دیدن از سیزده منظر
۳٫۷از ۵۹ نظر

دانلود کتاب دیدن از سیزده منظر

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچه
۳٫۷از ۵۹ نظر
۳٫۷از ۵۹ نظر
۳٫۷از ۵۹ نظر
دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچه

معرفی کتاب دیدن از سیزده منظر

«دیدن از سیزده منظر» آخرین اثر داستانی کالُم مک‌کان (-۱۹۶۵) ایرلندی است. وی استاد نویسندگی در دانشگاه هانتر نیویورک است و تا کنون ۹ اثر داستانی منتشر کرده‌است که برای او افتخارات فراوانی به همراه داشته‌اند. از میان آنها می‌توان به جایزه ملی کتاب آمریکا در سال ۲۰۰۹ و جایزه ادبی دوبلین ۲۰۱۱ اشاره کرد. کتاب حاضر اولین ترجمه از آثار وی به فارسی است.

این اثر شامل یک داستان بلند و سه داستان کوتاه است که در فضاهایی شاعرانه و گاه طنزآلود، خواننده را به تأمل وامی دارند. داستان بلند این مجموعه در سیزده بخش نوشته شده و بر پیشانی هر بخش، بریده‌ای از شعر «دیدن سیه‌پر از سیزده منظر» اثر والاس استیونس، شاعر مدرنیست آمریکایی نقش‌ بسته‌است. نویسنده ضمن داستان پردازی جذابش، تفکرات استیونس را نیز لابه‌لای داستان می‌گنجاند. این مجموعه موفق به دریافت جایزه پوشکارت ۲۰۱۵ و بهترین داستان کوتاه آمریکا در همان سال نیز شده‌است.

«دیدن از سیزده منظر» آیینه‌ای به قامت یک داستان بلند و سه داستان کوتاه‌است که می‌توان در قاب آن، مخفی‌ترین ابعاد شخصیتی انسان‌ها را به تماشا نشست. دوران پیری را همراه پدربزرگی تنها سرکرد و سرود تنهایی را با سربازی تنها در غوغای سکوت خواند. مادرانه‌های زنی تنهامانده را به گوش جان شنید و با کشیشی بر سر دوراهی گذشت یا انتقام، پا سست کرد.

بخشی از کتاب:

با ضعفی مفرط پا به سن می‌گذارد. چیزی که اکنون آزارش می‌دهد کندیِ برخاستن از خواب صبحگاهی، تحلیل رفتن بینایی‌اش، یا دردهای سینه‌اش که روزبه‌روز بیشتر می‌شوند، نیست؛ بلکه نقصان حافظه است – اینکه چطور گذشته به این راحتی فراموشش می‌شود، یا اکنون که چگونه سپری می‌شود، یا اینکه چطور گاهی این دو با هم بر خورد می‌کنند – طوری که وقتی شکنجه‌گرش را در تلویزیون می‌بیند مطمئن نیست که آیا قوه‌ی تخیل او دارد فریبش می‌دهد یا اینکه او از صافی حافظه عبور کرده و از گذرگاهی به درازای سی‌وهفت سال گذشته است تا با یک اشتباه فاحش او را دست بیندازد، یا اینکه واقعاً خودش است که اینک با آسودگی و خویشتن‌داری و ظاهری آراسته در اخبار شبانگاهی ظاهر شده است.

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۳۵)
MAHDI
۱۳۹۹/۰۲/۰۱

تعریف این کتاب را شنیده بودم و نسخه چاپی‌اش را خریدم. کتاب خوبی‌نبود. سه تا داستان کوتاه و یک داستان بلند داشت که هیچکدامشان به نظرم جالب نبود. بعضی از قسمت‌های کتاب هم مغایر با فرهنگ ما و همچنین مغایر با ارزش‌های اخلاقی

- بیشتر
♡sana.m♡
۱۳۹۸/۰۶/۱۰

به نظرم جذاب بود وخوب شروع شده بود در کل خوب

Auzora Calantha
۱۳۹۸/۰۲/۱۷

سلام کتاب بدی نیست اما من نتونستم باهاش ارتباط برقرار کنم تقریبا وسط داستان هاش حواسم پرت میشد و برام خیلی جذابیت نداشت به کسی پیشنهادش نمیکنم اما اگه کسی هم بخواد بخونه منصرفش نمیکنم

Sajjad Nikmoradi
۱۳۹۷/۱۰/۰۹

خیلی خوشم نیومد. نتونستم باهاش ارتباط برقرار کنم.

lily
۱۳۹۷/۰۵/۲۹

خیلی خوب بود. داستانهایی از واقعیت زندگی و چون خود زندگی در حال جریان هستند پایانشون بازه به معنای اینکه زندگی ادامه نداره و این فقط بخش کوچکی از آن هست. خیلی خوشم اومد فقط با داستان دومش یکم حال

- بیشتر
بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۵۹)
راستی چه کسی بود که سمت خنک بالشت را اختراع کرد؟
مـَه‌سـا
و زمان چه ظالمانه می‌تازد؛ وقتی در طلب آن هستی مضایقه می‌کند و آن‌گاه که نیاز نداری فراوان می‌شود.
Hamed
اگر به زندگی مهلت کافی بدهی همه‌ی مشکلاتت را حل خواهد کرد، حتی مشکل زنده بودن را.
پویا
این قدرت خیال است که در مقابل فشار حقیقت جانانه می‌ایستد و مقاومت می‌کند».
Nobody
ادبیات دست ما را می‌گیرد و به ما می‌آموزد تا زندگی را زندگی کنیم و نه فقط زنده باشیم. ادبیات، آن هوای تازه است که ریه‌های ما را زنده می‌کند و به ما یارای تغییر جهان برای حیات هرچه بهتر را می‌بخشد.
narges
تمام جنگ‌ها، هر جنگی، حماقتِ بی‌حدومرز انسان را می‌رساند. اسرائیل، ایرلند، ایران، عراق...
vihan
ادبیات دست ما را می‌گیرد و به ما می‌آموزد تا زندگی را زندگی کنیم و نه فقط زنده باشیم. ادبیات، آن هوای تازه است که ریه‌های ما را زنده می‌کند و به ما یارای تغییر جهان برای حیات هرچه بهتر را می‌بخشد. ادبیات پاسخی شایسته در مقابل هتک حرمت به انسانیت به ما ارائه می‌کند تا در مقابل خشونت، حرص و ناامیدی سکوت اختیار نکنیم. ادبیات، آن‌گاه که بایسته نگاشته و شایسته مطالعه شود، می‌تواند در مقابل تاریکی‌های دنیای اطرافمان ایستادگی کند.
Parham
راستی چه کسی بود که سمت خنک بالشت را اختراع کرد؟
mary
جالب است. لباس خواب را طوری طراحی کرده‌اند که جیب آن‌طرف چپ، روی قلب قرار گیرد. شاید یک موضوع پزشکی باشد؟ درگاهی کوچک که قابلیت جست و جو برای دکتر را فراهم می‌کرد. محفظه‌ای برای نگهداری اِستِنت، لوله‌ها و قرص‌ها هنگام بروز حمله قلبی؛ لوازم جانبی پیری. باید از دوست قدیمی‌اش دکتر ماریسون بپرسد. چرا جای جیب روی قلب است، جیم؟ شاید فقط یک‌جور مد باشد. اصلاً چه کسی برای لباس خواب، جیب اختراع کرده است؟ و برای چه کاری؟ شاید جایی باشد برای نگه داشتن کمی نان اضافه یا کلوچه یا نان تُست، وقتی در طول شب گرسنه می‌شویم؟ یا جایی برای نامه‌های عاشقانه از سال‌ها دور؟ یا درگاهی برای خودِ دیگرمان که آن‌جا در انتظار زمان مناسب است؟
Parham
شکوه دنیای هنر در این است که هنرمندان از روزنِ صفحات کتاب، یا در سوسوی پرده‌ی سینما و یا در اعماق رنگ‌های نقاشی، امتیاز زندگی کردن به‌جای ملل دیگر را کسب می‌کنند.
vihan

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۲۶۴ صفحه
نوع فایلePUB
تاریخ انتشار۱۳۹۵/۰۷/۰۵
شابک‌‫‭۹۷۸-۶۰۰-۸۲۱۱-۲۹-۷‬‬
تعداد صفحات۲۶۴صفحه
نوع فایلePUB
تاریخ انتشار۱۳۹۵/۰۷/۰۵
شابک‌‫‭۹۷۸-۶۰۰-۸۲۱۱-۲۹-۷‬‬