معرفی و دانلود کتاب ترانه‌ی مرغ اسیر + خلاصه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب ترانه‌ی مرغ اسیرsubscriptionAvailable

کتاب ترانه‌ی مرغ اسیر

نوع کتاب
۴.۱ امتیاز(از ۳۶ رأی)

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب ترانه‌ی مرغ اسیر

«ترانه مرغ اسیر» رمانی از جازمین دارزنیک، نویسنده ایرانی- امریکایی است. دارزنیک را به خاطر کتاب‌های دختر خوب، زندگی مخفی مادر من که کناب پرفروش نیویورک‌تایمز شد و ترانه مرغ اسیرمی‌شناسند. او رمان «مرغ اسیر» را از زندگی فروغ فرخزاد، شاعر توانای معاصر ایرانی الهام گرفته است. این اثر از نوجوانی تا مرگ فروغ فرخزاد را در میان شخصیت‌های واقعی و خیالی روایت می‌کند. نویسنده برای برخی شخصیت‌های واقعی از نام‌های اصلی آنها استفاده کرده و برخی دیگر را با نام‌هایی دیگر وارد داستانش کرده است. ترانه مرغ اسیر انتخاب سردبیر بخش کتاب نیویورک تایمز بود و از آن به عنوان «کتابی زیبا و پیچیده که تصویری از یک کشور ناپدید شده و مردم پراکنده شده آن ارائه می‌کند و یادآور قدرت و مقصود هنر است» و «قطعه ای در ستایش خلاقیت زنانه که سعی میکند خود را از زیر بار قدرت پدرسالارانه بیرون بکشد» ستایش شده است. دارزنیک متولد ایران است و در ۵ سالگی به آمریکا مهاجرت کرده است. او در کالج هستینگز کالیفرنیا حقوق و در دانشگاه پرینستون ادبیات انگلیسی خوانده است.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب ترانه‌ی مرغ اسیر و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابترانه‌ی مرغ اسیر
موضوعداستان خارجی، زندگی‌نامه
نویسندهجازمین دارزنیک
مترجمعلی مجتهدزاده
انتشاراتبنگاه ترجمه و نشر کتاب پارسه
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۷/۰۴/۱۷
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۸.۹۶ مگابایت
شابک۹۷۸۶۰۰۸۲۸۰۲۵۵
تعداد صفحه‌ها۳۶۸ صفحه
قیمت کتاب۱۹۸۰۰۰ تومان
برچسبوینش

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

farnaz hp
۱۳۹۸/۰۹/۰۷

این کتابو خوندم و تا صبح گریستم . چیزی توی زندگی و حرف زدن از فروغ هست که آدمو به سمت خودش میکشونه . فروغ سمبل زن هاییه که در زمانه خودشون تنها بودن ، گوشی برای شنیدن نداشتن و...بیشتر

۱
Elaheh Dalirian
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۱/۲۰

کتاب جذاب و گیرایی بود و داستان پر کششی داشت به خصوص که من از نوجوانی به خانم فرخزاد علاقه داشتم. با اینکه نویسنده تاکید داشته کتاب عیناً کپی زندگی فروغ نیست اما جنبه‌های زیادی از زندگی این شاعر توانا و...بیشتر

۰
مهشید
مطمئن نیستم.
۱۴۰۰/۰۵/۱۶

اوایل کتاب خیلی خوب بود و من توقع یک اتوبیوگرافی عالی از فروغ رو داشتم ولی به نظرم نویسنده اواخر کار فقط به فکر جمع کردن کار بود هیچ اشاره ای به سفرهای فروغ به اروپا که باعث تغییر و تحول...بیشتر

۰
ینیسه
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۲/۰۴/۲۰

بسیار سطحی و آبکی و زرد که نه زندگینامه است و نه رمان نه وفادار به اتفاقات واقعی زندگی فروغ و نه دارای حداقل های رمان و آنقدر شعاری و گل درشت به تخطئه سنت و مذهب پرداخته که حال...بیشتر

۰
شمع'
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۴/۰۷

او، دو باریکه نور بود.. هنر و احساس که محل تقاطع آنها نقطه ای به نام عشق بود.. فروغ بدون عشق فروغ نبود.. آینه عشق را می‌جست تا خود را در آن برانداز کند تا شعر هایش را روی آن بنویسد فروغ دفتر شعر دیگری نداشت آینه به آینه میرفت می‌شکستند...بیشتر

۰
Mary gholami
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۵/۱۶

قشنگ بود💚❤

۰
آرشیدا
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۴/۲۴

با فروغی که تو دل این غصه بود نفس کشیدم. باهاش همراه شدم. گاهی سرزنشش کردم و در بسیاری از مواقع تحسینش کردم. اینو رو فقط میدونم که بی نهایت سیر وتحول داستان و سبک نگارشش رو دوست داشتم. تونستم...بیشتر

۰
مریم
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۳/۰۱/۰۳

نتونستم تمومش کنم متاسفانه...

۰
Ghaasedak E
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۷/۰۸

سلام قبلا هم زندگینامه فروغ فرخزاد را خوانده بودم. آنجا تا حدودی قسمت‌های منفی زندگی فروغ را بُلد کرده بود، به نظرم این کتاب بی‌نظرتر و بدون سوگیری قبلی نوشته شده بود. به هر حال فروغ در زمانه خودش نمی‌گنجید، مثل...بیشتر

۰
سپیده
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۰/۲۸

این کتاب زندگی دقیق فروغ نیست اما تغییرات ایجاد شده صرفا در اسم اشخاص یا ادغام اونهاست و کارکترهای اصلی بی‌تغیر ماندند. داستان عشق و شور زندگی و شعر فروغ در جدال آن با تعصب و جهل و خرافات به...بیشتر

۰
کامرانی
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۶/۲۹

کتاب خیلی قشنگی بود صدا گذاری نیز بسیار عالی

۰
کاربر ۱۸۴۶۱۳۵بانو
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۶/۱۶

نویسنده خیلی خوب به روایت کشیده است در اون زمان شخصیت شجاعی داشتن

۰
Mohammad Rasoulian
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۵/۲۲

کتاب جذابی بود. البته جذابیت نیمه اول کتاب برایم بیشتر بود و ریتم آنرا تندتر یافتم. تاثیرگذار بود و خوش خوان، ترجمه هم بسیار عالی و روان بود. مشتاق شدم بیشتر از فروغ فرخزاد بخوانم و بدانم.

۰
کاربر ۳۷۷۹۸۰۷
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۴/۱۶

این که فروغ درزمان خودش در جامعه ای مرد سالار تابو شکنی کرد وبرخلاف جهت آب شنا کرده بود ستودنی است، ولی آخرای کتاب سرهم بندی شده بود ولی ترغیب شدم کمی بیشتر فروغ وافکارش را بشناسم

۰
azadeh
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۴/۰۱

تا حالا کتابی راجع به زندگی خصوصی فروغ فرخزاد نخونده بودم و خیلی جذاب بود برام

۰

بریده‌هایی از کتاب

~ɢʟᴀꜱꜱ ꜰᴀɢɴᴇʀ
۶۱
من زن بودم و همه‌شان می‌خواستند ساکت نگهم دارند و لب‌هایم را بدوزند و نفس را در سینه‌ام خفه کنند. ولی من نمی‌خواستم ساکت باشم. قراری هم با کسی نبسته بودم که بیرق شرم و حیا و نیکی به دست بگیرم. نه، من یک زن بودم و نمی‌خواستم با صدای یک مرد حرف بزنم چون صدای من نبود. دروغین بود و به من تعلق نداشت. ولی آنچه من می‌کردم ورای این حرف‌ها بود. می‌خواستم با زنانه‌نوشتنم به همه بگویم که زن هم انسان است. او هم حق دارد نفس بکشد، که فریاد کند، که آواز بخواند.
Mary gholami
۶
وقتی عشق را در خود داری، نه فقط دنیای پیرامون، که آدم‌ها هم رخت عوض می‌کنند. روزهای تیره و غمزده، روشن و سرزنده می‌شوند و خودت هم به خود بازمی‌گردی، به همان آدم راستینی که قرار بوده از ابتدا باشی.
parisa kh74
۵
اما حالا و درست در زمانی که خیال می‌کردم دیگر باید شعر را کنار بگذارم، خشمی سوزنده و بی‌امان کالبدم را در خود می‌گرفت و هراس‌ها و آشفتگی‌ام را به یکسو می‌راند. اندوه مرا سفت و سخت و صامت کرده بود اما حالا همین حزن به من جسارت و بی‌پروایی می‌داد. باید کار می‌کردم. شعری از ریسمان سست عدالت، دستمال تیرهٔ قانون، فواره‌های خون و جوانان وطنم که سیاه‌پوشیده به تشییع جنازهٔ خود می‌رفتند. این شعرهای تازه، چنان غریب، تیره‌گون و رها بودند که خودم از خواندنشان حیرت می‌کردم. این‌ها شعرهای لیلا بودند.
~ɢʟᴀꜱꜱ ꜰᴀɢɴᴇʀ
۲
جایی دنیا آمده بودم که می‌گفتند طبع زن به گناه آلوده است. جایی که صدای زن می‌توانست لرزه به هر دلی بیندازد و هر قدمی را از راه بهشت و خیر و عافیت بگرداند. اما از آن‌طرف، هر کتاب و مجله‌ای را که باز می‌کردی پر از اوصاف صریح و روشن معشوقه‌گان و دلبران شعرای مرد بود. هزاران سال بود که مردها عشق خود را به هر چیزی و با هر تعبیر و استعاره‌ای، با صدای بلند فریاد می‌کردند و از بیان هیچ نکتهٔ ظریفی هم نمی‌گذشتند. عشق به زبان مردان هرآنچه می‌خواست می‌گفت و همه این شعرها را می‌خواندند و کسی جز تحسین و ستایش شاعر چیزی نمی‌گفت. شکوه و اعتراضی در بین نبود. هیچ‌کس فریاد برنمی‌داشت که «ای خدا، ببینید پایه‌های اخلاقیات در این جامعه چطور به لرزه درآمده! ببینید شرم و حیا از میان رفته! این شاعر، نسل جوان ما را فاسد می‌کند. این راه ضلالت و تباهی است.»
I.F
۲
من از نهایت شب حرف می‌زنم من از نهایت تاریکی و از نهایت شب حرف می‌زنم اگر به خانهٔ من آمدی برای من ای مهربان چراغ بیاور و یک دریچه که از آن به ازدحام کوچهٔ خوشبخت بنگرم
آرشیدا
۲
کوچه‌ای هست که در آنجا پسرانی که به من عاشق بودند، هنوز با همان موهای درهم و گردن‌های باریک و پاهای لاغر به تبسم‌های معصوم دخترکی میاندیشند که یکشب او را باد با خود برد
آرشیدا
۲
ساده‌ترین راه برای نادیده‌گرفتن پیشرفت یک زن همینه که اون رو بی‌حرمت کنی.
parisa kh74
۱
وقتی به این دورهٔ زندگی‌ام فکر می‌کنم، می‌بینم انگار در آن زمان عشقی تازه در دلم جوانه زده بود. آن جوهر سبزی که نخستین شعرهایم را در اهواز با آن نوشتم، چنان لذتی به من داد که بعد از آن، همهٔ شعرهایم را با سبز می‌نوشتم.
Mary gholami
۱
من از نهایت شب حرف می‌زنم من از نهایت تاریکی و از نهایت شب حرف می‌زنم اگر به خانهٔ من آمدی برای من ای مهربان چراغ بیاور و یک دریچه که از آن به ازدحام کوچهٔ خوشبخت بنگرم
~ɢʟᴀꜱꜱ ꜰᴀɢɴᴇʀ
۱
جایی دنیا آمده بودم که می‌گفتند طبع زن به گناه آلوده است. جایی که صدای زن می‌توانست لرزه به هر دلی بیندازد و هر قدمی را از راه بهشت و خیر و عافیت بگرداند. اما از آن‌طرف، هر کتاب و مجله‌ای را که باز می‌کردی پر از اوصاف صریح و روشن معشوقه‌گان و دلبران شعرای مرد بود. هزاران سال بود که مردها عشق خود را به هر چیزی و با هر تعبیر و استعاره‌ای، با صدای بلند فریاد می‌کردند و از بیان هیچ نکتهٔ ظریفی هم نمی‌گذشتند. عشق به زبان مردان هرآنچه می‌خواست می‌گفت و همه این شعرها را می‌خواندند و کسی جز تحسین و ستایش شاعر چیزی نمی‌گفت. شکوه و اعتراضی در بین نبود. هیچ‌کس فریاد برنمی‌داشت که «ای خدا، ببینید پایه‌های اخلاقیات در این جامعه چطور به لرزه درآمده! ببینید شرم و حیا از میان رفته! این شاعر، نسل جوان ما را فاسد می‌کند. این راه ضلالت و تباهی است.»