جملات زیبای کتاب بهانه ای برای بیکارها | طاقچه
تصویر جلد کتاب بهانه ای برای بیکارهاsubscriptionAvailable

کتاب بهانه ای برای بیکارها

نوع کتاب
۴.۳ امتیاز(از ۸ رأی)

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
Dexter
۱۴
بسیار سخت و دردناک است که راه‌های بسیاری طی کرده و مشقت صعود از قله‌های بلند را برخود هموار سازی و پس از آن همه ببینی که انسان‌ها نسبت به آن چه تو کسب کرده‌ای بی‌تفاوتند.
someone2
۹
بیکاری آن چنان که از نامش برمی‌آید به معنای انجام ندادن کار نیست، بلکه انجام کارهای بسیاری است که در چارچوب متعصبانه طبقه حاکم نمی‌گنجد، اما با این حال به اندازه کار(صنعت) محق است جایگاه خود را حفظ کند. باید پذیرفت که حضور کسانی که از ورود به رقابت حقیرانه کسب شش پنی، سر باز می‌زنند، توهین بزرگی است برای کسانی که بدان تن می‌دهند.
ائمه
۷
با یک بررسی منصفانه می‌توان به روشنی دریافت که بسیاری از خردمندانه‌ترین، پرهیزکارانه‌ترین و سودمندترین نقش‌هایی که می‌بایست در نمایش زندگی ایفا نمود، کارهایی رایگان و بلاعوض هستند که انجام آن‌ها جز با بیکاری صورت نمی‌پذیرد.
ائمه
۷
اگر کسی نمی‌تواند جز با بیکاری شادمان باشد، چنین فردی می‌بایست بیکار بماند.
ائمه
۳
بیکاری آن چنان که از نامش برمی‌آید به معنای انجام ندادن کار نیست، بلکه انجام کارهای بسیاری است که در چارچوب متعصبانه طبقه حاکم نمی‌گنجد
someone2
۳
هنگامی که ضرورتی برای رفتن‌شان به اداره نیست، هنگامی که گرسنه یا تشنه نیستند، آن‌گاه تمام جهان پر شور و نشاط برای‌شان به جایی بی‌معنا بدل می‌شود. اگر یک ساعت یا بیشتر منتظر قطار باشند، با چشمانی باز در خلسه‌ای احمقانه فرو می‌روند.
سیدمحمدحسین
۳
" آیا ارزشش را دارد؟" هرگاه هنرمندی این سؤال را از خود می‌پرسد، پاسخش به طور تلویحی منفی است. این سؤال هرگز برای کودکی که بر روی مبلمان اتاق نشیمن نقش دزد دریایی را بازی می‌کند و یا شکارچی‌ای که در تعقیب شکار است، پیش نمی‌آید؛ اما خلوص اولی و اشتیاق دومی می‌بایست هر دو در سینه هنرمند درهم بیامزیند.
آرین
۳
اگر روح آدمی از چنان عظمتی برخوردار نبود، آن‌ها یقیناً خودشان را به اندازه زندگی و کارشان خالی از سرگرمی و صرفاً کوتوله و کوچک می‌نمودند؛
سیدمحمدحسین
۲
آگاهی به اینکه به چه چیزی علاقمندید آغاز حکمت و کهنسالی است. جوانی سراسر تجربه است.
پویا پانا
۲
هرقدر بر سن‌مان افزوده می‌شود از شدت فراز و فرودهای عواطف‌مان کاسته شده و جای آن را احساساتی کم و بیش ثابت می‌گیرد؛ همان عاملی که امیدمان را ناامید می‌سازد، همان نیز بر میزان ادارک‌مان می‌افزاید؛ اگرچه شدت گرایش به لذات کم می‌شود، به همان میزان مشکلات ملایم‌تر و قابل تحمل‌تر می‌شوند؛ و در یک کلام، این دورانی که از ما خواسته شده همه چیز را برای آن ایام ذخیره کنیم، آنچنان که گویی دوران قحط سالی است، در حقیقت غنی‌ترین، آسان‌ترین و شادترین دوران زندگی است.
someone2
۱
فعالیت بسیار چه در مدرسه و دانشگاه، چه در کلیسا و بازار، نشانه‌ای است از توانی ناکارآمد؛ و استعداد بیکاری نشانه‌ای است بر اشتیاقی بسیار و حس قدرتمند کشف هویت شخصی. زنده‌های متحرکی هستند، مردمی مبتذل و حقیر که زنده بودن شان را صرفاً در انجام برخی کارهای معمول و پیش پاافتاده می‌بینند.
baktash99
۱
بسیار سخت و دردناک است که راه‌های بسیاری طی کرده و مشقت صعود از قله‌های بلند را برخود هموار سازی و پس از آن همه ببینی که انسان‌ها نسبت به آن چه تو کسب کرده‌ای بی‌تفاوتند. از این روست که فیزیکدانان عدم تحرک را تقبیح می‌نمایند؛ سرمایه داران چندان تحمل کسانی که اندک اطلاعاتی از سرمایه دارند، را ندارند؛ ادیبان کسانی که سررشته‌ای در باب ادبیات ندارند را تحقیر می‌کنند؛ و کسانی که همیشه در پی کار و تلاشند کسانی را که هیچ کاری نمی‌کنند را پست می‌شمارند.
Behrouz
۱
یقیناً اندک دانش بی‌روح و خنکی در اوج قلل علوم رسمی و پرمشقت می‌یابیم؛ اما کافی است زحمت نگاه کردن را برخود هموار کنید تا بتوانید به واقعیات گرم و تپنده زندگی در اطراف خود پی ببرید. در حالی که دیگران مغز خود را با هیزم کلمات پر می‌کنند، کلماتی که نیم بیشتر آن‌ها قبل از این که به کار بیایند فراموش می‌شوند
sevenfold
۱
بسیار سخت و دردناک است که راه‌های بسیاری طی کرده و مشقت صعود از قله‌های بلند را برخود هموار سازی و پس از آن همه ببینی که انسان‌ها نسبت به آن چه تو کسب کرده‌ای بی‌تفاوتند. از این روست که فیزیکدانان عدم تحرک را تقبیح می‌نمایند؛ سرمایه داران چندان تحمل کسانی که اندک اطلاعاتی از سرمایه دارند، را ندارند؛ ادیبان کسانی که سررشته‌ای در باب ادبیات ندارند را تحقیر می‌کنند؛ و کسانی که همیشه در پی کار و تلاشند کسانی را که هیچ کاری نمی‌کنند را پست می‌شمارند.
پویا پانا
۱
نباید به تحسین گرسنه‌ای بپردازیم که خود را از خوردن شام محروم کرده و تمام اشتهای خود را برای دسر نگاه داشته، دسری که معلوم نیست باشد یا نباشد.
پویا پانا
۱
ما با قایقی سوراخ بر روی دریایی بزرگ و مخاطره آمیز سفر می‌کنیم؛ و تا بخواهیم از داستان ملوان پیر بهره‌ای بگیریم، صدای آواز پریان دریایی در گوش مان طنین انداز شده و درخواهیم دیافت که هرگز بار دیگر خشکی را نخواهیم دید. پیر و جوان، همگی در پایان سفر خود قرار داریم. حال اگر اندک تنباکویی در پر شال ملوانان هست، محض رضای خدا دست به دست بچرخان و بگذر پیش از رفتن چپقی چاق کنیم!
پویا پانا
۱
جوانی دورانی است که می‌بایست در آن هم با ذهن و هم با جسم از این سر به آن سر عالم سفر کرد؛ باید با آداب و سنن ملت‌های دیگر آشنا شد؛ باید در نیمه شب به صدای موسیقی گوش سپرد؛ طلوع خورشید را در شهر و روستا دید؛ هر روز تازه‌تر شد؛ دور تا دور اقلیم متافیزیک را پیمود، اشعار عاشقانه سرود، برای دیدن آتش یک مایل دوید و تمام روز در تئاتر منتظر ماند تا بتوان به تشویق هرنانی پرداخت.
پویا پانا
۱
همه ما آرزوی باقی ماندن در کودکی را داشته‌ایم و همین عامل اشتباهات بزرگی در زندگی مان شده است. کودکی باید بگذرد، و بعد نوبت به جوانی و سرانجام دوران کهنسالی می‌رسد.
پویا پانا
۱
جهالت‌های جوانی ریشه در منطقی استوار دارند،
پویا پانا
۱
باید تلاش بیشتری کرده و خطاهای جدیدی مرتکب شویم.
پویا پانا
۱
این سواحل طولانی برای یک شخص بیکار جذابیت‌های خاصی دارند.
baktash99
۰
بیکاری آن چنان که از نامش برمی‌آید به معنای انجام ندادن کار نیست، بلکه انجام کارهای بسیاری است که در چارچوب متعصبانه طبقه حاکم نمی‌گنجد، اما با این حال به اندازه کار(صنعت) محق است جایگاه خود را حفظ کند. باید پذیرفت که حضور کسانی که از ورود به رقابت حقیرانه کسب شش پنی، سر باز می‌زنند، توهین بزرگی است برای کسانی که بدان تن می‌دهند. یک مرد خوب (همان طور که نمونه‌هایشان را زیاد می‌بینیم) تصمیمش را می‌گیرد و شش پنی را می‌گیرد، و به قول آمریکایی‌ها، آن شش پنی را "گیر می‌آورد". و در حالی که چنین فردی با مشقت زیاد جاده را شخم می‌زند، به راحتی می‌توان فهمید هنگامی که افراد خونسردی که در چمنزار کنار همان جاده در حالی که دستمالی روی گوش‌هایشان انداخته و بطری در زیر بغل دارند را می‌بیند، تا چه اندازه عصبانی می‌شود.
Behrouz
۰
هنرمند با این اندیشه که آیندگان درباره‌اش قضاوت خواهند کرد هر مشقتی را تحمل می‌کند تا بتواند به اوج شایستگی دست یابد، و تصور می‌کند که حتی اگر در نزدیکی اوج قله نیز بماند دیگر هرگز دیده نخواهد شد. در سایه همین اندیشه یأس آور است که هنرمند در دفتر خویش هر روز در هنرکده خویش امید رسیدن به کمال را زنده نگاه می‌دارد. همین عامل است که زندگی‌اش را متعالی می‌سازد، همین عامل است که آثارش را غنا می‌بخشد و شخصیتش را پخته‌تر می‌کند، همین عامل است که چهره خشمگین امپراتور بزرگ را (حتی اگر برای لحظه‌ای باشد) در برابر پیروان آپولو ملایم می‌نماید و قویا دستور بر تکریم هنر و هنرمند می‌دهد.
Behrouz
۰
حال که در مورد روش جوانمردانه‌تر زندگی گفتم، می‌بایست با صراحت بیشتری در این باره سخن بگویم. کار همراه با لذت جوئی نمی‌تواند حرفه بزرگی باشد؛ چنین حرفه‌ای نیازمند حمایت و پشتیبانی است حتی اگر این حمایت بصورت پنهانی باشد. فرانسوی‌ها لقب رمانتیکی برای روسپی‌ها دارند و آن‌ها را دختران لذت می‌خوانند. هنرمند هم از همان خانواده هستند و آن‌ها را باید پسران لذت خواند، زیرا حرفه‌اش را شاد کردن خویش انتخاب کرده و روزی‌اش را از شاد کردن دیگران به دست آورده و از وجوه جدی‌تر آدمی خود را جدا نموده است.
پویا پانا
۰
بدون شک میلیون‌ها راه برای دست یافتن به حقیقت در جهان وجود دارد، اما شما باید خودتان را به یکی محدود کنید تا قانع شوید که به حقیقت دست یافته اید. و در این مسیر می‌بایست کاری انجام دهید، چیزی باشید و به چیزی معتقد باشید. امکان ندارد بتوان ذهن را در حالت تعادل دقیق و پوچی نگه داشت؛ و حتی اگر بتوانید چنین کاری هم انجام بدهید، در عوض این که در نهایت به نتیجه درست برسید، بیشتر تمایل خواهید داشت که برای همیشه در همان حالت پوچی بمانید.
پویا پانا
۰
تمام آنچه که امروز ما با آن مواجه هستیم در واقع گذشتگان ما نیز با آن مواجه بوده‌اند؛ و این که هیچ پاسخی برای این راز وجود ندارد، مگر آنکه هرکس به خواست خود پاسخی برای آن بیابد؛ گفتم که هیچ پایانی برای این مسیر متصور نیست زیرا به مانند کره زمین، پایان آن می‌تواند هرجا و هیچ کجا باشد؛ و دست آخر این که به رغم تفاوت اندیشه‌ها همگی ناگزیریم صدای ساز خود را با "ترانه‌ای ناب و هماهنگ" کوک کنیم.