معرفی و دانلود کتاب ماه نو و مرغان آواره + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب ماه نو و مرغان آواره
off
٪۲۰
subscriptionAvailable

کتاب ماه نو و مرغان آواره

نوع کتاب
۳.۸(از ۵ امتیاز)
انتشارات: 
نشر ثالث

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب ماه نو و مرغان آواره

کتاب ماه نو و مرغان آواره سرودهٔ رابیندرانات تاگور و ترجمهٔ ع. پاشایی است. نشر ثالث این کتاب را منتشر کرده است؛ کتابی حاوی اشعاری از شاعر هندی.

درباره کتاب ماه نو و مرغان آواره

کتاب ماه نو و مرغان آواره سرودهٔ رابیندرانات تاگور، شاعر مشهور هندی است. او از چهار کتاب «تیزی‌ها و صافی‌ها» (۱۸۸۶)، «کشتی زرین» (۱۸۹۳)، «کودک» (۱۹۰۳) و «حلقه گل سرود» (۱۹۱۴) جُنگی درست کرد و آن را به انگلیسی برگرداند و اسم «ماه نو» یا «هلال ماه» را برای آن برگزید. بیش‌تر شعرهای مجموعهٔ «ماه نو» از کتاب «کودک» است. برخی از شعرهای آن در کتاب‌های دیگر شاعر با اسم‌های دیگری آمده است. مجموعه شعر «ماه‌ نو» دربارهٔ کودک است، اما لزوماً کتابی برای کودکان نیست. برخی از این شعرها از زبان بچه‌ها گفته شده است و احساس‌های آنان را بیان می‌کند و برخی دیگر از زبان مادر و پدر بازگو شده است. رابیندرانات تاگور در سال ۱۸۹۹ کتابی به اسم «کنِکا» منتشر کرد. در ۱۹۱۶ به ژاپن رفت و بخشی از آن را به انگلیسی ترجمه کرد و شعرهای دیگری نیز به آن اضافه کرد و با اسم «مرغان آواره» منتشر کرد. کتاب «ماه نو و مرغان آواره» حاوی اشعار این شاعر هندی در این مجموعه‌ها است.

خواندن کتاب ماه نو و مرغان آواره را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به دوستداران اشعار هندی پیشنهاد می‌کنیم. این اثر مانند سایر کتاب‌های شعر جهان مناسب دوست‌داران شعر و ادب و کسانی است که علاقه‌مند به کشف معناهای جدید و سیر در فرهنگ و ادبیات نقاط مختلف جهان هستند. شعر سهل‌ترین پل بین مردم و فرهنگ‌هاست و شعرخواندن راهی جذاب برای کسانی است که نزدیکی و دوستی را بر دوری و دشمنی ترجیح می‌دهند.

بخشی از کتاب ماه نو و مرغان آواره

«رغان آوارهٔ تابستان به کنار پنجره‌ام می‌آیند

آواز می‌خوانند و

پَر می‌کشند.

برگ‌های زرد ِ خاموشِ خزان

آه می‌کشند

پرپر می‌زنند

و به زمین می‌ریزند.

۲

ای گروه کوچک آوارگان جهان

ردّپاهاتان را

در کلامم به جا بگذارید.

۳

جهان

برای عاشقش

پردهٔ عظمت از چهره برمی‌دارد

کوچک می‌شود

مثل یک ترانه

مثل یک بوسهٔ جاودانه.

۴

این اشک‌های زمین است

که لبخندهایش را

شکوفا نگه می‌دارد.

۵

صحرای قدرتمند

از عشق پَرِ علفی می‌سوزد

که سرش را تکان می‌دهد و

می‌خندد و

دور می‌شود.

۶

گریه‌کنی اگر

که آفتاب را ندیده‌ای

ستاره‌ها را هم

نمی‌بینی.

۷

ای آب رقصان

شن‌های راهت

آوازت را و رفتنت را می‌خواهند

تو آیا بارِ لنگی آن‌ها را به دوش می‌کشی؟

۸

چهرهٔ مشتاقش

مثل باران شبانه

اغلب به رؤیاهای من می‌آید.

۹

یک‌بار به خواب دیدیم که بیگانه‌ایم.

بیدار می‌شویم،

که ببینم عزیزان همیم.

۱۰

غم دل

در آرامش

خاموش می‌شود،

مثل شب

در لابلای درخت‌های آرام

۱۱

چند انگشت نادیده

مثل نسیمی بی‌خیال

بر دلم موسیقی موجَک‌ها را می‌نوازند.

۱۲

«ای دریا! زبانت چیست؟»

ــ «زبان پرسش جاویدان.»

«ای آسمان، جواب تو به کدام زبانست؟»

ــ «به زبان خاموشی جاویدان.»

۱۳

دلم

به نجوای جهان گوش‌کن

با تو عشق می‌ورزد.

۱۴

راز آفرینش

به تاریکی شب می‌ماند

بزرگ است این.

فریب‌های دانش اما

مثلِ مِه بامدادی‌اند.

۱۵

عشقت را روی پرتگاه مَنِشان

برای این‌که بلند است.

۱۶

صبح

کنار پنجره می‌نشینم

و جهان

مثل رهگذری

لحظه‌یی آن‌جا می‌ایستد،

سری به من تکان می‌دهد

و می‌رود.

۱۷

این اندیشه‌های کوچک

خش‌خش برگ‌ها هستند،

در دلم شادمانی را زمزمه می‌کنند.

۱۸

هستی آن‌چه به چشمت نمی‌آید

چیزی‌که می‌بینی سایهٔ توست.

۱۹

ای استاد

آرزوهای من ابله‌اند

که میان ترانه‌های تو هیاهو می‌کنند

اما بگذار من سراپا گوش باشم.

۲۰

نمی‌توانم بهترین را انتخاب کنم.

بهترین مرا انتخاب می‌کند.

۲۱

آن‌ها که فانوس‌شان را

پشت سرشان می‌برند

سایه‌هاشان پیش پای‌شان می‌افتد.

۲۲

این که من هستم یک شگفتی همیشه است

که زندگی است.

۲۳

ــ «ما، برگ‌هایی که خش‌خش می‌کنیم

صدایی داریم که به توفان‌ها جواب می‌دهد،

اما تو که این‌طور خاموشی کیستی؟»

ــ «من فقط گُلم.»

۲۴

آسایش به کار تعلق دارد

مثل پلک

که به چشم.

۲۵

سرشت انسان

سرشت کودکانه است

نیروی او

نیروی رشد است.

۲۶

خدا

نه برای خورشید

نه برای زمین،

بل‌که برای گل‌هایی که برای ما می‌فرستد

چشم به راه پاسخ است.

۲۷

نوری که مثل بچه‌یی برهنه

شادمانه

میان برگ‌های سبز بازی می‌کند

نمی‌داند که انسان می‌تواند دروغ بگوید.

۲۸

ای زیبا

خودت را در عشق ببین

نه در چاپلوسی آینه.

۲۹

دلم امواجش را به ساحل جهان می‌کوبد و

با اشک بر آن می‌نویسد:

«دوستت دارم.»

۳۰

ــ «ای ماه، چشم به راه کیستی؟»

ــ «چشم به راه خورشید

که به او درود بفرستم

و راهش را باز کنم.»

۳۱

درخت‌ها

مثل صدای مشتاقِ زمینِ بی‌زبان

تا لب پنجره‌ام بالا می‌آیند.

۳۲

برای خدا بامدادهایش

شگفتی‌های نواَند.»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب ماه نو و مرغان آواره و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:ماه نو و مرغان آواره
موضوع:شعر جهان
نویسنده:رابیندرانات تاگور
مترجم:ع. پاشایی
انتشارات:نشر ثالث
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۳۹۷/۰۲/۱۶
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۰.۸۲ مگابایت
شابک:۹۷۸۹۶۴۳۸۰۶۸۳۵
تعداد صفحه‌ها:۲۶۲ صفحه
قیمت کتاب:۱۰۴۰۰۰ تومان
برچسب:مجموعه شعر معاصر جهان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

Toska
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۱/۰۸

بسیار زیبا ارزش میلیون ها و میلیون ها باز خوندن رو داره زیاد طرفدار شعر های جهان نیستم اما اشعارشون بسیار بسیار زیبا و به وجد آورنده هست هر یکی از شعر هاشون ارزش ساعتها فکر کردن و حرف زدن...بیشتر

۰

بریده‌هایی از کتاب

کتاب‌ها مرا صدا می‌زنند...
۵
از ترس آن‌که مبادا گمت کنم تنگ در آغوشت می‌گیرم. کدام جادو، گنج جهان را در این بازوان لاغر من به دام انداخته است؟
Monika
۳
گریه‌کنی اگر که آفتاب را ندیده‌ای ستاره‌ها را هم نمی‌بینی.
آبی🐋
۲
ای کاش می‌توانستم در دل جهانِ بچه‌ام جای آرامی بگیرم. می‌دانم که جهانش ستاره‌هایی دارد که با او حرف می‌زنند و آسمانی که روی صورتش خم می‌شود تا او را با ابرها ابلهانه و رنگین‌کمان‌هایش سرگرم کند. آن‌ها که وانمود می‌کنند لال‌اند، و به نظر می‌رسند که هیچ‌وقت نمی‌توانستند حرکت کنند، با قصه‌ها و سینی‌های پر از بازیچه‌های درخشان‌شان به پای پنجرهٔ تو می‌خزند.
آبی🐋
۲
این اشک‌های زمین است که لبخندهایش را شکوفا نگه می‌دارد.
Monika
۲
یک‌بار به خواب دیدیم که بیگانه‌ایم. بیدار می‌شویم، که ببینم عزیزان همیم.
Monika
۲
صبح کنار پنجره می‌نشینم و جهان مثل رهگذری لحظه‌یی آن‌جا می‌ایستد، سری به من تکان می‌دهد و می‌رود.
آبی🐋
۱
ای کاش می‌توانستم در دل جهانِ بچه‌ام جای آرامی بگیرم.
Monika
۰
چهرهٔ مشتاقش مثل باران شبانه اغلب به رؤیاهای من می‌آید.
Monika
۰
نوری که مثل بچه‌یی برهنه شادمانه میان برگ‌های سبز بازی می‌کند نمی‌داند که انسان می‌تواند دروغ بگوید.