کتاب عاشقانه، تاریک، عمیق جویس‌کرول اُتس + دانلود نمونه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب عاشقانه، تاریک، عمیق

کتاب عاشقانه، تاریک، عمیق

معرفی کتاب عاشقانه، تاریک، عمیق

«عاشقانه، تاریک، عمیق» نوشته جویس کرول اوتس (-۱۹۳۸)، نویسنده آمریکایی است. این کتاب در سال ۲۰۱۵ نامزد نهایی جایزه پولیتزر شد. مترجم کتاب در مقدمه‌ای که بر این کتاب نوشته است می‌گوید: «در این کتاب داستانِ ضعیف نمی‌خوانید؛ داستانی که بعدش بگویید خب که چی؟ یا آن اتفاق مهم در روح و جان‌تان نیفتد و شما را تا هفته‌ها درگیر نکند. با قصه‌ها همراه می‌شوید؛ در پدرکشی دقیقاً به احساس دوگانه‌ی عشق و نفرتِ آن دختر ترشیده پی می‌برید و به او حق می‌دهید. در ساوت جرسی... دل‌تان برای روح سرگردان آن پسرجوان می‌سوزد و از قدرت قلم و جسارت اوتس در به تصویر کشیدن یک پسر خشمگین، آن هم روح! به هیجان می‌افتید. در شکارچی، مردی را می‌بینید که دیگر شکار نمی‌کند اما شکارچی منشانه با دختری که عاشقش شده چه می‌کند! در عاشقانه، تاریک، عمیق، فریاد گستاخانه‌ی اوتس را در نقد ادبیات معاصر امریکا می‌شنوید. او با استفاده‌ی واقعی از اسامی شعرا و نویسندگان و گذاشتن نوک پیکان نقدش زیر گلوی شاعر فقید امریکایی، رابرت فراست (۱۹۶۳- ۱۸۷۴) اعتراض خانواده و دوستان این شاعر را به جان می‌خرد، اما حرفش را می‌زند. داستان دلقک‌ها چنان فضای وحشتی برایتان متصور می‌کند که نفس در سینه‌تان حبس می‌شود... » در بریده‌ای از کتاب می‌خوانیم: «قبل از اینکه ببینم پدر بدبختم نرده‌ها را سفت چسبیده، پله‌ها دارد زیر پایش متلاشی می‌شود - اولش مثل یک حرکت آهسته‌ی بی‌رحمانه بود- شنیدم پدرم با صدای وحشت‌زده مرا صدا می‌زند. من این‌طوری فکر کردم. فکر کردم مرا صدا می‌زند. یا شاید فقط داشت فریاد می‌کشید و کمک می‌خواست. یا شاید فقط فریاد می‌کشید. چیزی که اتفاق افتاد درعین‌حال که بسیار آهسته بود، بسیار هم تند بود. سریع‌تر از آن بود که به چشمان مه‌گرفته و کور من، این فرزند شاد احمق بیاید. و من، خیلی آرام در بالکن ایستاده بودم و صمٌ بکم، فرو‌ریزی پله‌ها را تماشا می‌کردم. اگر من به اتهام قتل پدرم محاکمه شوم، اگر بروم دادگاه، گناهم همین سکوتم است و بس.»

نظرات کاربران

vala
۱۳۹۶/۱۲/۲۸

عجیبه بعد مدتها قلابمون به یه چیز درست درمون گیر کرد وقتی میخونمش زمان را یادم میره و این اون چیزیه که از یک کتاب خوب میشه توقع داشت

بنفشه آریاراد
۱۳۹۹/۰۶/۲۷

داستان های کوتاه و جذابی داره که مخاطبین و طرفداران داستان کوتاه را قانع میکنه. فضای داستانها چند بخشیه از واقع گرایی تا اگزیستانسیال و سورئال داره. از داستان دلقک ها خوشم اومد. و داستان شکارچی را خودشون پیشنهاد دادن که

- بیشتر
سارا ایرانی
۱۳۹۹/۱۰/۱۳

با اینکه بیشتر طرفدار رمان هستم تا داستان کوتاه، اما خیلی پسندیدمش. از نظر من به خوبی داستان های کوتاه سلینجر ه و حتی به اندازه ی داستان های دال، سرگرم کننده و پرکشش. داستان پردازی و پرداختن به جزییات

- بیشتر
bahar zeinab
۱۳۹۹/۰۹/۱۰

بسیار عالیی

عسل
۱۳۹۵/۰۸/۱۹

اتس واقعا کاراش عالیه,شاهکار ادبیه

leila
۱۳۹۷/۰۱/۱۵

سلام , یه سوال دارم ... طاقچه جان یه کد هدیه ارسال کرد برام حالا پیداش نمیکنم , چرا؟ 😞

🌻سپیده 🌻
۱۳۹۵/۰۸/۲۴

سلام☺ ببخش عسل جان میشه کمی در موردش توضیح بدی.مرسی😉

بریده‌هایی از کتاب

«خودکشی سرگرمی بیخودی است. نود درصد خودکشی‌ها ناخواسته به مرگ ختم می‌شوند و طرف واقعاً قصد نداشته که خودش را بکشد.»
vahid
«خودکشی سرگرمی بیخودی است. نود درصد خودکشی‌ها ناخواسته به مرگ ختم می‌شوند و طرف واقعاً قصد نداشته که خودش را بکشد.» «و حالا چرا داریم درباره‌ی خودکشی حرف می‌زنیم؟»
مهشید
قانون شخصی او این بود که هرگز ضعفت را فاش نکن. مخصوصاً این حرف برای غریبه‌ها خیلی مهم بود و نباید پیش آن‌ها ضعف‌ها را فاش کرد.
maria
«خودکشی سرگرمی بیخودی است. نود درصد خودکشی‌ها ناخواسته به مرگ ختم می‌شوند و طرف واقعاً قصد نداشته که خودش را بکشد.»
maria
مرد به زن گفته بود که اصلاً درست نیست آدم با غریبه‌ها و رهگذران حرف بزند. زن گفته بود چرا و مرد نگاهی به زن انداخته بود که این چه سؤالی است و گفته بود، ‌به‌خاطر اینکه آدم دیگر آن‌ها را نمی‌بیند. زن هم خنده‌ای کوتاه و عصبی کرده بود و گفته بود اتفاقاً همین دلیل خوبی است که آدم با غریبه‌ها حرف بزند... اینکه دیگر آن‌ها را نمی‌بینی.
maria
شصت‌های دستش مثل دو قاتل عمل می‌کردند. دیگر زندگی‌اش تبدیل شده بود به یک سری حذفیات؛ قبل از اینکه آن‌ها تو را حذف کنند تو آن‌ها را حذف کن.
maria
غفلت کسی را داشت که مار او را گزیده و سم مار و جای گزیدگی هنوز دارد می‌سوزد، اما او باز جذب بدن بلند و پر زرق‌وبرق مار می‌شود و خونسرد و بی‌محابا، با لبخندی دیوانه‌وار، باز به سمت مار دست می‌برد.
maria
گناه این بود که الان من به گناه عاشق شده بودم. بدنم به گناه آغشته و زخمی گناه بود.
maria
نباید گریه می‌کرد. نباید آن زن چاق را خوشحال می‌کرد و او می‌فهمید که به او آسیب رسانده است. گریه نمی‌کرد اما اشک‌هایش روی گونه‌های داغش غلتید. گریه نمی‌کرد اما نمی‌توانست جلوی لرزشش را بگیرد.
maria
چقدر دیگری را دوست داشتن پر خطر بود! مانند این بود که خودت پوست خودت را بکنی و سلاخی کنی. در معرض هوای آزاد و انواع و اقسام عفونت‌ها.
maria

حجم

۴۵۸٫۰ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۵

تعداد صفحه‌ها

۴۸۷ صفحه

حجم

۴۵۸٫۰ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۵

تعداد صفحه‌ها

۴۸۷ صفحه

قیمت:
۱۰۳,۰۰۰
تومان