ژولیا کریستوا ( -۱۹۴۱)، فیلسوف و روانکاو بلغاری- فرانسوی است.
کریستوا در «هانا آرنت زندگی یک روایت است» که به زبانی موجز و گاه پیچیده نوشته شده، آرنت را متفکری معرفی میکند که به قصد یافتن امیدی برای زندگی، شرایط و وضعیت بشر را در جهان امروز توصیف میکند.
آرنت به عنوان یکی از مهمترین اندیشمندان قرن بیستم که با آثاری چون «توتالیتاریسم»، «انقلاب» و «خشونت» در ایران شناخته شده، میگوید به حلقه فیلسوفان تعلق ندارد و حوزه کاریاش «تئوری سیاسی» است.
از منظر وی، «یک تنش جدی بین فلسفه و سیاست وجود دارد... فیلسوف مانند هر کس دیگری، در ارتباط با طبیعت میتواند عینینگر باشد و زمانی که درباره آنچه میاندیشد حرف میزند از طرف تمام نوع بشر حرف میزند. اما او نمیتواند در مقوله سیاست عینینگر یا بیطرف باشد. از زمان افلاطون به بعد چنین چیزی محال است!»
همین تنش میان فلسفه و سیاست است که از دیدگاه وی باعث شده تا غالب فیلسوفان (به استثنای کانت) نوعی خصومت با سیاست داشته باشند.
آرنت با همین تحلیل و ارزیابی، تأکید دارد نمیخواهد در این خصومت «شریک» باشد و به تعبیری که خود به کار میبرد، «میخواهم با چشمانی به سیاست بنگرم که فلسفه آن را تیره و تار نکرده باشد».
هر یک از پنج فصل کتاب که عمدتاً به ایده کلی روایت اختصاص دارد، گویای حرکتی پیوسته و مملوس در مفاهیم آرنتیاند؛ از روایت به مثابه امری شخصی که در اینجا در مورد زندگی خود آرنت و نسبتهایش با دیگران و حتی هویت یهودی او مصداق مییابد گرفته، تا روایت به عنوان مفهومی قابل دفاع که میتوان آن را برای گریز از قانون مرگ به «عمل» درآورد.
در واقع، این اثر آرنت را به عنوان فیلسوفی میشناساند که با انگیزه «عشق به جهان» در پی تحقق بخشیدن به روند زندگی و گریز از«عدم تعلق» است.
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب هانا آرنت؛ زندگی یک روایت است و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
میتوان گفت شر بنیادین در نظامی پدید آمده که همهی انسانها را زاید ساخته است. گردانندگان این نظام خود را همچون دیگران اضافی میدانند و جانیان توتالیتر به این خاطر خطرناکتر از دیگرانند که برایشان اهمیتی ندارد زندهاند یا مرده، زندگی کردهاند یا اصلاً به دنیا نیامدهاند. اگر از نظرگاهی فایدهگرایانه به جهان خود بنگریم، خطر کارخانههای جسدسازی و سردابهای فراموشی این است که امروزه با افزایش بیخانمانهایی که در همهجا به چشم میخورند، تودههای مردم پیوسته در حال زاید شدن هستند
ghazal moradi
۳
«با این همه، اندیشیدن شاعرانگی است... اندیشیدن میگوید حقیقت هستی بر چه امر میکند. این امر کردن اصیل است. اندیشیدن همان شاعریِ ازلی است»
ghazal moradi
۲
«باید بخشید و گذشت تا با رها کردن دایمی انسانها از بند آنچه نادانسته مرتکب شدهاند زندگی بتواند ادامه پیدا کند»
کاربر حسن ملائی شاعر
۲
جانیان توتالیتر به این خاطر خطرناکتر از دیگرانند که برایشان اهمیتی ندارد زندهاند یا مرده
ghazal moradi
۱
زندگی خود را در صورتی متحقق میکند که هیچگاه از غور در معنا و کنش بازنایستد: «ویژگی روشنگرانهی کنش و نیز توانایی خلق داستانها و تاریخیشدن توأمان منبعی را شکل میدهند که وجود انسانی را مالامال از معنا و روشنی میکند.» (۱۱)
ghazal moradi
۱
«فرد» خود را با تبدیل شدن به «کیستی» که درون فضای سیاسی عمل میکند نامیرا میسازد و لذا تنها یک روایتِ به خاطر سپردنی را شکل میدهد.
ghazal moradi
۱
«سیاست در زمانهی ما کسبوکار ناامیدی است و من همواره با این وسوسه دست به گریبان بودهام که از آن بگریزم» (۱۲) با اینحال بررسی دقیق و کاملی نه تنها از سیاست که از انسانشناسی ملازم آن به عمل میآورد.
Atia
۱
اگر از نظرگاهی فایدهگرایانه به جهان خود بنگریم، خطر کارخانههای جسدسازی و سردابهای فراموشی این است که امروزه با افزایش بیخانمانهایی که در همهجا به چشم میخورند، تودههای مردم پیوسته در حال زاید شدن هستند. رویدادهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی همواره در تبانی پنهان با ابزارهای توتالیتری قرار دارند که برای زاید ساختن انسانها طراحی شدهاند.
ghazal moradi
۰
از این رو، آرنت با بازگویی اندیشههای سن آگوستین دربارهی زندگی «جاهلانه» ، زندگیای که با زندگی سعادتمندانه (beate vivere) و اصل جوهر والا (summum esse) کاری ندارد، سخت به مصرفگرایی که زندگی بشر را به ابتذال میکشاند میتازد چرا که این نوع زندگی نتوانسته آنچه را جاوید و ابدی است درک کند. (۷) وی از کیش «زندگی خصوصی» و حتی بیشتر، «زندگی انواع» انتقاد میکند که میکوشد خود را به منزلهی خیر برتر مدرن تحمیل کند اما کمکی به میل به جاودانگی نمیکند. «فرایند» حیاتی جایگزین جستجوی جاودانگی میشود و به صورت یک ارزش نیهیلیستی بنیادین درمیآید.
ghazal moradi
۰
شعر به این خاطر که جوهرهاش زبان است «برترین هنر انسانی» محسوب میشود و به اندیشهای که از آن الهام میگیرد نزدیک است. بنابراین شعر شیءواره و ابژهی فایدهگرایی نمیشود. شعر با «ایجاز» و جهتگیری به سمت «یادآوری» جوهرهی زبان را تحقق میبخشد. با این وجود شعر از حیث در میان- بودن در پسزمینه باقی میماند. سؤال اینجاست که چگونه این کلام شاعرانه خود را به منظور نشان دادن فضیلتمندی قهرمانانش درون پولیس آشکار میکند؟
نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
چاپ دوم کتاب ترجمه فوق العاده ای داره، انگار چاپ اولش مشکل داشته