با کد تخفیف Salam اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
کتاب ساختار روان شناختی فاشیسم اثر ژرژ باتایoff

کتاب ساختار روان شناختی فاشیسم

نویسنده:ژرژ باتایمترجم:سمانه مرادیانیانتشارات:نشر بیدگلسال انتشار:۱۳۹۷تعداد صفحه‌ها:۱۰۴ صفحهدسته‌بندی:امتیاز:
۳.۳از ۱۰ رأیخواندن نظرات
انتشاراتنشر بیدگل

سال انتشار۱۳۹۷

تعداد صفحه‌ها۱۰۴ صفحه

دسته‌بندی

معرفی کتاب ساختار روان شناختی فاشیسم

«ساختار روان شناختی فاشیسم» اثر «ژرژ باتای» فیلسوف پساساختارگرا و پسامدرن فرانسوی است که در اوایل قرن بیستم زندگی می‌کرد. فلسفه «ژرژ باتای» درواقع پاسخی در برابر فاشیسم زمانه‌اش و راهی برای نابودی هرگونه سلسله مراتب بالا به پایین بود. دیدگاه باتای از فاشیسم، با خوانش دست راستی و لیبرال پوپر، یا خوانش مارکسیستیِ کلاسیک پولانزانس از فاشیسم، تفاوت بسیار دارد. با توجه به گرایش مارکسیسم ضداستالینیستی او در سال‌های ۱۹۳۱–۱۹۴۳ و همراهی‌اش با سازمان سیاسی «ضد حمله»، و چرخش او از مارکس به نیچه، عضویت در انجمن سرّی «آسِفال»، و چیزهایی از این دست می‌توان تعاریف زیادی از باتای داشت. باتای در ایران کمابیش ناشناخته است؛ جز چند مقاله و آن هم بیشتر در حوزهٔ نظریهٔ ادبی و نیز شبه هنری، و آن هم در حاشیه. بدین جهت، کژفهمی و حرف‌های عجیب و غریب در مورد او کم نیست. این کتاب فرصتی را فراهم می‌کند تا به درستی با اندیشه‌های این فیلسوف آشنا شویم.

نظرات کاربران

آرش مدرسی
۱۴۰۱/۰۹/۰۷

موضوع کتاب بسیار جذاب، اما متن ثقیل است و ترجمه همان مسیر را رفته است و کمکی به فهم مطلب برای خواننده عام نمی‌کند.

mandi
۱۳۹۹/۰۷/۲۷

اصل کتاب عالی است. باید خواند اما ترجمه واقعا افتضاح. به گمانم با نرم افزار ترجمه می فرمودند بهتر بود. اما توصیه می کنم مطالعه کنید. جملات را روی کاغذ بنویسید و خودتان ساده و درستش کنید.

پوریا
۱۳۹۹/۰۷/۲۴

ترجمه ش خیلی نامفهومه !

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه (۴)
تولید شالودهٔ همسانی اجتماعی است. [۳] جامعهٔ همسان جامعهٔ تولیدی است؛ یعنی همان جامعهٔ سودمند. هر عنصر به دردنخور، نه از کل جامعه، که از بخش همسان آن بیرون رانده می شود. در این بخش، هر عنصری باید در قبال عنصر دیگر سودمند باشد، بی آنکه فعالیت همسان هرگز قادر باشد به شکل فعالیتی فی نفسه معتبر درآید. یک فعالیت سودمند مقیاس مشترکی با فعالیت سودمند دیگر دارد، اما نه با فعالیتِ برای خود (لنفسه).
نیک وایلد
اما در حقیقت، تنها در تولید پیشه ورانه است که فردِ همسان تابعی است از تولیدات شخصی خویش، آنجا که ابزار تولید نسبتاً ارزان اند و پیشه ور می تواند مالک آن ها شود. در تمدن صنعتی، تولیدکننده از مالک ابزارآلات تولید متمایز شده است، و این دومی است که محصولات تولید را تصاحب می کند: درنتیجه، در جامعهٔ مدرن این مالک ابزار تولید است که تابع محصولِ تولید است؛ این او ــــ و نه تولیدکننده ــــ است که همسانی اجتماعی را پی می ریزد.
نیک وایلد
این تقلیل تا آنجا که ممکن است، به طبقات به اصطلاح متوسط نیز گسترش پیدا می کند، طبقات متوسطی که به طرق گوناگون از سود به دست آمده بهره مند می شوند. اما پرولتاریای صنعتی تا حد زیادی غیر قابل تقلیل باقی می ماند. این طبقه ارتباط دوگانه ای را با فعالیت همسان حفظ می کند: فعالیت همسانْ پرولتاریای صنعتی را نه از کار، که از سود محروم می کند. کارگران به عنوان عاملان تولید در چارچوب سازمان اجتماعی قرار می گیرند، اما تقلیل همسان [ساز] قاعدتاً فقط فعالیت مزدگیرانهٔ آن ها را تحت تأثیر قرار می دهد؛ آن ها نه به طور کلی و به مثابه انسان، که تنها به لحاظ رفتارشان در حین کار، درون همسانی روان شناختی ادغام می شوند. بیرون از کارخانه، و حتی خارج از عملیات های فنی آن، کارگر، نسبت به شخصی همسان (رئیس، بوروکرات، و غیره)، یک بیگانه است: انسانی با ماهیتی دیگر، ماهیتی تقلیل نیافته و به انقیاد در نیامده.
نیک وایلد
دقیقاً در بخش میانی این طبقهٔ به اصطلاح کاپیتالیست یا بورژوا است که تقلیلِ جهت مند شخصیت انسانی اتفاق می افتد و آن را به موجودیتی انتزاعی و قابل مبادله تبدیل می کند: به بازتابی از اشیای همسانی که فرد مالک آن ها است.
نیک وایلد