معرفی و دانلود کتاب به نجاتش می ارزد + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب به نجاتش می ارزد
off
٪۴۰
subscriptionAvailable

کتاب به نجاتش می ارزد

نوع کتاب
۲.۱(از ۱۳ امتیاز)

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب به نجاتش می ارزد

کتاب به نجاتش می ارزد نوشتهٔ پیتر سوانسون و ترجمهٔ علی قانع و ویراستهٔ شایان تهرانی است. کتاب کوله پشتی این رمان جنایی را منتشر کرده است. این رمان در ادامهٔ رمان پرفروش «به کشتنش می‌ارزد» نگاشته شده است.

درباره کتاب به نجاتش می ارزد

کتاب به نجاتش می ارزد (The Kind Worth Saving) رمانی جنایی نوشتهٔ پیتر سوانسون است. این رمان در یکی از کتاب‌های لیست منتخب ویراستاران آمازون است. پیتر سوانسون این رمان را در ادامهٔ رمان پرفروش «به کشتنش می‌ارزد» نگاشته است. نویسنده از شخصیت‌ها و وقایع کتاب قبلی خود را در این رمان هم آورده تلاش‌‌های کارآگاه «هنری کیمبال» برای حل یک پرونده‌‌ای خانوادگی را ترسیم کرده است. میان این پروندهٔ خانوادگی و پرونده‌ٔ قتل‌های زنجیره‌ای که به‌وسیله‌ٔ قاتلی ناشناس صورت می‌گیرد، ارتباطی وجود دارد. با کارآگاه «هنری کیمبال» همراه شوید از رازهای این پرونده‌ها سر در بیاورید و بدانید در پشت پردهٔ هر کدام چه داستان‌هایی نهفته است. این رمان در سه بخش نگاشته شده که عنوان آن‌ها عبارت است از «عصر لطیف قاتلین»، «نفر سوم» و «کار کثیف».

خواندن کتاب به نجاتش می ارزد را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به دوستداران داستان‌های خارجی و علاقه‌مندان به رمان‌های جنایی پیشنهاد می‌کنیم.

بخشی از کتاب به نجاتش می ارزد

«بیشتر مسیرهای عمومی در دارتفورد اساساً پیاده‌روهایی خاکی در امتداد خیابان بودند که با یک ردیف درخت از ترافیک شهر جدا شده بودند، اما هر چند وقت یک بار، مسیری از جاده منحرف می‌شد و از میان مزارع قدیمی یا جنگل‌های کاج عبور می‌کرد. کلاغی در آسمان در حال پرواز بود. خانهٔ جوآن تنها سه کیلومتر از مرکز شهر فاصله داشت، اما بیش از یک ساعت طول کشید تا از مسیر جنگل‌های مجاور به آن برسم. در پناه سایهٔ یک تخته‌سنگ بزرگ مستقر شدم، جایی که چشم‌اندازی از حیاط‌خلوت خانه‌اش داشتم. حدود بیست دقیقه خانه را زیرنظر گرفتم و وقتی هیچ حرکتی در آن ندیدم، به‌طرف دروازهٔ ورودی‌اش راه افتادم. ب‌ام‌و نقره‌ای نبود. این امکان وجود داشت که شخص دیگری آن را برده باشد و جوآن در خانه باشد، اما شک داشتم. درِ ورودی را چک کردم که قفل بود بعد رفتم طرف دیگر و ایوان پشتی. این یکی باز بود، اما درهای شیشه‌ای کشویی که به داخل خانه راه داشتند قفل بودند. وسیله‌ای برای باز کردن قفل آورده بودم، ولی تصمیم گرفتم ابتدا پنجره‌ها را امتحان کنم و یکی را پیدا کردم که باز شد. وارد اتاق تاریک شدم و پنجره را پشت سرم بستم.

یک دقیقه منتظر ماندم تا مبادا صدایی در خانه بشنوم، بعد به‌سمت آشپزخانه رفتم. داخل یخچال دو بطری شراب سفید بود، یکی باز شده و تقریباً نصف محتویاتش خالی شده و دیگری هنوز مهروموم بود. یک بطری پلاستیکی بزرگ آب ویتامینه هم بود.

قبل از بازگشت جوآن، توانستم نگاهی به بقیهٔ خانه بیندازم. ترکیب عجیبی از مبلمان قدیمی و قطعات جدید گران‌قیمت بود. همهٔ دیوارها رنگ بژ داشتند و آشپزخانه که اخیراً در چند نقطه بازسازی شده بود، کف سنگی تیره و کاشی‌های بزرگ داشت. جوآن گریو و همسرش ریچارد ویلن در این منطقه بزرگ شده بودند و اینجا به‌وضوح خانهٔ پدری یکی از آنها بود. طبقهٔ بالا چهار اتاق‌خواب داشت، یک اتاق‌خواب سرویس‌دار و سه اتاق کوچک‌تر که یکی از آنها به انبار تبدیل شده بود و پر از کارتن و مبلمان قدیمی بود. من در همان اتاق منتظر ماندم و در گوشه‌ای راحت و دنج بین دیوار و یک قفسهٔ کتاب استفاده‌نشده نشستم.»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب به نجاتش می ارزد و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:به نجاتش می ارزد
عنوان انگلیسی:The Kind Worth Saving: a novel
موضوع:رمان، داستان خارجی، جنایی
نویسنده:پیتر سوانسون
مترجم:علی قانع
ویراستار:شایان تهرانی
انتشارات:کتاب کوله پشتی
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۴۰۱/۱۲/۲۹
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۷.۱۸ مگابایت
شابک:۹۷۸۶۰۰۴۶۱۶۲۶۳
تعداد صفحه‌ها:۳۰۴ صفحه
قیمت کتاب:۷۹۲۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

به دنبال آلاسکا
۱۴۰۳/۰۹/۰۷

جلد اول این کتاب(به کشتنش میارزد) جزو پنج رمان جناییه برتر منه و برای همین با شوق زیادی شروع به خوندن این جلد کردم ولی واقعا ناامیدم کرد 🤦🏻‍♂️ اینقدر طرح کلی داستان سطحی و پیش پا افتاده بود که باورم نمیشد...بیشتر

۰
mahfam
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۳/۱۱/۳۰

همون جلد اولشو رو باید خوند و سمت جلد دو نباید اومد . داستانی که کش داده شده بود و بیشتر سمت حاشیه های داستان رفته بود تا خود داستان... در کل نویسنده توی جلد دوم خیلی ضعیف عمل کرده بود

۰
violet-b00k
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۴/۱۲/۱۷

وقتی فهمیدم این کتاب جلد دوم به کشتنش می‌ارزد هست با ذوق خریدمش که بخونم ، اما بعد اینکه تقریبا نصفشو خوندم واقعا پشیمون شدم از اینکه خریدمش خیلی ناامید کننده و کسل کننده بود هنوزم نتونستم تمومش کنم

۰
AS4438
۱۴۰۳/۰۹/۱۴

چندین بخش اول کتاب خیلی دلچسب نبود و به کندی پیش میرفت ، درواقع هیجان خاصی نداشت فقط جنائی بود، ترجمه خوبی هم نداشت، برای یکبارخواندن بد نیست، پایان کتاب باز وگنگ بود، البته مترجم کتاب کتابهای خوب زیادی ترجمه...بیشتر

۰
نیتا
۱۴۰۴/۱۱/۱۱

فکر می کنم این کتاب دنبال کتاب دیگر این نویسنده به نام « به کشتنش می ارزد» باشد که من هنوز این کتاب را نخواندم. اما داستان این کتاب اشاره های بیشماری به داستان قبلی دارد که به نوعی باعث...بیشتر

۰
sara yaghobi
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۴/۱۱/۰۱

داستان کتاب کلیشه ای و تکراری . من فقط برای رفع کنجکاوی درباره شخصیت لی‌لی در کتاب اول ، این کتاب و خوندم . و سر دراوردن از زندگی لی‌لی بعد جلد اول به خوندن این کتاب نمی ارزید .

۰
zoha
۱۴۰۴/۰۳/۲۰

همونطور که بقیه هم اشاره کردن واقعا ضعیف بود. از کتاب اولش ۵ ستاره هم کم بود براش. این کتاب یک ستاره هم زیاده براش. عاشق شدن کاراگاه فوق‌العاده مسخره بود. انگار فقط روایت چند قتل رو از زبان چند...بیشتر

۰

بریده‌هایی از کتاب

red rose
۴
افراد عاشق می‌شن چون ناظرهای خیلی خوبی‌ان و می‌تونن چیزی رو که مقابلشونه ببینن. بعضی از آدم‌ها هم عاشق می‌شن، چون درمورد چیزی که مقابلشونه فقط خیال‌پردازی می‌کنن. اونها چیزهایی رو می‌سازن که وجود ندارن.»
red rose
۳
«کسی نبود که ارزش نجات دادن داشته باشه.» «درسته. کسی بود که ارزش نجات دادن نداشت.»
از ساعت 4 صبح
۰
اگر فقط به او می‌گفتند که دیگر هرگز ریچارد را نخواهد دید، اصلاً آزارش نمی‌داد، اما دانستن اینکه حتی اگر بخواهد هم نمی‌تواند او را ببیند، حسی بود که تحملش بسیار سنگین بود. مرگ ریچارد بخشی از زندگی او را نیز که هنوز حاضر به رها کردنش نبود پاک می‌کرد.
از ساعت 4 صبح
۰
«فکر کنم درمورد عشق هم همین‌طوره. بعضی از افراد عاشق می‌شن چون ناظرهای خیلی خوبی‌ان و می‌تونن چیزی رو که مقابلشونه ببینن. بعضی از آدم‌ها هم عاشق می‌شن، چون درمورد چیزی که مقابلشونه فقط خیال‌پردازی می‌کنن. اونها چیزهایی رو می‌سازن که وجود ندارن.»
از ساعت 4 صبح
۰
واقعاً فکر می‌کنم زیاده‌خواهیه که آدم‌ها از کسایی که دوستشون دارن انتظار داشته باشن اونها هم متقابلاً دوستشون داشته باشن. آدم‌ها از کتاب‌ها چنین انتظاری ندارن یا از فیلم‌ها یا از طبیعت. چرا از آدم‌ها چنین انتظاری داریم؟