با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
حیوان را دست کم نگیر

دانلود و خرید کتاب حیوان را دست کم نگیر

بدون نظر
بدون نظر

برای خرید و دانلود  کتاب حیوان را دست کم نگیر  نوشته  عزیز  نسین  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب حیوان را دست کم نگیر

روان‌شناسان و جامعه‌شناسان بسیاری باور دارند که بیشتر بزهکاران و جانیان در دوران کودکی خود دست به حیوان‌آزاری زده‌اند.

«حیوان را دست کم نگیر» کتابی برای والدین است که با کمک داستان‌های آن شیوه صحیح رفتار باحیوانات را به کودکان خود بیاموزند.

عزیز نسین در این اثر با زبان طنز خود در کنار بکارگیری آموزه‌های اخلاقی، روح والای انسانی را در کالبد شخصیت‌های حیوانی‌اش دمیده است:

«دوستم انیس اولجایتو، در یکی از خانه‌های کوزگونلوک می‌نشست.

انیس اینا گربهٔ زردی داشتند به اسم سارمان. قرار بود انیس اینا برای یک ماه به مسافرت بروند. انیس گربه را در سبدی می‌گذارد و او را به منزل دوستش، در شهر امینی _ محله‌ای دور در آن سوی تنگهٔ بسفر _ می‌برد و گربه را به او می‌سپارد.

مدت زیادی گذشت، یک روز سراغ انیس اینا رفتم. گربه زرده در خانه بود. پرسیدم:

_ این همون گربهٔ خودتون نیست؟

گفت:

_ چرا ... خودشه. سارمان خودمونه.

_ از شهر امینی آوردیش؟

_ شاید باور نکنی، اما خودش با پای خودش برگشته. تقریباً دو ماه بعد از اینکه بردمش شهر امینی، یک روز تو حیاط بودم که صداش بلند شد. این‌ور و اون‌ور نگاه کردم، دیدم خودشه، رو دیوار بود ... میومیو کنان از دیوار پرید پایین و پرید تو بغلم.

_ آخه چه جور خودش تونسته بود از شهر امینی تا اینجا بیاد؟ ... حالا از درازی راه بگذریم، آخه از تنگهٔ بسفر چه جور رد شده؟

بله، سارمان بیست روز در راه بود. البته این مسافرت بیست روز طول نمی‌کشد، اما گذشتن از تنگهٔ بسفر برای سارمان کار ساده‌ای نبوده. خدا می‌داند سارمان چند بار از زیر دست و پای مسافران، یواشکی تو کشتی چپیده بود و چند بار او را از کشتی بیرون کرده بودند. خدا می‌داند چند بار ... اما بالاخره موفق شده بود. وقتی به خانه رسیده بود، خیلی لاغر شده بود. مگر بیست روز مسافرت دریایی و زمینی کار آسانی است؟»

نظری برای کتاب ثبت نشده است
بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۱)
یازده ساله بودم. سگی داشتم که اسمش «تونی» بود. یکی از روزهای تابستان بود. برادرم خیلی شیطانی می‌کرد. مادرم، برادرم را گرفت زیر کتک. تونی که یک گوشه‌ای داشت برای خودش چرت می‌زد، یکهو از جا در رفت و خودش را به مادرم رساند و دامنش را به دندان گرفت و شروع کرد به کشیدن. مادرم ول‌کن نبود. چون از دست برادرم خیلی عصبانی شده بود. تونی که دید این‌طوری نمی‌تواند برادرم را نجات بدهد، خودش را چپاند میان مادرم و برادرم و جداشان کرد. مادرم ناچار شد که برادرم را ول کند.
سمن

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۲۵۲ صفحه
قیمت نسخه چاپی۲۸,۵۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۷/۰۱/۰۵
تعداد صفحات۲۵۲صفحه
قیمت نسخه چاپی۲۸,۵۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۷/۰۱/۰۵