انتظار می‌رفت گردهمایی آن شب شلوغ‌تر از همیشه باشد.


برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب اکسیر جادویی و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:اکسیر جادویی
عنوان دیگر:قصه‌های همیشگی ۴
موضوع:داستان خارجی، داستان کودک و نوجوانان
نویسنده:کریس کالفر
مترجم:الهام فیاضی
انتشارات:انتشارات پرتقال
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۳۹۸/۰۱/۲۵
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۱۰.۸۸ مگابایت
شابک:۹۷۸-۶۰۰-۴۶۲-۶۶۸-۲
تعداد صفحه‌ها:۳۷۶ صفحه
قیمت کتاب:۲۴۰۰۰۰ تومان
برچسب:مجموعه قصه‌های همیشگی، باشگاه کتاب‌خوانی ازتا، کمپین دنیای قشنگ تو - ۹۹

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

💜
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۸/۲۱

واقعاً کتاب قشنگیه بهتون توصیه می کنم که حتماً این کتاب را بخونید.👌🏻👍🏻💖

۰
booklove
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۱۲/۱۰

عالیه حتما بخونید امیدوارم جلد پنجش هر چه زودتر چاپ شود🥺📚

۱
𝘼𝙂𝘿`𝘚𝘶𝘨𝘢
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۸/۲۲

کتاب قشنگ و جالبیه توصیه میکنم حتما بخونید☺🌷💐

۰
یاسمن
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۲/۱۲

کتاب جالبی بود ولی به پای جلد یک و دو نمی‌رسه من از بعد اینکه الکس پری مهربون شد و مادربزرگشون مُرد خوشم نیومد بعدش کانر و الکس رفتاراشون بزرگونه شد و تا گردن فرو رفتن توی مسئولیت دیگه دو...بیشتر

۰
HAROKO
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۱۲/۰۳

خیلی خوب بود.من این کتاب و سه جلد دیگه اش رو هم خوندم.از بین کتاب هایی که تا حالا خوندم به نظرم تنها کتابیه که وقتی میخونمش فکر میکنم توشم؛میتونم به راحتی تصور کنمش.حتما بخونید😊

۰
✓✓
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۱۰/۱۲

عالیه من نسخه ی چاپی اش را دارم حتما بخونید پشیمون نمیشی😘🤗

۱
- mira .
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۹/۳۰

فقط میتونم بگم بهترین کتاب دنیاست! لطفا اگر کتابی مثل این کتاب میشناسین معرفی کنین😍

۰
kavion
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۳/۲۶

خیلی خوب بود. همه ی کتاب های این مجموعه قشنگ هستن و واقعا نمیشه گفت که کدومشون بهتر بود

۲
گمشده در دنیای کتاب ها :(
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۶/۲۶

اکسیر جادویی" به قلم "کریس کالفر" چهارمین اثر از مجموعه ی "قصه های همیشگی" است. "قصه های همیشگی" مجموعه ای از کتاب های کودک و نوجوان است که به خوبی می داند چطور خوانندگان بزرگسال را جذب کند و بیشتر...بیشتر

۰
دختر کتاب گرد
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۶/۲۰

خیییلی خیییلی جالب بود من که♾️ازش خوشم اومد.

۰
شاهدخت کتاب ها
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۸/۰۴

عالییییی💗💗💗💗💗

۰
『تی‌تی :)♡』
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۶/۳۱

اصلا نیاز به توضیح نداره!!! عاااااااااااااااالی +نسخه چاپی💛🌿

۰
Mahsa
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۶/۰۳

این سری فوق العاده ست. من تازه دارم اکسیر جادویی رو میخونم تازه جلد ۵ام هم ترجمه شده اسمش هم هست در سرزمین سرگردانی طاقچه لطفاً جلد پنجم این سری هم بزار. ۱_طلسم آرزو ۲_بازگشت ساحره ۳_هشدار برادران گریم ۴_اکسیر جادویی ۵_در سرزمین سرگردانی ممنون از طاقچه. به...بیشتر

۰
کاربر ۳۴۰۷۰۲۳
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۵/۱۲

خیلی خوب بود❤😉 کاش جلد بعدیش زودتر بیادددد😩

۰
Ayda
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۸/۲۸

عالی بود 😘😘 البته باید سه جلد دیگرش هم بخونید ۱- طلسم آرزو ۲- بازگشت ساحره ۳- هشدار برادران گریم ⁦♥️⁩⁦♥️⁩⁦♥️⁩⁦♥️⁩⁦♥️⁩⁦♥️⁩⁦♥️⁩⁦♥️⁩⁦♥️⁩⁦♥️⁩⁦♥️⁩⁦♥️⁩⁦♥️⁩

۲

بریده‌هایی از کتاب

missy(باحروف کوچک)•
۲۰
آرتور گفت: «من می‌دونم برای تو فقط یه قصه نیستم. برای ثابت کردن حرفم مدرک هم دارم. قفل و کلیدی که برای اکسیر بهت دادم مال اتاق خودم بود. اگه برات مهم نبودم جواب نمی‌داد.» الکس نمی‌دانست چه بگوید، پس ساکت ماند و از آنجا رفت. وقتی او را پشت سر گذاشت، فهمید ترک کردن آرتور سخت‌ترین کاری بوده که مجبور به انجامش شده؛ سخت‌تر از شکست دادن ساحره، جنگ با ارتش بزرگ فرانسه و تعقیب عمویش در داستان‌ها... این بار الکس با قلب خودش می‌جنگید.
missy(باحروف کوچک)•
۱۸
هانس دستش را روی چشم‌هایش گذاشت و غرید: «نه، نه، نه! این دیگه چه فکری بود؟ نباید داستان رو این‌طوری شروع کنم
Maria:)
۱۵
چیزی به اسم عشق وجود نداره. خانواده‌ها فقط یه مُشت غریبه هستن که خون مشترک توی رگ‌هاشونه. اون‌ها ادعا می‌کنن بی‌قیدوشرط دوستت دارن ولی آخرسر خودشون بدتر از هر کس دیگه‌ای بهت خیانت می‌کنن.
Nazanin
۹
«آره، ولی اون یه شب‌پرهٔ معمولی نبود. انگار یه موجود ماورایی بود.» «یه شب‌پرهٔ ماورایی؟» «از یه جایی بین ستاره‌ها اومد. فکر کنم مامان‌بزرگ فرستاده بودش.» «مادربزرگ از توی فضا برات یه شب‌پرهٔ ماورایی فرستاد؟» «تقریباً! بگذریم، شب‌پره من رو برد توی جنگل و به چندتا گوی تبدیل شد که یه خاطره رو بازسازی می‌کردن... کانر، این‌جوری نگاهم نکن! حرفم اینه که مرد نقابدار پدرمون نیست!» بقیه انگار مشغول تماشای بازی تنیس بودند؛ از الکس به کانر و از کانر به الکس نگاه می‌کردند. چنین گفت‌وگوی عجیبی بین آن‌ها سابقه نداشت. کانر به آن‌ها گفت: «بچه‌ها، من هرچی که قبلاً گفته‌م رو پس می‌گیرم. به نظرم الکس عقلش رو از دست داده و احتمالاً من هم نفر بعدی هستم.»
Ar.j
۹
دنیا همه‌ش در حال تغییره، ولی یه روز از خواب پا می‌شی و می‌بینی تو رو جا گذاشته... هیچ‌جوره هم نمی‌تونی خودت رو بهش برسونی. ماجراجویی‌هات به سر می‌رسه و به خودت که می‌آی... می‌بینی تنها شدی و فقط خاطراتت برات مونده‌ن
کاربر ۲۸۵۱۴۲۹
۶
کانر با اداهای بیش از حد نمایشی گفت: «اجازه بده دوستانم رو بهت معرفی کنم. جک مرد قوی سیرک ماست. گلدی مسئول نمایش با شمشیره و قرمزی استاد بندبازیه. این هم لِستِرساروس از دل جنگل‌های ماداگاسکار و این هم مربی‌ش خانم‌غازه. و در آخر، این هم خواهر من الکساندرا، بانوی ریشو!»
:)setayesh
۶
«اگه زندگی فقط توی یه چیز مهارت داشته باشه، اون غافلگیر کردن آدم‌هاست. بعضی وقت‌ها به بهترین شکل ممکن غافلگیرت می‌کنه.»
Ar.j
۶
اگه قلب نداشته باشی هیچ احساسی نداری. ممکنه از شر غصه، تنهایی، بدبختی، آرزومندی یا ترس خلاص بشی، ولی دیگه نمی‌تونی لذت ببری، بخندی، هیجان‌زده بشی یا دوست داشته باشی. کسی هم که نتونه دوست داشته باشه، فقط یه‌جور وسیله باقی می‌مونه.»
کاربر ۲۸۵۱۴۲۹
۵
سیندرلا نصف‌شب از روی پله‌ها سُر خورد، سیب سمی توی گلوی سفیدبرفی گیر کرد و وقتی زیبای خفته از خواب بیدار شد فهمید از اون دوک نخ‌ریسی مرض گرفته.» دوقلوهای گمشده با غصه دماغشان را بالا کشیدند و گفتند: «شاهزاده‌خانم‌های بیچاره!» شنل‌قرمزی گفت: «ولی قراره این قصه‌ها بهمون درس‌های ارزشمندی بدن. اینکه هیچ‌وقت روی پله‌ها ندوین، غذاتون رو بجوین و اگه دستتون با یه فلز زنگ‌زده زخم شد، حتماً برین پیش پزشک.»
Ar.j
۵
اعضای خانواده بیشتر از هر کسی به آدم خیانت می‌کنند.