
کتاب شاه خاکستری چشم
نویسنده:آنا آندرییونا آخماتووا
مترجم:شاپور احمدی
انتشارات:کتاب کوله پشتی
دستهبندی:
امتیاز
از ۸ رأیخواندن نظرات
۴٫۳
(۸)
خواندن نظراتمعرفی کتاب شاه خاکستری چشم
«شاهِ خاکستری چشم» مجموعه اشعار آنا آخماتوا(۱۹۶۶-۱۸۸۹) شاعر نوگرای روس است. او از جمله مورد ستایشترین نویسندههای روس به حساب میآید.
حکومت استالینی بر او جفا میکرد. نشر کتابهایش را باز میداشت و او را دشمنی خطرناک به شمار میآورد، اما در همان حال که به خاطر شعرهای آغازینش مورد توجه مردم بود، و حتی استالین چندان آشکارا بر او نمیتاخت، زندگانی آخماتوا سخت میگذشت. بزرگترین شعرش رکوییم (آمرزشخوانی) رنج مردم روسیه را در یوغ استالین بیان میکند بویژه عذاب زنانی که با آخماتوا در بیرون زندانها به صف میایستادند، زنانی که مانند او صبورانه انتظار میکشیدند، با حسی از اندوهی عظیم و ناتوانی، تا بخت آورند و قرص نان یا پیامی کوتاه به شوهران و پسران و دلدادگان خود بفرستند. این شعر در داخل روسیه تا سال ۱۹۸۷ منتشر نشد، گرچه سرودن آن را گویا هنگام دستگیری پسرش آغاز کرد. دستگیری و حبس، و سپس دستگیری همسرش پونین، موقعیتی برای بنمایهی ویژهی این شعر فراهم ساخت، که رشتهای است از شعرهایی غنایی دربارهی حبس و تأثیر آن بر کسانی که عزیزانشان یا دستگیر شده بودند، یا محکوم، و یا در پشت دیوارهای زندان در بند بودند.
در نمونهای از اشعار او میخوانیم:
قلبم چایید و کرخ شد
اما پاهایم سبک بودند.
دستکش دست چپم را کشیدم
بر دست راستم.
به نظر پلههای بسیاری بودند.
میدانستم فقط سه پله بودند.
خزان به نجوا از میان درختان افرا
تمنا میکرد: «همراهم بمیر!»
اندوهگنی مرا فریب داده است.
با سرنوشتی دروغین دگرگون شدهام.»
پاسخ دادم: «جانم، جانم!
من نیز: با تو خواهم مرد.»
این است ترانهی آخرین دیدار.
خانهی تاریک را نگاهی کردم.
فقط در اتاقخواب شمعها میسوختند
با شعلهای زرد و بیخیال.
صبحانه در خانه سوخته![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
مارگارت اتوود
گزینهی اشعار شهاب مقربینشهاب مقربین
ناسورنلی زاکس
بیش از یک روح است مرافرناندو پسوآ
شعر زمان ما؛ نادر نادرپورفیض شریفی
گفتوگوی دو حلزونفدریکو گارسیا لورکا
در آستانه خوشبختی (زندگی نامه رمانگونه فرانتس کافکا)آلویس پرینتس
به حکمت مخروبه ( شعرهای۹۰-۸۹)هرمز علیپور
گل سرخی در زدسارا محمدی اردهالی
و تو چه می دانی درد یعنی چه؟سلیم باباله اوغلو
باغ انار از این طرف استعلی باباچاهی
بلقیس و عاشقانههای دیگرنزار قبانی
نامه های عاشقانه پابلو نرودا به آلبرتینا رزاپابلو نرودا
و انکار انجیل من استعلی احمد سعید اسبر آدونیس
پنهاننوشتههای یک عاشق قرمطینزار قبانی
پیام عاشقینزار قبانی
گزیده اشعار سیلویا پلاتاسدالله امرایی
عشق با صدای بلنداحمد پوری
دورتر از شاخه نیلوفرمحمود درویش
هیروشیما – ناگاساکی![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
فوکویاما تاکوما
اسب آبی التیام بخش پارک هینودهمیچیکو آئویاما
جسد مردی در باغمارته جاسلین
از دستم عصبانی هستی؟مگ جوزفسون
چیزهایی که از نور پنهان می کنیملوسی اسکور
پرونده اتاق ۶۲۲ژوئل دیکر
فروشگاه فرصت دوبارهکیم هو - یون
چشم ها بهترین بخش اندمونیکا کیم
جایی که آب ما را می بردآلن باریلارو
خروج از قصر ممنوعکریستوفر هیلی

نظرات کاربران
(۷-۳۱-[۱۷۴]) آنا آخماتوا از شاعرانیه که در زمان استالین می زیسته و مضمون اکثر شعرهاش رنج های انسانی و مرگه که میشه گفت شعرهاش آیینه ی قدنمایی از اتفاقات عصر خودشه؛ به نظرم "آمرزشخوانی" از بقیه شعرهاش قشنگ تر بود، فقط
عاااااالی✌👏😊
سلام کتاب خیلی خوبی بود محمدرضا ملکی نژاد شوشتری MIS با تشکر
بر اساس متن انگلیسی می گم شعرها بسیار زیبا و لطیف هستند ولی ترجمه اصلا خوب نیست، کاملا شاعرانگی شعرها رو از بین برده