
کتاب فلوطین
معرفی کتاب فلوطین
کتاب فلوطین نوشتهٔ کارل یاسپرس و ترجمهٔ محمدحسن لطفی است. انتشارات خوارزمی این کتاب را منتشر کرده است. این اثر در باب آرای فلوطین است.
درباره کتاب فلوطین
فلوطین، که آخرین فیلسوف پایبند به سنتهای فلسفه یونان شناخته میشود، در سال ۲۰۴ یا ۲۰۵ میلادی، احتمالاً در یکی از شهرهای مصر چشم به جهان گشود. او در ۲۸سالگی به شاگردی یکی از فلاسفهٔ برجسته اسکندریه درآمد و ۱۱ سال از عمر خود را به فراگیری حکمت و فلسفه نزد او سپری کرد. در ۳۹سالگی، عطش سیریناپذیر او برای کسب دانش از حکمت ایرانی و هندی، او را بر آن داشت که همراه سپاهیان امپراتور روم، سختی سفر را به جان بخرد، اما تقدیر بر آن بود که در میانهٔ راه، امپراتور کشته شود و فلوطین نیز از طریق انطاکیه راهی رم گردد و در آنجا به تدریس و تعلیم فلسفه مشغول شود. فلوطین، که تمایلی به نگارش اندیشههای خود نداشت، در ۴۹سالگی، به اصرار شاگردانش، قلم به دست گرفت و شروع به نوشتن کرد. او تعالیم خود را در ۵۴سالگی به رشتهٔ تحریر درآورد. یکی از شاگردانش، نوشتههای او را در شش دستهٔ نهتایی مدون کرد و هر دسته را «انئاد» نامید که به معنای «نهگانه» است. از همین رو، نوشتههای فلوطین به «انئاد فلوطین» و پس از ترجمه به عربی، به «تاسوعات فلوطین» شهرت یافت. کارل یاسپرس، فیلسوف معاصر آلمانی، کتاب فلوطین (plotin)، شرحی از زندگی و فلسفهٔ فلوطین ارائه داده است.
خواندن کتاب فلوطین را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم
این کتاب را به دوستداران فلسفهٔ کلاسیک پیشنهاد میکنیم.
درباره کارل یاسپرس
کارل یاسپرس در ۲۲ فوریهٔ سال ۱۸۸۳ میلادی در شهر اولدنبورگ آلمان زاده شد. او بعد از پایان دوران دبیرستان، در دانشگاه هایدلبرگ و مونیخ حقوق خواند و سپس به مدت پنج سال به تحصیل در رشتهٔ پزشکی پرداخت. یاسپرس در سال ۱۹۰۹ دکترای خود را در پزشکی گرفت و در سال ۱۹۱۳ و پیش از آغاز جنگ جهانی اول، استادیار روانپزشکی دانشگاه و در سال ۱۹۲۱ استاد رسمی دانشگاه شد. او از سال ۱۹۳۰ میلادی به تدریس فلسفه مشغول شد و به علت اظهارنظرهای مخالف با نهضت نازی، از کار برکنار شد. در همین دوران افکار «کییرکگور»، فیلسوف اگزیستانسیالیست را دنبال و تبلیغ میکرد. یاسپرس معتقد بود که جامعهٔ صنعتی امروزی برای شخصیت انسانی خطرناک است. یاسپرس در نهایت در ۲۶ فوریهٔ ۱۹۶۹، زمانی که ۸۶ساله بود بر اثر حملهٔ قلبی از دنیا رفت. کتاب «ماهیت رواندرمانی (ارزیابی انتقادی)» و کتاب «ایدهٔ دانشگاه» از آثار مکتوب او است.
بخشی از کتاب فلوطین
«فلوطین میگوید کسی که یک بار در ذروهٔ کمال بودهباشد میداند که حسرت و آرزویش او را بهکجا میکشاند. در آنجا شعلهای زبانه میکشد که هنگامی که آدمی فرود میآید، خاموش میگردد. «ولی آدمی چرا در آنجا نمیماند؟ برای اینکه هنوز کاملاً بهاینجا پشت نکردهاست»، و «هنوز بیآرامی تن مزاحمش است.»
ولی اگر در هستی اینجهانی رویارویی با واحد بچنگآمدهباشد، کشش و آرزو در برابر قناعت و اکتفا بهاندک، قرارمیگیرد و تنشی در میان آنها پدیدمیآید. وضع بنیادی نفس دگرگون میشود، و نفس میداند هدف اصلی در کجاست. اما هنگامی که در آنجاست، و آن شدهاست که در تلاش رسیدن بهآن بود، آماده نیست «این حالت را با چیزی عوض کند حتی اگر تمام ملکوت را بهاو عرضه کنند، زیرا چیزی بهتر از آن حالت نیست. آنجا مرتبهای است که نفس برتر از آن نمیتواندرفت، و هر چیز دیگر، تنها نزول و فرودآمدن است.» اینجا، در این جهان، همه چیز سایهٔ ناچیزی از آنجاست. «هنگامی که نفس با او یگانه شدهاست و دیگر هیچ نمینگرد و هیچ تماشا نمیکند، ترسی از هیچ بدبختی ندارد، و اگر همه چیز از میان برود نه تنها اندوهگین نمیشود بلکه بهآرزویش میرسد زیرا میتواند با واحد تنها بماند.» وقتی که این حالت را بیادمیآورد همهٔ جهان دگرگون میشود و در «همهٔ چیزهایی که پیشتر مایهٔ شادمانیاش بود، اعم از فرمانروایی و قدرت و توانگری و زیبایی و دانش، بهچشم حقارت مینگرد و این واقعیت را بهزبان نیز میآورد.»
فلسفهٔ مابعدالطبیعی فلوطین در آن واحد هم شناسایی مبتنی بر اندیشیدن است و هم عروج نفس. آگاهی فلوطین بر تعالی از آگاهی او بر آزادیاش جداشدنی نیست. نفس در وضعی ثابت و نهایی نیست: از مقام اصلی خود فروافتادهاست، میتواند فروتر بیفتد و میتواند بهآن مقام اصلی بازگردد.
وقتی که دربارهٔ تصویر هستی بدان سان که فلوطین در نظر دارد میاندیشیم، متوجه میشویم که همه چیز در حال گردش دورانی نزول و صعود میان برتر از هستی واحد، و نیستی ماده، میباشد و این گردش دورانی، ضرورتی گریزناپذیر است. آزادی در اینجا همچون شیئی بیگانه مینماید. چرا از کل نفس یکایک نفوس خودسرانه جدا میشوند، و چرا علاوه بر نزول ضروری در جریان گردش دورانی، نزول یکایک نفوس صورتمیگیرد؟ پاسخ این پرسشها را در تصویر هستی فلوطینی نمیتوانیافت.
ولی، بهعکس، معنی این تصویر هستی نخستینبار با توجه بهآگاهی بر آزادی برای ما قابل فهم میگردد. آگاهی بر اینکه بدبختی نفس نتیجهٔ گناه خود اوست، سبب پیدایش اندیشهٔ انتخاب ازلی میشود. تجربهٔ امکان صعود یا نزول، در حال آزادی بهواسطهٔ فعالیت خود، تصویر جهان را بهعنوان وسیلهٔ تفسیر و توضیح معنی زندگی پدیدمیآورد. آزادی، که در طرح عینی تصویر هستی، همچون شیئی بیگانه بنظرمیآید در واقع منشأ اندیشیدن آن طرح است. حقیقت و معنی آن ناشی از تأثیر آزادی است.»
حجم
۹۹٫۷ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۶۳
تعداد صفحهها
۱۵۰ صفحه
حجم
۹۹٫۷ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۶۳
تعداد صفحهها
۱۵۰ صفحه