معرفی و دانلود کتاب از همان راهی که آمدی برگرد + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب از همان راهی که آمدی برگرد
off
٪۵۰
subscriptionAvailable

کتاب از همان راهی که آمدی برگرد

نوع کتاب
۳.۱(از ۱۷ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
فرشته نوبخت
انتشارات: 
نشر چشمه

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب از همان راهی که آمدی برگرد

«از همان راهی که آمدی برگرد» دومین رمان «فرشته نوبخت» است که در مجموعه «کتاب‌های قفسه آبی» نشر چشمه منتشر شده است. این رمان دورن‌مایه‌ای اجتماعی دارد با چهار راوی که حول هسته اصلی قرار دارند و هرکدام داستان خود را روایت می‌کنند و در نهایت داستان‌های تودرتویی در دل داستان اصلی روایت می‌شود. شخصیت اصلی داستان شیوا نام دارد. دختری که در پرورشگاه بزرگ شده و حالا می‌خواهد برای خودش زندگی کند. او می‌خواهد کار پیدا کند و جایگاهی داشته باشد اما آشنایی‌اش با یکی دیگر از شخصیت‌های اثر، مسیر زندگی‌اش را عوض می‌کند و او را به دردسرهای بزرگ می‌اندازد؛ اما اتفاقاتی هم پیرامون این داستان در جریان است و راوی‌ها که دو مرد و دو زن و از طبقات مختلفی هستند؛ هرکدام از زندگی‌های خود می‌گویند و در جاهایی از ماجرا باهم در یک مسیر قرار می‌گیرند: «هیچ مردی حق ندارد پایش را از گلیم خودش روی گلیم من بگذارد. این بزرگترین دروغی بود که یک بعدازظهر که حالم از همه‌ی دنیا به هم می‌خورد و داشتم از زور فشار همه چیز خفه می‌شدم، به خودم گفتم. بعد آن را گوشه‌ی روزنامه‌ی آن روز، بالای تیتر یک صفحه‌ی اول که درباره‌ی انفجار بمبی ساعتی در سطل آشغال خیابانی در ماداگاسکار بود، نوشتم و بعد هم دیگر باورم شد. چون دوست داشتم جوری زندگی کنم که دلم می‌خواهد. دلم می‌خواست مثل یک اسب، حتا چلاق، باشم. بدون دروغ که نمی‌شد. چون راستش این است که هیچ جوری‌ نمی‌شود آدم همان جوری زندگی کند که دلش می‌خواهد. این را تو قلعه فهمیدم. همان‌جا هم بود که یاد گرفتم اسب باشم. اسب، نجیب و برازنده و شوخ و سرزنده و بوالهوس است و هر مانعی را که سر را ه آرزوهاش باشد، لگدکوب می‌کند.» فرشته نوبخت نویسنده و روزنامه‌نگار زن ایرانی و متولد ۱۳۵۴ است او فعالیت ادبی‌اش را از فضای مجازی شروع کرد و مقالاتش در نشریه ادبی گلستان و رودکی منتشر شد. او در زمینه نقد و بررسی کتاب هم فعالیت می‌کند و تاکنون بیش از صد نقد، معرفی کتاب، و مقاله ادبی نوشته است. درون‌مایه بیشتر آثار نوبخت، جهان زنان است.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب از همان راهی که آمدی برگرد و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:از همان راهی که آمدی برگرد
موضوع:رمان، داستان ایرانی
نویسنده:فرشته نوبخت
انتشارات:نشر چشمه
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۳۹۳/۰۵/۰۶
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۱.۰۷ مگابایت
شابک:۹۷۸۶۰۰۲۲۹۳۳۴۳
تعداد صفحه‌ها:۱۳۰ صفحه
قیمت کتاب:۴۳۵۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

دردونه
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۸/۱۰/۰۴

کتاب جالبی بود با پایان جالب‌تر😊

۰
کافه کتاب
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۱/۱۶

اوایلش خیلی قشنگ نبود ولی کم کم یک رمان ایرانی دلنشین شد. به نظر من اواخر کتاب را نویسنده می توانست کمی بیشتر ادامه بدهد .... بهر حال خیلی قشنگ بود 👍👍

۰
a.h
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۱۱/۰۸

متن و روایت جذاب و گیرایی داشت. چند صدایی بودنش دلنشین بود. من از خوندنش لذت بردم.

۰
kmnd
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۳/۰۲/۰۴

کشش داستان خوب بود اما موضوع بی محتوایی داشت و کمی هم دور از منطق بود و خیلی به جزئیات پرو بال داده شده بود .اصلا پیشنهاد نمیشه خیلی رمان های اموزنده ی دیگه ای تو این سبک هست که...بیشتر

۰
هوده
مطمئن نیستم.
۱۴۰۵/۰۱/۱۳

پیشنهاد نمیکنم موضوع پیش پا افتاده و به نظرم ارزش وقت گذاشتن نداره

۰
نگار(:🍃
۱۴۰۵/۰۱/۰۴

کتاب جالب بود و‌کشش داشت و انتهاش خیلی خیلی جالب بود یه جوری بود ادمو مسخ میکرد🔮

۰
maedeh
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۹/۲۵

اوایل کمی خسته کننده بود ولی بعدش جذاب شد و انتهاش که نمیشد حدس زد.

۰
sibsabz88
۱۴۰۲/۰۷/۱۴

اوایل کتاب به نظرم شبیه رمان‌های سطحی بود و ادامه ندادم به خوندنش

۰

بریده‌هایی از کتاب

م.
۵
انگار وقتی به خودم دروغ می‌گویم، اوضاع بهتر است.
دلداده فارغ
۲
یعنی چه‌طور می‌شود آدم مثل پیاز همه‌چیز را پای قسمت و تقدیر بگذارد؟
نگار(:🍃
۲
و چون هر چیزی که جلوش را بگیری، بالاخره از یک جایی می‌زند بیرون
نگار(:🍃
۱
هیچ مردی حق ندارد پایش را از گلیم خودش روی گلیم من بگذارد. این بزرگ‌ترین دروغی بود که یک بعدازظهر که حالم از همهٔ دنیا به‌هم می‌خورد و داشتم از زورِ فشارِ همه‌چیز خفه می‌شدم، به خودم گفت
نگار(:🍃
۱
ایستاد. گاهی باید تاوانِ زهری را که ریخته‌ای خودت بدهی. باید چیزی را قربانی کنی.
دلداده فارغ
۰
هیچ مردی حق ندارد پایش را از گلیم خودش روی گلیم من بگذارد.
دلداده فارغ
۰
مان جا هم بود که یاد گرفتم اسب باشم. اسب، نجیب و برازنده و شوخ و سرزنده و بوالهوس است و هر مانعی را که سر راهِ آرزوهاش باشد، لگدکوب می‌کند.
دلداده فارغ
۰
همان جا هم بود که یاد گرفتم اسب باشم. اسب، نجیب و برازنده و شوخ و سرزنده و بوالهوس است و هر مانعی را که سر راهِ آرزوهاش باشد، لگدکوب می‌کند.
نگار(:🍃
۰
هر کدام از انگشت‌های آدم که بریده شود، درد دارد. درد. درد. می‌گفت تو چه می‌فهمی این چیزها را. درد داریم تا درد. دل‌پیچه هم درد است، مثل دندان‌درد. نمی‌دانم. شاید هم راست می‌گفت
نگار(:🍃
۰
وقت گذاشتن برای زن‌ها مثل وقت‌گذرانی در قهوه‌خانه‌های بین‌راهی است. هر چه بیشتر بمانی، بیشتر وقتت را تلف کرده‌ای. باید زودتر راهی ش