معرفی و دانلود کتاب به‌ خاطر زندگی + خلاصه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب به‌ خاطر زندگیsubscriptionAvailable

کتاب به‌ خاطر زندگی

سفر دختری از کره‌ی ‌شمالی به‌ سوی آزادی

نوع کتاب
۴.۴ امتیاز(از ۱۳۸ رأی)
پدیدآورندگان: 
یئان‌می پارک، مریان ولرز، مریم علی‌محمدی... بیشتر
انتشارات: 
کتاب کوله پشتی

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب به‌ خاطر زندگی

کتاب به‌ خاطر زندگی نوشته یئان‌می پارک، مریان ولرز و ترجمه مریم علی‌محمدی، ماجرای سفر دختری از کره‌ی شمالی به سوی آزادی است.

درباره‌ی کتاب به‌ خاطر زندگی

کتاب به‌ خاطر زندگی داستان سفری دختری از کره‌ی شمالی به سوی آزادی است. کتاب به‌ خاطر زندگی داستان زندگی پرفراز و نشیب یئان‌می پارک است که در کره شمالی متولد شد و وقتی نوجوان بود تصمیم گرفت از کره‌ی شمالی خارج شود. او در ابتدای این سفر اصلا به دنبال آزادی نبود چراکه درکی از آن نداشت. او زندگی معمولی می‌خواست که در آن خبری از فقر، قحطی، گرسنگی و کار در اردوگاه‌های کار اجباری نباشد. اما بعدتر با این مفهوم آشنا شد و زندگی‌اش را به پای آزادی گذاشت. 

یئان‌می پارک، قهرمان کتاب به خاطر زندگی، امروزه در مقامِ مدافع حقوق مردم کره شمالی در جوامع بین‌المللی قدرتمندانه تلاش می‌کند و به پیش می‌رود.

کتاب به‌ خاطر زندگی را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم 

اگر دوست دارید داستانی الهام‌بخش بخوانید و با سرگذشت زنی تاثیرگذار آشنا شوید، داستان به خاطر زندگی را حتما بخوانید.

بخشی از کتاب به‌ خاطر زندگی

سیزده سالم بود و فقط سی کیلو وزن داشتم، درست یک هفته پیش، به بیمارستانی در زادگاهم هایسان، نزدیک مرز چین، رفته بودم. عفونت روده داشتم و دکترها به‌اشتباهْ آپاندیس تشخیص داده بودند، و هنوز به‌دلیلِ زخم جراحی، درد وحشتناکی داشتم. آن‌قدر ضعیف شده بودم که به‌زحمت می‌توانستم قدمی بردارم.

قاچاقچیِ جوان اهل کره‌شمالی که ما را به‌سویِ مرز راهنمایی می‌کرد، اصرار داشت که باید در شب حرکت کنیم. به چند تن از نگهبانان مرزی رشوه داده بود تا مانع گذشتن ما از مرز نشوند، ولی مسلماً نتوانسته بود به تمام سربازان آن منطقه رشوه بدهد، به همین دلیل مجبور بودیم محتاط باشیم. در تاریکی شب او را دنبال می‌کردم، اما آن‌قدر خسته شده بودم که به‌اجبار سرِ پا نشستم. با این کار، خرده‌سنگ‌ها با سروصدای فراوان از کنارم به پایین سرازیر شدند. مرد قاچاقچی سریع چرخید به‌طرفِ من و با عصبانیت، اما آرام غرغر کرد. «چی‌کار کردی؟ چرا این‌قدر سروصدا می‌کنی؟» ولی خیلی دیر شده بود و ما سایهٔ سرباز کره‌ای را دیدیم که از بستر رودخانه به بالا می‌آمد. یکی از نگهبانان مرزی رشوه‌گیر بود، اما ما را در آن تاریکی نشناخته بود.

فریاد زد: «برگرد، از اونجا بیا بیرون.»

راهنمایمان پایین پرید تا او را ببیند. می‌توانستم صدایشان را بشنوم با اینکه سعی می‌کردند پچ‌پچ‌کنان صحبت کنند. کمی بعد راهنما تنها برگشت.

گفت: «بریم، عجله کنین.»

نزدیک فصل بهار بود. هوا کم‌کم گرم‌تر می‌شد و تکه‌های یخ‌زدهٔ بستر رودخانه ذوب می‌شدند. خوشبختانه جایی که ما از روی آن می‌گذشتیم سراشیبی و باریک بود و در طول روز از تابش نور خورشید مصون بود، بنابراین به‌اندازهٔ کافی محکم بود که وزن ما را تحمل کند، البته امیدوار بودیم. راهنمایمان تلفن همراه داشت؛ زنگ زد به یک چینی. سپس زمزمه کرد: «بدو!»

خودش هم شروع کرد به دویدن، اما پاهایم توانی نداشتند. چسبیده بودم به مادرم. از ترس، کرخت و بی‌حس شده بودم. راهنما به عقب برگشت و دوید به‌طرفِ من. دستم را به‌زور گرفت و مرا به‌سمتِ یخ‌ها کشید. به‌محضِ آنکه به زمین سفت و خاکی رسیدیم، شروع کردیم به دویدن، و تا زمانی که از دید نگهبانان مرزی خارج نشدیم، توقف نکردیم.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب به‌ خاطر زندگی و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاببه‌ خاطر زندگی
عنوان دیگرسفر دختری از کره‌ی ‌شمالی به‌ سوی آزادی
موضوعجامعه‌شناسی، خاطرات، زندگی‌نامه
نویسندهیئان‌می پارک، مریان ولرز
مترجممریم علی‌محمدی
ویراستارمهدی خطیبی
انتشاراتکتاب کوله پشتی
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۸/۰۶/۰۵
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۱۶.۲۳ مگابایت
شابک۹۷۸-۶۰۰-۴۶۱-۳۵۵-۲
تعداد صفحه‌ها۳۳۶ صفحه
قیمت کتاب۱۱۲۵۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

Zahra🌿
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۶/۲۰

لطفاً این کتاب رو در بی نهایت قرار بدین

۰
دختر کتابخوان
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۸/۲۶

زندگی نامه ای به شدت زیبا و تاثیر گذار از تلاش برای بقا و تامین نیازهای ضروری و ساده زندگی تا حس آزادی و شجاعت فوق العاده برای چشیدن طعم آن کتابی فوق العاده و درگیر کننده و لحن عالیه...بیشتر

۴
ایران آزاد
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۲/۱۹

این چندمین کتاب از خاطرات فراریان کره‌ی شمالی است که می‌خونم. زیاد اطلاعات جدیدی برای من نداشت ولی ارزش یک بار خوندن رو داشت. به امید نابودی دیکتاتوری و دیکتاتورها.

۰
نیلوفر🍀
۱۴۰۰/۰۸/۱۵

این کتاب سرگذشت یک دختر قوی در کره شمالی رو روایت میکنه دختری که در ابتدا به خاطر گرسنگی و قحطی تصمیم به فرار میگیره و به تدریج با مفهوم آزادی اشنا میشه ، مفهومی که زندگیش رو متحول میکنه اون...بیشتر

۰
کتاب خورالدوله
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۳/۱۶

این کتاب خیلی تاثیر گذاره.من این کتابو بعد ازکتاب دختری باهفت اسم خوندم ولی شخصیت نویسندش بر ام ملموس نبود وانگار داشتم ازدورنگاهش میکردم که چه اتفاقایی براش میوفته ولی بانویسنده این کتاب شدیدا همراه شدم. چه وقتی توی کره...بیشتر

۰
solo
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۹/۱۶

اثری فوق العاده جذاب که از خواندن وقایع آن بسیار تحت تاثیر قرار گرفتم. نویسنده به خوبی توانسته تمام افکار و حالات هر شخصیت کتاب رو‌ به قلم بیاره و تحسین برانگیزه؛ شخصیت اصلی کتاب هم خیلی گیرا بود و به...بیشتر

۰
chanyexo
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۷/۱۸

کتابش عالییهه. به شدت پیشنهاد می کنم

۰
کاربر 3885948
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۰/۲۶

من این کتاب رو در مدتی که اینترنت قطع هست خوندم و متوجه شدم ایرانی که ما داریم زندگی میکنیم دقیقا شبیه به کره شمالی هست... به امید فردای آزاد

۰
mahzooni
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۲/۳۱

وااای ... . چقدر وحشتناک ... قاچاق انسان ،متجاوزین ،زندگی وحشتنااک در کره شمالی ... یئان می ،تو واقعا دختری هستی بشدت قوی ... وقتی از شدت گرسنگی حشره میخوری ،ها؟؟ تو مایه ی افتخاری ،یئان می

۰
tima
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۱/۰۴

من اتوبیوگرافی های زیادی از کسایی ‌که موفق شدن از کره شمالی فرار کنند خوندم این کتاب به نظر من یکی از بهترین ها تو این زمینه بود و یکی از بزرگ ترین دلایلش این بود که من صداقت نویسنده رو من...بیشتر

۰
이사바
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۱۲/۱۸

کتابی با ترجمه روان و قصه‌ای جذاب بنظرم هر کسی میتونه این کتاب رو یه روزه تموم کنه قصه هیچوقت خسته کننده نشد باور کردنی نیست تلاش‌ها و سختی‌های این دختر در طی فرار

۰
pooneh
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۱۰/۰۴

زندگی‌نامه‌ی دختری که در۱۳ سالگی به همراه مادرش از کره ی شمالی فرار میکنن تا هم خواهر بزرگتر که فرار کرده رو پیدا کنن و هم به آزادی برسن. موقع خوندن کتاب وقتی به این فکر میکردم که تو ۱۳ سالگی...بیشتر

۰
کتابخوان اعظم(جمشید)
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۱/۰۱

خیلی زیبا بود من با این کتاب اشک ریختم

۰
سمیرا زارع
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۱۱/۱۴

از قشنگ ترین کتابایی که خوندم

۰
Zuzana
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۱/۰۴

کتابای زیادی راجب آدماب کره شمالی خوندم اما ابن کتاب و دختری با هفت اسم بهترینشون بود:)مخصوصا این کتاب با خوندن فصلای آخر کتاب مو ب تنم سیخ میشد و گریه میکردم.. خیلی دوست دارم بدونم چه اتفاقی برای خواهرش و دوست پسر...بیشتر

۰

بریده‌هایی از کتاب

chanyexo
۵۷
در دنیای آزاد، بچه‌ها درمورد اینکه وقتی بزرگ شدند چه‌کاره می‌خواهند بشوند، رؤیابافی می‌کنند و اینکه چطور می‌توانند از استعدادهایشان بهره ببرند. وقتی چهار یا پنج‌ساله بودم، تنها بلندپروازی برای بزرگسالی‌ام این بود که یک‌عالمه نان بخرم. چون دلم می‌خواست یک دل سیر نان بخورم. وقتی همیشه گرسنه باشید، به تنها چیزی که فکر می‌کنید غذاست.
sogol
۳۷
ازآنجاکه برق در منطقهٔ ما خیلی کم بود، زمانی‌که چراغ‌ها روشن می‌شدند مردم خوشحالی می‌کردند، شروع می‌کردند به شادی و هورا کشیدن، حتی اگر در نیمه‌های شب این اتفاق می‌افتاد بیدار می‌شدیم تا از این روشنایی بهره ببریم. وقتی کم‌سن‌وسال هستید کوچک‌ترین چیز می‌تواند خوشحالتان کند و این یکی از معدود ویژگی‌های زندگی در کره‌شمالی است که واقعاً دلم برایش تنگ شده.
مبرا
۳۴
مردمی که مرا می‌بینند و با من ملاقات می‌کنند، می‌پندارند، شادترین و مثبت‌اندیش‌ترین فردی هستم که تا حالا دیده‌اند. نه! من فقط زخم‌هایم را به‌خوبی پنهان کرده‌ام.
دختر کتابخوان
۳۱
برای دو چیز بسیار شکرگزارم: اول اینکه در کره‌شمالی متولد شدم و دوم اینکه از کره‌شمالی فرار کردم. هر دو اتفاق مرا شکل دادند، و من این دو را با یک زندگی آرام و معمولی عوض نخواهم کرد.
مریم
۲۷
روزنامه‌ها فقط اخبار خوب را درموردِ رژیم گزارش می‌دادند یا ادعا می‌کردند تمام سختی‌ها و بحران‌ها، توطئه‌های شیاطین و دشمنان است.
M.Taha
۲۵
پسرها به زبان کره‌ای فریاد می‌زدند: «هی تو! تو که اون‌طرف وایستادی، حتماً گرسنه‌ای؟» و من در جوابشان فریاد می‌زدم: «نه! خفه شو چینیِ چاقالو.» و این حقیقت نداشت. در واقع خیلی هم گرسنه بودم، اما دلیلی نداشت که با صدای بلند اعتراف کنم.
مبرا
۲۲
از اعماق وجودم می‌فهمیدم چیزی درست نیست، اما ما مردم کره‌شمالی در دروغ گفتن حتی به خودمان هم خبره هستیم
sogol
۲۱
در کره‌جنوبی فهمیدم که از این سؤال متنفرم: «به چی فکر می‌کنی؟» چه کسی اهمیت می‌داد که به چه فکر می‌کنم. زمان زیادی طول کشید تا شروع کنم به فکر کردن درموردِ خودم و اینکه چرا نظرات شخصی‌ام مهم هستند. بعد از پنج سال تلاش برای آزادی تازه فهمیدم، رنگ مورد علاقه‌ام سبز بهاری و سرگرمی‌ام خواندن کتاب و تماشای فیلم‌های مستند است، و اینکه دیگر جواب‌های دیگران را کپی نمی‌کردم و برای هر سؤال شخصی، جواب مخصوص و ویژهٔ خودم را داشتم.
sogol
۱۵
هرگز نمی‌دانستم شادمانی ممکن است از راه دانش به‌سراغ ما بیاید
مریم
۱۳
در کره‌شمالی رژیم تمایل نداشت که فکر کنید. آنها از تیزبینی و موشکافی متنفر بودند. همه‌چیز یا سیاهِ سیاه است یا سفیدِ سفید، بدون هیچ سایهٔ خاکستری.