«مسئلهی تقصیر» نوشته کارل یاسپرس (۱۹۶۹ ـ ۱۸۸۳)، فیلسوف آلمانی است.
پس از جنگ جهانی دوم منازعات متعددی در آلمان بر سر «مسئله تقصیر» شکل گرفت.
یاسپرس از جمله اندیشمندانی بود که به این مسئله پرداخت. وی در ترم زمستانی ۱۹۴۶ ـ ۱۹۴۵، سلسلهسخنرانیهایی در باب وضعیت فکری آلمان ایراد کرد که بخشِ اعظم آن به «مسئله تقصیر» اختصاص داشت.
همانطور که خودِ وی در مقدمه این کتاب مختصر مینویسد، هدفش از انتشار این تأملات آن است که در مقام یک آلمانی در میان دیگر آلمانیها، وضوح و وحدتنظر را ترویج دهد و در مقام انسان در میان انسانها سهمی در تلاش بر سر حقیقت داشته باشد.
تمامِ همّوغم یاسپرس در این درسگفتار این است که آلمانیها را به پذیرش مسئولیت در قبال فاجعه بهوقوعپیوسته، کشفِ ریشههای آن و فهمِ وضعیت فعلی آلمان در جهان ترغیب کند.
البته موفقیت یا عدم موفقیت یاسپرس در این زمینه بحث دیگری است. او خود در نامهای با لحنی گلایهمند به هایدگر مینویسد که تنها تعداد معدودی از آلمانیها این کتاب او را خواندهاند و بهنظر میرسد که آلمانیها هنوز برای چنین مباحثی آمادگی کافی ندارند.
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب مسئلهی تقصیر و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
بسیار کتاب ژرف و قابل تاملی بود.با نویسنده ای کاملا آگاه و بی طرف.
۰
پویا فاخر
مطمئن نیستم.
۱۴۰۵/۰۴/۰۵
اول فکر میکردم که یاسپرس یک دستگاه متافیزیکی برای مسئله تقصیر ایجاد کرده و سعی در توضیح این دستگاه دارد، اما در کتاب، یاسپرس صرفاً قصد دارد هرچه سریع تر این مسئله رو حل کرده و از آن عبور کند،...بیشتر
تحت هر شرایطی مسئولیت سیاسی متوجه همهی افراد است، چرا که همه تحت لوای همین حکومت زندگی میکنند. در جوامع مدرن چنین پا پس کشیدنهایی بیمعناست. ممکن است فردِ غیرسیاسی بخواهد به مشارکت سیاسیاش پایان ببخشد، او میتواند چنین کند، اما بااینحال مسئولیت سیاسی از او به عنوان شهروندی که تحت سلطهی آن حکومت زندگی میکند، سلب نمیشود.
شیما فکار
۱۲
برای نیل به حقیقت، دیدگاهِ مخالف مهمتر از دیدگاهِ موافق است.
سپهر
۱۱
عبارت «دستور دستور است» [مأمورم و معذور] نمیتواند واجد ارزش باشد. جنایت کماکان جنایت است، ولو اینکه به من فرمان داده شده باشد (هر چند بسته به میزان خطر، ارعاب و ترس، میتوان کیفیات مخففه را مطرح ساخت)؛ هر عملی باید در معرض یک قضاوت اخلاقی قرار گیرد. مرجع صالح، وجدان شخصی من و نیز تعاملِ من با دوستان و نزدیکانی است که صمیمانه نگران روح من هستند.
نون صات
۷
ا از همان سال 1933 خواهان مداخله و تجاوز نیروهای غربی شدند. زیرا به عقیدهی آنها با محدودیتهایی که بر کشور آلمان تحمیل شده و آن را به زندان مبدل کرده بود، آزادی تنها از بیرون امکانپذیر بود. آیندهی روح آلمانی به این آزادی بستگی داشت. اگر قرار باشد که ماهیت آلمانی به طور کامل نابود نشود، در این صورت باید دیگر کشورهای غربی که علایق مشترکی داشتند، به سریعترین وجه ممکن برای این رهایی دستبهکار میشدند. این رهایی رخ نداد. تا اینکه در سال 1945 به تخریب دهشتناک تمامی واقعیات مادی و اخلاقی ما منتهی شد.
شیما فکار
۴
یک ملت نمیتواند در یک فرد خلاصه شود. یک ملت نمیتواند قهرمانانه از صحنه حذف شود، یک ملت نمیتواند مجرم باشد و نمیتواند اخلاقی یا غیراخلاقی عمل کند، صرفاً افراد یک ملت میتوانند چنین کنند. ملت به مثابهی کل، چه از حیث جزایی، چه از حیث سیاسی و چه از حیث اخلاقی نه مقصر است و نه معصوم
مهسا
۳
نکتهی تمهیدی مهم دیگر را نیز ذکر میکند که بهنظرش برای آلمانیهای روزگار او ضروری میرسید: 1) آموختن سخن گفتن با یکدیگر، 2) به رسمیت شناختن انسانهای دیگر در تفاوتهایشان. آلمان زمانی میتواند دوباره به خود بیاید که آلمانیها راه تعامل و گفتوگو با یکدیگر را بیاموزند. البته او تأکید میکند که تعامل و اتحاد از راهِ زور و جبر بیفایده است. چرا که در مصایب و شرایط سخت، این تعامل و وحدت دود میشود و به هوا میرود. اما وحدتنظر از راه سخن گفتن و فهم یکدیگر و از طریق تسامح و کوتاه آمدن از جانب طرفین به ثبات اجتماعی میانجامد که دوام خواهد یافت.
نون صات
۲
وحدتبخشی از راهِ زور و جبر بیفایده است. در مصایب و شرایطِ سخت، وحدت همچون نور ضعیفی محو میشود. اما وحدتی که از راه سخن گفتن، مفاهمه، تسامح و کوتاه آمدن طرفین شکل گیرد، به اجتماعی میانجامد که دوام خواهد یافت.
نون صات
۲
زمانی که انسانها باهم توافقنظر نداشته باشند، خشونت برای آنها تصمیم میگیرد.
نون صات
۱
بیشترِ افراد صرفاً از رنجِ مختص به خودشان درکی واقعگرایانه داشتند.
امیررضا
۱
ما نمیتوانیم بیدرنگ و بدون تأمل به احساساتِ مبهممان اعتماد کنیم. درست است که روح ما به نحو خودانگیخته خود را تحقق میبخشد و حضورش را اثبات میکند، اما احساسات ما، واقعیاتی ساده، نظیر دادههای زیستشناختی نیستند. بلکه آنها به واسطهی فعل درونیمان، اندیشهمان و شناختمان منتقل میشوند. آنها به میزانی که ما میاندیشیم، تعمق و وضوح مییابند.
نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
بسیار کتاب ژرف و قابل تاملی بود.با نویسنده ای کاملا آگاه و بی طرف.
اول فکر میکردم که یاسپرس یک دستگاه متافیزیکی برای مسئله تقصیر ایجاد کرده و سعی در توضیح این دستگاه دارد، اما در کتاب، یاسپرس صرفاً قصد دارد هرچه سریع تر این مسئله رو حل کرده و از آن عبور کند،...بیشتر