با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
بیست و هشت روز تمام

دانلود و خرید کتاب بیست و هشت روز تمام

۴٫۳ از ۷۰ نظر
۴٫۳ از ۷۰ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب بیست و هشت روز تمام  نوشته  داوید زافیر  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب بیست و هشت روز تمام

بیست و هشت روز تمام نوشته داوید زافیر، رمانی با حال و هوای جنگ جهانی دوم درباره زندگی سخت دختری شانزده ساله به اسم میرا است.

درباره کتاب بیست و هشت روز تمام

داستان در سال ۱۹۴۳ می گذرد. جنگ ویرانگر جهانی در جریان است. جوانان یهودی در گتو ورشو دست به مقاومت می‌زنند و این کار بیست و هشت روز ادامه دارد. میرا، یکی از اعضای گروه مقاومت، دختری شانزده ساله است که در این جدال مرگ و زندگی می‌کوشد با قاچاق مواد غذایی زندگی خود و خواهرش را نجات دهد و در برابر نازی ها مقاومت کند.

داوید زافیر در این کتاب شخصیت اصلی را در برابر یک دوراهی قرار می دهد تا تصمیم بگیرد با انتخابش سرنوشت خواهرش و یهودیان دیگر را رقم بزند. درواقع محور داستان بر تصمیم‌ها و انتخاب های میرا می‌چرخد. 

 خواندن کتاب بیست و هشت روز تمام را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

علاقه‌مندان به داستان‌های تاریخی به ویژه داستان‌هایی از جنگ جهانی دوم از خواندن این کتاب لذت خواهند برد.

 درباره داوید زافیر

داوید زافیر، متولد ۱۹۶۶، از معروف‌ترین و موفق‌ترین نویسندگان معاصر آلمان است. رمان‌هایش؛ مسیح مرا دوست دارد، کارمای بد، ناگهان شکسپیر، گاو، خانوادهٔ شاد و بیست‌وهشت روز تمام درمجموع به فروش بیش از سه میلیون نسخه دست یافته‌اند و به اکثر زبان‌های زندهٔ دنیا ترجمه شده‌اند. این آثار، خارج از آلمان نیز جزء پرفروش‌ترین کتاب‌ها محسوب می‌شوند. داوید زافیر به‌خاطر نوشتن سناریوی سریال تلویزیونی برلین، برلین موفق به دریافت جایزهٔ تلویزیونی گریمه از آلمان و اِمی (اسکار تلویزیونی) از آمریکا شد. داوید در برمن زندگی و کار می‌کند و دو فرزند دارد.

 بخشی از کتاب بیست و هشت روز تمام

حصارهایی که بردگان یهودی به دستور نازی‌ها بنا کرده بودند - بله، یهودیان اجازه یافتند زندانشان را به دست خودشان بنا کنند - سه متر ارتفاع داشت. روی آن‌ها خرده‌شیشه ریخته بودند و بالایشان هم سیم‌خاردارهایی به ارتفاع تقریباً نیم متر کشیده شده بود. سه واحد از گتو محافظت می‌کردند: نگهبانان، پلیس لهستان و در خود گتو، پلیس‌های یهودی. این خوک‌ها هرچه آلمانی‌ها از آن‌ها می‌خواستند، انجام می‌دادند تا زندگی‌شان نسبت به ما کمی بهتر باشد. به هیچ‌کدام از آن‌ها نمی‌شد اعتماد کرد، من‌جمله به برادر بزرگ‌تر و دلربایم.

قاچاقچیان حرفه‌ای جلوی معدود دروازه‌های گتو به نگهبانان رشوه می‌دادند - تمام نگهبانان از پول خوششان می‌آمد، فرقی هم نمی‌کرد که چه ملیتی داشتند. به‌محض اینکه نگهبانان رشوه را می‌گرفتند، گاری‌های پر از اجناس اجازه پیدا می‌کردند از مرز عبور کنند. موادغذایی را اغلب در کف مضاعف گاری‌ها پنهان می‌کردند، ولی گاهی حیوان‌هایی که گاری را می‌کشیدند، خودشان جنس بودند. هنگام ورود به گتو، گاری‌ها به اسب‌ها بسته بودند، ولی کمی بعد انسان‌ها گاری‌ها را می‌کشیدند.

برای من ورود به گتو و خروج از آن کار چندان راحتی نبود. پولی نداشتم که بخواهم مثل خیلی‌ها به نگهبانان رشوه بدهم و – گرچه لاغراندام - بزرگ‌تر از آن بودم که مثل بسیاری از بچه‌های کوچک که مجبور بودند کمک‌خرج خانواده باشند، از میان سوراخ‌های کوچکی که زیر حصارها ایجاد شده بودند، بیرون بخزم. این موجودات ژنده‌پوش که در هوای گرم، سرد، بارانی، به‌زور از میان سوراخ‌ها رد می‌شدند و به‌زحمت از لوله‌های فاضلاب عبور می‌کردند و متهورانه از حصارها بالا می‌رفتند و دست‌هایشان بر اثر برخورد با خرده‌شیشه‌ها می‌برید، قهرمانان غم‌انگیز گتو بودند. سن اکثرشان زیر ده سال بود، تعدادی از آن‌ها تنها شش‌سال سن داشتند. ولی وقتی در چشمانشان نگاه می‌کردی، انگار هزار سال در این کرهٔ خاکی سرگردان بودند. هر بار که این موجوداتِ جوانِ پیر را می‌دیدم، خوشحال می‌شدم از اینکه توانسته بودم شرایط بهتری را برای زندگی هانا فراهم کنم.



نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۴۷)
mehdi
۱۳۹۹/۰۸/۰۸

یک قطعه عاشقانه و تراژیک. فقط میتونم بگم زیبا بود.

عرشیا
۱۳۹۹/۱۰/۲۷

ترجمه بسیار عالی ، کشش داستان هم خیلی خوب بود ، از این حجم از پستی گروهی که خودشان را نژاد برتر میدانند حال آدم بد میشه ، جالبه همین کشورها گذشتشون یادشون رفته در حالیکه هنوزم همونن وگرنه به

- بیشتر
1213152
۱۳۹۹/۱۰/۲۸

بسیار جذاب و دلنشین بود.

ستایش
۱۳۹۹/۱۱/۱۰

فوق العاده بود بهترین کتابی بود که خواندم

zeinab_mdi70
۱۳۹۹/۱۱/۱۱

عالی

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۷۸)
کسی برنده است که کمتر بترسد. حالا متوجه این موضوع شدم.
hananeh
در مرگ، همهٔ ما انسان‌ها مشابه بودیم - حتی اگر ادیان چیز دیگری ادعا کنند
n re
کسی برنده است که کمتر بترسد. حالا متوجه این موضوع شدم. آلمانی‌ها به همین دلیل بر یهودیان چیره شده بودند. تا این لحظه. ولی ما دیگر ترس نداشتیم. چون مرده بودیم.
Raynamaria
قصه‌ها همین‌طور هستند دیگر. هر شنونده‌ای می‌تواند برداشت خاص خودش را داشته باشد.
negar
دیوانه‌کننده است که آدم چه زود می‌تواند دوباره امیدوار شود.
Yasaman
«هرکسی آزاد است تصمیم بگیرد می‌خواهد چطور انسانی باشد.»
فاطمه میرالماسی
کسی برنده است که کمتر بترسد.
Fatemeh Karimian
باتوجه‌به جهنمی که در آن زندگی می‌کنیم و مرگ قریب‌الوقوع احتمالی‌مان، آیا واقعاً همه باهم برابر نیستیم؟ چه ثروتمند باشیم چه فقیر؟ پیر یا جوان؟ عاقل یا دیوانه؟
hananeh
در زندگی، مهم‌ترین چیز رسیدن به نتیجه نیست، بلکه این است که آدم تصمیم به انجام کاری بگیرد.
Yasaman
«هرکسی آزاد است تصمیم بگیرد می‌خواهد چطور انسانی باشد.»
hananeh

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۴۴۰ صفحه
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۷/۱۲/۰۳
شابک۹۷۸-۶۰۰-۴۶۱-۱۲۴-۴
تعداد صفحات۴۴۰صفحه
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۷/۱۲/۰۳
شابک۹۷۸-۶۰۰-۴۶۱-۱۲۴-۴