معرفی و دانلود کتاب شهرهای جاسوس (جلد اول) + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب شهرهای جاسوس (جلد اول)subscriptionAvailable

کتاب شهرهای جاسوس (جلد اول)

ویروس کشنده

نوع کتاب
۴.۳(از ۳۰ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
جیمز پانتی، نیلوفر عزیزپور

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب شهرهای جاسوس (جلد اول)

کتاب شهرهای جاسوس (جلد اول) نوشتهٔ جیمز پانتی است و با ترجمهٔ نیلوفر عزیزپور در انتشارات پرتقال منتشر شده است.

درباره کتاب شهرهای جاسوس (جلد اول)

سارا مارتینز ۱۲ سال دارد. او دختر یتیم و بسیار باهوشی است. سرپرست‌های موقت او بسیار بی‌رحم هستند. یکی از خانواده‌هایی که او را به سرپرستی قبول کرده‌اند با دیگران فرق دارند و رفتارهای آن‌ها باعث می‌شود سارا شبکهٔ کامپیوتری نظام عدالت کیفری کودکان و نوجوانان شهر نیویورک را هک کند و همین ماجرا برای او دردسر بزرگی می‌سازد. 

کتاب شهرهای جاسوس (جلد اول) از جایی شروع می‌شود که سارا دستگیر شده و وقتی فکر می‌کند قرار است ۲ سال به زندان برود با مرد مرموزی روبه‌رو می‌شود. این مرد مرموز که همه او را «مادر» صدا می‌کنند، سارا را عضو یک گروه می‌کند که باید جهان را نجات دهند. 

خواندن کتاب شهرهای جاسوس (جلد اول) را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به تمام نوجوانان علاقه‌مند به داستان‌های پرهیجان پیشنهاد می‌کنیم.

بخشی از کتاب شهرهای جاسوس (جلد اول)

«دو دقیقه هم طول نکشید که به پایگاه داده‌های تعویض وکیل دسترسی پیدا کرد. با خوشحالی اطلاعات رندال استابز را پاک کرد و پرسید: «اسمت چیه؟»

مرد سه گذرنامه از کیفش درآورد و گفت: «سؤال خوبیه، به نظرت کدومشون بهتره؟»

بعد از روی اولی خواند: «کرایدون سِنت وینسِنت مارلبُروی سوم.» صورتش را درهم کشید. «به نظر یه‌کم زیادیه، نه؟»

سارا سر تکان داد و گفت: «آره.»

«می‌ریم سراغ بعدی.» از روی بعدی خواند. «نایجِل هانی‌بانز.» این‌یکی او را به خنده انداخت. «هانی‌بانز؟ خیلی از این خوشم می‌آد.» گذرنامه را داخل جیب کیفش گذاشت. «فکر کنم این رو بذارم برای یه وقت دیگه.»

سارا یادش انداخت که: «مثلاً عجله داریم ها.»

مرد گفت: «درسته، درسته، بفرما.» از روی آخری خواند: «جرالد اندرسون. به این‌یکی قشنگ می‌خوره وکیل باشه. خنگ. کسالت‌آور. راحت هم از ذهن آدم پاک می‌شه. دقیقاً همونیه که می‌خوایم. اسمم همینه، جرالد اندرسون.»

گذرنامه را به سارا داد تا اسم را در پایگاه داده‌ها درست بنویسد.

سارا کارش که تمام شد، گفت: «الان دکمهٔ به‌روزرسانی رو می‌زنم و بفرما، همه‌چی‌مون آماده‌ست.»

مرد سریع لبخندی عصبی زد، مکث کرد و گوش داد. «زنگ خطری که نزدن.» در را باز کرد، به راهرو سرک کشید و گفت: «هیچ‌کس هم با عجله برای دستگیری‌مون نمی‌آد. کارت عالی بود سارا.»

«فقط اینکه الان یه وکیلی دارم که پاش رو هم توی دانشگاه حقوق نذاشته.»

گفت: «یه‌عالمه سریال دادگاهی توی تلویزیون دیده‌ام. می‌دونم چطور باید جلوی قاضی ظاهر بشم.»

سارا گفت: «منظورت اینه که احتمالاً می‌دونی؟»

مرد لبخند زد. «درسته... احتمالاً. اما اول باید جزئیات ماجرای هک کردنت رو بدونم.»

سارا به پرونده اشاره کرد و گفت: «مطمئنم همه‌ش اونجا هست.»

مرد جواب داد: «این فقط می‌گه چی‌کار کردی. من می‌خوام دلیل کارت رو بدونم.»

«وکیلم، یعنی راستش، همون یارو که دانشگاه حقوق رفته، گفت دلیل کارم مهم نیست.»

«ممکنه برای اون مهم نباشه. احتمالاً برای قاضی هم اهمیتی نداره. اما برای من خیلی مهمه.»

سارا لحظه‌ای دربارهٔ جوابش فکر کرد. می‌خواست به ساده‌ترین شکل ماجرا را برایش تعریف کند. نمی‌خواست غصه‌اش بگیرد. از اینکه احساساتش را جلوی همه بروز بدهد متنفر بود. «آخرین والدینی که سرپرستی من رو بهشون دادن...»

«لئونارد و دبورا کلارک؟»

سارا پوزخندی زد و گفت: «آره، همون‌ها. تو خونه جا ندارن، اما دوست دارن بچه‌های بیشتری بگیرن؛ چون دولت به تعداد بچه‌ها بهشون پول می‌ده. بچهٔ بیشتر یعنی پول بیشتر، حالا چه این پول رو خرج ما بکنن، چه نکنن. هیچ‌کس اصلاً به این قضیه رسیدگی نمی‌کنه. همگی می‌چپیدیم توی اتاق‌های خیلی کوچک. به‌جای اینکه به هرکی یه بشقاب غذا بدن، کل غذا رو می‌ذاشتن وسط میز. برای همین به نظر می‌رسید زیاده. بهش می‌گفتن رسم خانوادگی، که خیلی مسخره‌ست، چون با ما اصلاً شبیه اعضای یه خانواده رفتار نمی‌کردن.»»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب شهرهای جاسوس (جلد اول) و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:شهرهای جاسوس (جلد اول)
عنوان دیگر:ویروس کشنده
موضوع:داستان کودک و نوجوانان
نویسنده:جیمز پانتی
مترجم:نیلوفر عزیزپور
انتشارات:انتشارات پرتقال
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۴۰۰/۰۴/۰۷
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۵.۷۹ مگابایت
شابک:۹۷۸۶۲۲۲۷۴۳۳۰۷
تعداد صفحه‌ها:۳۰۰ صفحه
قیمت کتاب:۱۵۰۰۰۰ تومان
برچسب:مجموعه شهرهای جاسوس

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

از_ جنگل _ دوردست :)
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۱۱/۱۰

سلاممممممم✌🏻🍫🍫☕☕☕🍬🍬 به خداااااااااا امکان نداره این کتابو بخونید و عاشقش نشید یه چیزی رو وقتی دیدم خیلی تعجب کردم مگه میشه این کتاب به این خوبی این همه افراد کم بخونن ؟؟؟ کتاب از جیمز پانتی هست و داستانش حرف نداره...بیشتر

۶
• Strawberry🍓
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۸/۲۲

کتاب خیلی قشنگیه و واقعا ارزش خوندن داره، هر چند من خودم نشر دلتارو خوندم و حس میکنم یه سرو گردن از ترجمه پرتقال بالاتره، حتی با اینکه اسمش عوض شده بود ولی اگه جزو افرادی هستید که ژانر جاسوسی دوست...بیشتر

۲
Hesam Dabir
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۱/۰۹

من کلا این ژانر کتاب هارو دوست دارم مثل مدرسه جاسوسی و این کتاب هردو عالی هستند

۰
شاهدخت کتاب ها
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۵/۱۱

عالی به معنای واقعی کلمه من از سارا خیلی خوشم اومد دختر مستقل باهوش هکر بود و در کل روند داستان عالی بود دختری که خوره ی کامپیوتر واقعی هست و تونسته چند تا سیستم رو هک کنه برای همین...بیشتر

۰
🕊️📚kerm ketab
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۱۰/۲۹

خیلی خوب بود:)

۰
Ariana☀️⛵️
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۲/۰۲

فقط خواستم بگم که کتاب اینقدر قشنگ و تاثیر گذار بود که حتی یک خط هم اسپویل نمیکنم🫠برید بخونید وقتتون تلف نکنید این همه کامنت بخونید که آخر تصمیم بگیرید که کتابو بخرید یا نه😂😂 پاشید بخریدش🤣🤣🤣

۳
Sea🫧Mind
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۱۱/۲۴

واقعا قشنگ و جذاب بودددد👌🏻📚 من از نشر دلتا خوندم که خانم مقدس مترجمش بود که ترجمه بد نبود، در مورد ترجمه این نمی‌دونم ولی درکل داستانش خیلی خوبه حتما بخونید 🤩😊 اگه خواستید از نشر دلتا بخونید اسم کتاب شبکه...بیشتر

۰
Citra Terranova
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۶/۰۷

وقتی توضیحاتش رو توی طاقچه خوندم خیلی برام جالب بود و بعد از تموم شدنش هم واقعا به نظرم کتاب خیلی خوبی بود. امیدوارم پرتقال جلد های بعدی رو هم ترجمه کنه.

۰
Black pen
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۳/۰۸

این کتاب خیلی قشنگیه (من خیلی وقته خوندم ولی یادم رفت براش نظر بزارم😅) بخونین و اگه خوشتون اومد مجموعه مدرسه جاسوسی رو هم بخونین البته متاسفانه پرتقال جلد های دیگه رو ترجمه نکرده🥲

۴
کاربر 9037755
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۸/۱۸

خیلیییی خیلییی کتاب قشنگ و جذابی بود من خیلی لذت بردم و اگر شما هم کتاب هایی با ژانر معمایی و ماجراجویی دوست دارین توصیه میکنم حتما بخونین

۰
niika
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۴/۰۱

خیییلی بانمکه و واقعی انگار همین الان داره اتفاق می افته😁واقعا ریو خیلی باحاله🌑♥️

۱
گمشده در دنیای کتاب ها :(
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۶/۱۶

کتاب ، از زمانی اغاز میشه که سارا رو دستگیر میکنندو او را برای دوسال حبس ، محکوم میکنن .اما در زندان ، سارا با مرد عحیب و غریبی که لقبش «مادر»هست ، اشنا میشه . مرد عحیب غریب ،...بیشتر

۰
کاربر 10765514
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۱/۱۱

خیلی خوب بود من که خیلی دوستش داشتم

۰
م.خ.پ
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۰/۲۰

ببنید دوستان این کتاب خداااااست!! اولا شخصیت پردازی خوبی داره دوما بک استوری کاراکتر ها رو به خوبی پوشش داده که توی جلد های بعد ما حتی بهتر بهشون پی می‌بریم و اینکه مادر خیلی خوبه😂 میدونم اولاش عجیبه که به یه مرد بگیم...بیشتر

۰
آسمان
مطمئن نیستم.
۱۴۰۴/۰۵/۱۸

پایه داستان خیلی شبیه مدرسه‌ی جاسوسیه. اگر اون رو خونده باشین، این کتاب معمای خاصی براتون نداره

۰

بریده‌هایی از کتاب

کاربر ۱۳۹۹۳۳۵
۱۳
«اینجا خونهٔ من نیست. اینجا فقط محل زندگی‌م بود. زمین تا آسمون باهم فرق دارن.»
n.k
۱۲
احمق‌ها و دروغ‌گوها دربارهٔ چیزهایی که از کنترلشون خارجه با اطمینان حرف می‌زنن
Anahid
۶
«عدالت که کارت عضویت نمی‌خواد. فقط باید قوهٔ تشخیص درست و غلط رو داشته باشی.»
🕊️📚kerm ketab
۴
«می‌فهمم، اما من فقط می‌خواستم...» گفت: «مهم نیست چی‌کار می‌خواستی بکنی. فقط کاری که کردی مهمه.
کاربر ۶۴۸۷۸۵۳
۳
باورش نکنی، به دستش نمی‌آری.
~somy
۳
«عدالت که کارت عضویت نمی‌خواد.
lena
۲
«بعضی مشکلات به‌قدری بزرگ‌اند که گره آن‌ها به دست بزرگ‌ترها باز نمی‌شود. خوشبختانه جوانانی مثل ما هستند که سرشان درد می‌کند برای رویارویی با این چالش‌ها.»
کاربر ۱۳۹۹۳۳۵
۱
برای همین فکر کردم احتمالاً گیر نمی‌افتیم.» «باز هم با احتمالاً کارت رو پیش بردی.» «سارا زندگی پر از احتمالاًهاست. مجبور می‌شی باهاشون کنار بیای.»
کاربر ۱۳۹۹۳۳۵
۱
یادت باشه آدم‌بدها هیچ‌وقت صبر نمی‌کنن، پس آدم‌خوب‌ها نباید دیر کنن.
کاربر ۱۳۹۹۳۳۵
۱
حتماً که نباید عضوی از یه گروه باشی تا بفهمی داره باهاشون بدرفتاری می‌شه.