معرفی و دانلود کتاب قصه‌های درگوشی و رقص‌ روی لیوان + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب قصه‌های درگوشی و رقص‌ روی لیوان

کتاب قصه‌های درگوشی و رقص‌ روی لیوان

مجموعه نمایش‌نامه‌های امیررضا کوهستانی؛ جلد اول

نوع کتاب
۳.۳ امتیاز(از ۱۷ رأی)
پدیدآورندگان: 
امیررضا کوهستانی
انتشارات: 
نشر چشمه
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب قصه‌های درگوشی و رقص‌ روی لیوان

در کتاب قصه‌های درگوشی و رقص روی لیوان، دو نمایشنامه از امیررضا کوهستانی را می‌خوانید.

قصه‌های درگوشی برای اولین‌بار در نهمین جشنوارهٔ تئاتر استان فارس در سال ۱۳۷۸ در سالن ابوریحان شیراز روی صحنه رفت و رقص روی لیوان‌ها برای اولین‌بار در تاریخ ۵ آذر ۱۳۸۰ در جشنوارهٔ تئاتر استان فارس در سالن استاد لایق به روی صحنه رفت.

خواندن کتاب قصه‌های درگوشی و رقص روی لیوان را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

علاقه‌مندان به ادبیات نمایشی و تئاتر را به خواندن این دو اثر دعوت می‌کنیم.

درباره امیررضا کوهستانی

امیررضا کوهستانی نویسنده و کارگردان تئاتر است که با بیش از ۲۰۰ اجرای تئاتر در خارج از کشور از موفق‌ترین کارگردانان تئاتر ایران محسوب می‌شود.

او که متولد شیراز است در ۱۸ سالگی اولین داستان کوتاهش را نوشت و پس ز آن به سینما علاقه‌مند شد. در دانشگاه منچستر رشته مطالعات تئاتری را ادامه دارد و اولین نمایشنامه خود را به اسم  و روز هرگر نیامد، در سال ۱۳۷۷ نوشت. وی از سال ۱۳۷۴ به عضویت کارگاه و گروه تئاتر مهر به سرپرستی نادعلی شجاعی در آمد و پس از آن با گروه تئاتر مهر در شیراز کار خود را ادامه داد. از جمله آثار او می‌توان به تجربه های اخیر (۱۳۸۲)، خون خشک، سبزی تازه (۱۳۸۶)، ۱۷ دی کجا بودی؟ (۱۳۸۸) و در میان ابرها (۱۳۹۶) اشاره کرد.

جملاتی از کتاب قصه‌های درگوشی و رقص روی لیوان

صدای فرود: همه‌چی از سردردهام شروع شد. شب‌ها خوابم نمی‌بره. هر چی هم قرص‌مرص دوروبرم بود می‌خوردم، ولی فایده‌ای نداشت؛ تا چشم‌هام رو می‌بستم که بخوابم فقط خواب می‌دیدم. خوابم اصلاً نمی‌برد، ولی خواب می‌دیدم. فقط کافی بود چشم‌هام رو ببندم. یه شب صدای نفس کشیدن یه نفر رو از زیر تختم شنیدم. بلند شدم، چراغ رو روشن کردم، ولی هیچکی نبود، شب‌های بعد هم همین‌جور. گاهی این‌جوری می‌شد. بعضی وقت‌ها می‌شنیدم یه نفر رو شیروونیِ خونه داره راه می‌ره، ولی تا چشم‌هام رو باز می‌کردم، دیگه صدا قطع می‌شد. این‌ها بود، تا این‌که یه شب دیگه رسماً از دریچهٔ اتاق یه پسر هندو رو دیدم که توی کوچه زیر نور چراغ‌برق داشت می‌رقصید.

موسیقی. مرثیه‌ای زنانه. رقص پسری با بازوان برهنه و نقاشی‌شده در تاریک‌روشن صحنه. تاریکی. سکوت.

باز همان موسیقی و همان رقصنده. حالا دوباره تاریکی. موسیقی قطع نمی‌شود، اما کم‌کم در گفت‌وگوی فرود و دکتر روان‌شناس حل می‌شود.

الو!

صدای دکتر: الو!

صدای فرود: فکر کردم قطع کردین.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب قصه‌های درگوشی و رقص‌ روی لیوان و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابقصه‌های درگوشی و رقص‌ روی لیوان
عنوان دیگرمجموعه نمایش‌نامه‌های امیررضا کوهستانی؛ جلد اول
موضوعنمایشنامه
نویسندهامیررضا کوهستانی
انتشاراتنشر چشمه
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۶/۰۸/۰۷
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۰.۹۴ مگابایت
تعداد صفحه‌ها۱۲۶ صفحه
قیمت کتاب۸۴۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

محمدرضا فرهادی
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۱/۳۰

معرکست! همیشه افسوس می‌خورم کاش اوایل دهه‌ی هشتاد اونقدر کودک و خردسال نبودم که بتونم اجراهای زنده کوهستانی رو تو جشنواره‌های می‌دیدم. اون تشویق تماشاچی‌ها و سر و صدا کردنش. به محض اینکه کتاب چاپ شد خوندمش. من رو اغوا کرد....بیشتر

۱
سعید
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۱۱/۱۵

امیر رضا کوهستانی نمایشنامه نویس لحن قلمش همانند اره برقی که کیک مهمونی برای مهمانان برش میزند

۰

بریده‌هایی از کتاب

م. مطلق
۰
از همه‌چی بدم اومده. تو خیابون، تو کوچه که راه می‌رم، حالم به هم می‌خوره انگار از همه‌چی فاضلاب زده بیرون. سرم رو می‌ندازم زیر عینهو گاو می‌رم. به هیچی نمی‌تونم فکر کنم... یعنی تا می‌آم فکرم مشغول یه چیزی بشه، می‌رم تو فکرهای دیگه. مثلاً دارم به این لیوانه فکر می‌کنم یهو تو فکرهای عجیبی می‌رم. مثلاً فکر می‌کنم دارم می‌افتم ته دره، زیر پام خالی می‌شه.
م. مطلق
۰
خسته شده‌ایم دیگر؛ نه می‌خواهیم چیزی ببینیم، نه چیزی بشنویم. می‌خواهیم بلند شویم و سالن نمایش را ترک کنیم، اما سرجای خود نشسته‌ایم. ... و کابوس از همین جا آغاز می‌شود.
م. مطلق
۰
از همه‌چی بدم اومده. تو خیابون، تو کوچه که راه می‌رم، حالم به هم می‌خوره انگار از همه‌چی فاضلاب زده بیرون. سرم رو می‌ندازم زیر عینهو گاو می‌رم. به هیچی نمی‌تونم فکر کنم... یعنی تا می‌آم فکرم مشغول یه چیزی بشه، می‌رم تو فکرهای دیگه. مثلاً دارم به این لیوانه فکر می‌کنم یهو تو فکرهای عجیبی می‌رم. مثلاً فکر می‌کنم دارم می‌افتم ته دره، زیر پام خالی می‌شه.
کاربر ۴۱۱۲۸۷۹
۰
‫فرود: نیومدن! ‫شیوا: خیلی ناراحتی من این‌جام؟ ‫فرود: نه، می‌گم اتفاقی واسه‌شون نیفتاده باشه. ‫شیوا: آره جون خودت. ‫فرود: تو ساندویچت رو بخور. ‫شیوا: اَه، دیگه نمی‌تونم، حالم خوب نیست. یه کوچولو مونده می‌خوری؟ ‫فرود: نچ. ‫شیوا: یه‌ذره‌ست، اشکالی نداره. ‫فرود: نه، گوشت نمی‌خورم. ‫شیوا: نخور، خودم می‌خورم. (لقمه را به‌زحمت می‌جود و همان‌طور با دهان پُر) حالم هم بده ولی به‌زور می‌خورم. ‫فرود: (مدتی منتظر می‌شود، او لقمه را فرودهد) شروع کنیم؟