
کتاب تراس ـ روال عادی
۳٫۸
(۱۶)
خواندن نظراتمعرفی کتاب تراس ـ روال عادی
ژان کلود کرییر(۱۹۳۱- )، فیلمنامهنویس فرانسوی و سردبیر مجله «فمی» است.
ژان کلود کرییر از دهه ۶۰ تا امروز، همواره به عنوان یکی از بزرگترین فیلمنامهنویسان سینمای جهان مطرح بوده است.
او در کنار فیلمنامهنویسی، به شکلهای دیگر نوشتار هم روی آورده و در کارنامهاش چند رمان، نظریه، سفرنامه و نمایشنامه دیده میشود.
کرییر نوشتن برای تئاتر را از۱۹۶۷ آغاز کرد و یک دوره طلایی و طولانی همکاری با «پیتر بروک» را پشت سر گذاشت که منجر به نمایشنامهها و اقتباسهای متعددی چون «مجمع مرغان»، «تراژدی کارمن» و «مهابهاراتا» شد.
طنز گزنده، توجه به پوچیهای زندگی و نوعی سوءظن به صاحبان قدرت از جمله ویژگیهای آثار ژان کلود کرییر است.
«تراس» قصه جدایی یک زوج جوان امروزی است. کرییر در این نمایشنامه به مضمونی جهان شمول و معاصر میپردازد: عدم امکان تفاهم واقعی بین انسانها؛ این که هیچ کس درست نمیداند دنبال چیست و همه در حال فرار از وضعیتی شکست خورده و رسیدن به وضعیتی تازهاند، بیآنکه بدانند در این وضعیت تازه چه باید بکنند.
«روال عادی» ماجرای ملاقات خبرچین یک حکومت دیکتاتوری با کمیسر همان حکومت است. کمیسر، خبرچین را احضار کرده چون خود او را لو دادهاند. کرییر در این نمایشنامه به خوبی نشان میدهد که در جوامعی از این دست، گاهی عجیبترین و ترسناکترین چیزها به امری عادی و روزمره تبدیل میشود.
همهی پسران من![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
آرتور میلر
هاروی: کمدی در ۳ پردهمری چیس
قصههای درگوشی و رقص روی لیوانامیررضا کوهستانی
به سوی تئاتر بی چیزیرژی گروتفسکی
سوء قصدهایی به زندگی آن زنعلیاکبر علیزاد
آوازخوان طاس/ صندلی هااوژن یونسکو
موش: بازی در دو پرده و یک تابلوبهمن فرسی
وقتی ما مردگان سر برداریمهنریک ایبسن
اولئانادیوید ممت
زخم های عمیق زمین بازیسمیه نصرالهی
شهاب ثاقبفردریش دورنمات
کافه مک ادم و آخرین بازیمحمود استاد محمد
سه نمایشنامهی تک پردهایفرناندو آرابال
میسجولی و دو نمایشنامهی دیگراوگوست استریندبرگ
حقیقتفلوریان زلر
غرب غمزدهمارتین مکدونا
جمجمهای در کانهمارامارتین مکدونا
هوم بادی / کابُلتونی کوشنر
دوازده قطعه کوتاهساموئل بکت

نظرات کاربران
دو تا نمایشنامه که یکی با چندین شخصیت و دیگری تنها با دو شخصیت به خوبی پرداخته شد. با خوندن نمایشنامه روال عادی میشه به این دید رسید که تنها با دو شخصیت چگونه نمایشی بنویسیم که هم پیشبرنده باشه
هر دو نمایشنامه به شدت جذاب بودند و بسیار لذت بردم.
عالیه به خصوص روال عادی به وضوح معنی رو انتقال میده به خواننده
نمایشنامه «تراس و روال عادی نویسندگی» اثری است که در آن «فرآیند» بر «نتیجه» مقدم است. کلیر با این اثر، مخاطب را از تماشاگرِ صرف به «همدستی در فرآیند خلق» تبدیل میکند. او نشان میدهد که نویسندگی، نه یک فعالیت
ترجمه عالی اما دو نمایشنامه ضعیف..مخصوصا تراس که واقعا معلوم نبود نویسنده از این همه کش دادن یک موقعیت ساده چه چیزی رو مد نظر داشت