با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
کتاب قصه‌های درگوشی و رقص‌ روی لیوان اثر امیررضا کوهستانی

دانلود و خرید کتاب قصه‌های درگوشی و رقص‌ روی لیوان

مجموعه نمایش‌نامه‌های امیررضا کوهستانی؛ جلد اول

۳٫۶ از ۵ نظر
۳٫۶ از ۵ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب قصه‌های درگوشی و رقص‌ روی لیوان  نوشته  امیررضا کوهستانی  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب قصه‌های درگوشی و رقص‌ روی لیوان

در کتاب قصه‌های درگوشی و رقص روی لیوان، دو نمایشنامه از امیررضا کوهستانی را می‌خوانید.

قصه‌های درگوشی برای اولین‌بار در نهمین جشنوارهٔ تئاتر استان فارس در سال ۱۳۷۸ در سالن ابوریحان شیراز روی صحنه رفت و رقص روی لیوان‌ها برای اولین‌بار در تاریخ ۵ آذر ۱۳۸۰ در جشنوارهٔ تئاتر استان فارس در سالن استاد لایق به روی صحنه رفت.

خواندن کتاب قصه‌های درگوشی و رقص روی لیوان را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

علاقه‌مندان به ادبیات نمایشی و تئاتر را به خواندن این دو اثر دعوت می‌کنیم.

درباره امیررضا کوهستانی

امیررضا کوهستانی نویسنده و کارگردان تئاتر است که با بیش از ۲۰۰ اجرای تئاتر در خارج از کشور از موفق‌ترین کارگردانان تئاتر ایران محسوب می‌شود.

او که متولد شیراز است در ۱۸ سالگی اولین داستان کوتاهش را نوشت و پس ز آن به سینما علاقه‌مند شد. در دانشگاه منچستر رشته مطالعات تئاتری را ادامه دارد و اولین نمایشنامه خود را به اسم  و روز هرگر نیامد، در سال ۱۳۷۷ نوشت. وی از سال ۱۳۷۴ به عضویت کارگاه و گروه تئاتر مهر به سرپرستی نادعلی شجاعی در آمد و پس از آن با گروه تئاتر مهر در شیراز کار خود را ادامه داد. از جمله آثار او می‌توان به تجربه های اخیر (۱۳۸۲)، خون خشک، سبزی تازه (۱۳۸۶)، ۱۷ دی کجا بودی؟ (۱۳۸۸) و در میان ابرها (۱۳۹۶) اشاره کرد.

جملاتی از کتاب قصه‌های درگوشی و رقص روی لیوان

صدای فرود: همه‌چی از سردردهام شروع شد. شب‌ها خوابم نمی‌بره. هر چی هم قرص‌مرص دوروبرم بود می‌خوردم، ولی فایده‌ای نداشت؛ تا چشم‌هام رو می‌بستم که بخوابم فقط خواب می‌دیدم. خوابم اصلاً نمی‌برد، ولی خواب می‌دیدم. فقط کافی بود چشم‌هام رو ببندم. یه شب صدای نفس کشیدن یه نفر رو از زیر تختم شنیدم. بلند شدم، چراغ رو روشن کردم، ولی هیچکی نبود، شب‌های بعد هم همین‌جور. گاهی این‌جوری می‌شد. بعضی وقت‌ها می‌شنیدم یه نفر رو شیروونیِ خونه داره راه می‌ره، ولی تا چشم‌هام رو باز می‌کردم، دیگه صدا قطع می‌شد. این‌ها بود، تا این‌که یه شب دیگه رسماً از دریچهٔ اتاق یه پسر هندو رو دیدم که توی کوچه زیر نور چراغ‌برق داشت می‌رقصید.

موسیقی. مرثیه‌ای زنانه. رقص پسری با بازوان برهنه و نقاشی‌شده در تاریک‌روشن صحنه. تاریکی. سکوت.

باز همان موسیقی و همان رقصنده. حالا دوباره تاریکی. موسیقی قطع نمی‌شود، اما کم‌کم در گفت‌وگوی فرود و دکتر روان‌شناس حل می‌شود.

الو!

صدای دکتر: الو!

صدای فرود: فکر کردم قطع کردین.

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۱)
محمدرضا فرهادی
۱۳۹۹/۰۱/۳۰

معرکست! همیشه افسوس می‌خورم کاش اوایل دهه‌ی هشتاد اونقدر کودک و خردسال نبودم که بتونم اجراهای زنده کوهستانی رو تو جشنواره‌های می‌دیدم. اون تشویق تماشاچی‌ها و سر و صدا کردنش. به محض اینکه کتاب چاپ شد خوندمش. من رو اغوا کرد.

- بیشتر
بریده‌ای برای کتاب ثبت نشده است

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۱۲۶ صفحه
قیمت نسخه چاپی۱۹,۰۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۶/۰۸/۰۷
شابکundefined
دسته بندی
تعداد صفحات۱۲۶صفحه
قیمت نسخه چاپی۱۹,۰۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۶/۰۸/۰۷